X
تبلیغات
شيكا
 
   
     
 
 
 

يكي از مشكلات ما در بدو ورود معرفي رفري براي پيدا كردن كار هست. براي اينكه يك ديد كلي دستتون بياد، سوالات زير توي فرم مصاحبه با رفري شركت ما هستش و من دقيقا كپي كردم. همين سوالات رو از رفري من پرسيدند و با اينكه تاكيد كرده بود من رئيسش نبودم باز هم سوالات رو تكرار كردند و نيمساعت وقتش رو گرفتند. دوست من هم كه پرث زندگي مي كنه و سابقا در ايران توي يه شركت كار مي كرديم رفري من شده بود. البته اين براي كار دومم بود و كار اولم از من رفرنس چك نخواست.

Confirm employment dates.

What was his/her position with your Company?

What were his/her duties in this position?

How did he/she perform these duties?

Why did the applicant leave your Company?

What, in you view, are the applicant’s weaknesses?

Would you re-employ the applicant?

Were there any areas in which the applicant failed to meet expectations?

How did the applicant get along with fellow employees? 

Did the applicant have excessive sick leave absences?              

Did the applicant make any WorkCover claims? Please describe the nature of any claims.

What, in your view, are the applicant’s strengths?

 How did the applicant get along with supervisors/managers?

Did the applicant possess a positive work attitude? Please describe.

Were there any areas in which the applicant performed especially well?

Was the applicant punctual and reliable? 

What was the applicant’s attendance like?   

Do you think that the applicant would be able to perform the duties of the position he/she has applied for?

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

بر من چه گذشت؟

بعد از شروع كلاسهاي كاريابي Tafe متوجه شدم كه قرار نيست كسي كمك خاصي توي كار پيدا كردن بكنه و بايد از همون اول خودم دنبال كار باشم. حتي Placement هم خودمون بايد پيدا كنيم و اونها اگه نتونستي ممكنه كمكت كنند و تعهدي هم ندارند كه جايي پيدا كنند. تعداد زيادي آگهي كار اپلاي كردم و يه تعداد از شركتهايي كه فكر مي كردم زمينه كاريشون مرتبطه رو جمع اوري كردم و به همه ايميل زدم (هيچكدوم آگهي كار نزده بودند). اين اتفاقات در اواخر نوامبر 2011 اتفاق افتاد. در يكماهي كه جسته و گريخته (و نه با تمام توان) دنبال كار گشتم حدو چهار تا اينترويو حضوري داشتم. دو تا با ركروتر و دو تا هم با شركت. (يكي از شركتهايي كه همينجوري ايميل فرستاده بودم ابراز تمايل كرد و گفت نيرو لازم دارم و مي خوام ببينمت) من رزومه ام رو بر اساس فقط يك تخصص نوشته بودم و اون موقع به نظر شرايط خيلي بد نبود چون به هر حال كار گير آوردم. ركروتر ها رو به مرحله بعد نرسيدم و گفتند كه اون شركتها اشخاص ديگري رو شورت ليست كرده اند ولي اون دو تا شركت بهم دوتا جاب آفر همزمان دادند. با توجه به اينكه يكيشون گفت تا زماني كه پروژه دستم باشي بهت نياز خواهم داشت و اون يكي گفته بود براي شش ماه، انتخابم رو روي شركت كوچكتر انجام دادم. البته بهم گفت برو سال بعد بيا سر كار و عملا من از زمان ورود به استراليا سه ماه رو از جيب خوردم و كار نداشتم ولي خيلي خوشحال بودم چون مشكل ندشتن سابقه لوكال رو پشت سر گذاشته بودم. اما هنوز مطمئن نيستم كه انتخابم درست بوده يا نه. اون پروژه تموم شد و پروژه بعدي هم اومد. اينقدر سرمون ماههاي اول شلوغ بود كه چند بار تا ساعت شش يا هفت موندم و حتي چند بار شنبه ها رفتيم سر كار (اضافه كاري نمي داد ولي بابت شنبه ها يه روز وسط هفته البته بعد پروژه تعطيل مي شديم). اما بعد از شش ماه يكدفعه تمام پروژه ها تموم شد و هيچ خبري نشد. شركتها هم شروع كردند به تعديل نيرو. تويوتا فورد و هولدن هم تعديل نيرو داشتند. برخي قطعه سازي ها هم همينطور. دو ماه صبر كردم شايد بهم بگه كه نيازي نداره و دنبال كار بگرد و يا اينكه شرايط بازار كار عوض بشه و نياز نباشه كار عوض كنم چون احساس مي كردم بهش مديونم. ولي خبري نشد. ماه سوم بيكاريمون ديگه شروع كردم اپلاي كردن. تمام كارهاي مربوطه رو اپلاي ميردم. ولي خبري نمي شد. حتي همكارم هم كه اوزي بود و اپلاي ميكرد نتونست كار جديد گير بياره چون تعداد آگهي ها به شدت كم شده بود و بازار كار پر از نيروي متخصص و جوياي كار. همه اوزي و با سالها سابقه كار. يكي از مشكلات بازار كار استراليا همينه كه بازنشستگي ندارند و اگه دايناسورها رو اينجا بازنشسته كنند كلي اشتغال ايجاد ميشه.

بعد از سه ماه بيكاري (من و همكارم عملا مشغول يادگيري نرم افزارها و دستگاههاي جديد بوديم كه رئيسم تهيه كرده بود) يك روز بعد از ظهر و موقعي كه داشتم مي رفتم خونه، رئيسم من رو صدا زد و گفت چيزي كه مي خوام بهت بگم خبري خوبي نيست. من هم گفتم نگران نباشيد. مي دونم چه خبره و آمادگيش رو زودتر از اينها داشتم. اونهم يه كاغذ گذاشت جلوم و گفت امروز حقوق تا چهار هفته بعدت بعلاوه مرخصيهاي استفاده نشده ات رو ريختم به حسابت اگه راضي هستي اين برگه رو امضا كن. اين يكي هم رفرنس لتر و از فردا اگه خواستي پرينت بگيري مشكل نداره ولي من كاري ندارم كه برات تعريف كنم.

به همين راحتي. واقعا شوكه شدم. هميشه فكر مي كردم يك ماه قبل مي خواد بهم بگه و من آماده خداحافظي اينجوري ناگهاني نبودم. و اين شد كه بعد نه ماه دوباره روز از نو روزي از نو. دقيقا در سالگرد ورودمون به استراليا دوباره بيكار بودم.

اين بار با تمام قوا شروع كردم به اپلاي كردن كار. رزومه ام رو براي تك تك آگهي ها آماده  مي كردم و مي فرستادم. اين دفعه نه فقط تخصص اصليم بلكه تو هر زمينه يه مقدار سابقه كاري دارم و رزومه ام رو براي هر كدوم منطبق با همون تغيير دادم. اين دفعه نه تنها صنايع خودرو بلكه صنايع غذايي و معدني و غيره رو هم هدف قرار دادم. اما انگار سال 2012 سال قحطيه. فقط آخر هفته مي نشستم تمام آگهي هاي مهندسي مكانيك رو باز مي كردم كه تعدادش براي ملبورن قابل توجه نبود. حتي نامرتبط ها رو هم اپلاي مي كردم. بعدا براي ساير ايالتها هم اپلاي كردم. بعد مدتي تلاش فقط دو تا مصاحبه حضوري بدست آوردم كه يكيش با ركروتر بود و براي بنديگو كه بنديگو هم رفتم با مديرعامل شركته مصاحبه دادم. اون يكي براي ملبورن كه سه مرحله مصاحبه حضوري داشت و نهايتا منجر به كار شد. براي اين كه هيچ مورد رو  بي اهميت ندونيد يه نكته رو بگم. من اين كار دومي رو كه گير اوردم حدود سه هفته قبلش يك آگهي مشابه از همين شركت ديده بودم البته براي يه پست ديگه. با اينكه اون اگهي خيلي به من نزديكتر بود ولي همون مرحله اول ايميل زدند كه خوشمون نيومد و حتي به مرحله تلفن زدن هم نرسيد. آگهي دوم رو كه ديدم به نظرم غير مرتبط اومد و خيلي كلي و اصلا ربطي به سابقه من نداشت. من هم رزومه كلي خودم رو بدون هيچ تغييري براشون دوباره فرستادم ولي از همون روزي كه تلفن زد معلوم بود خوشش اومده.

بار اول به نظرم موفقتر بودم چون با وجود نداشتن سابقه لوكال و عدم تجربه كلاسهاي كاريابي، چهارتا مصاحبه حضوري در يكماه داشتم. اما بار دوم با وجود اينكه سابقه كار لوكال داشتم و پروژه هاي قابل توجهي انجام داده بودم و كلاس رزومه نويسي و اينترويو هم رفته بودم فقط براي دو كار مصاحبه حضوري داشتم و هر دو هم ربط مستقيمي به تجربه من نداشتند. به هر حال كار كاره و دفعه بعد من تجربه يك مسئوليت جديد رو هم خواهم نداشت.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

قبلا فکر میکردم هر کس شش ماه خارج از کشور زندگی کنه دیگه آخر زبان انگلیسیه. الان یکساله که اینجام ولی از پیشرفتم به هیچ وجه راضی نیستم. تازه کارم رو عوض کردم و از یه شرکت که همکارام مهاجر بودند رفتم جایی که اطرافیانم اوزی هستند ولی توی برقراری ارتباط و بیان احساسات و گپ و گفت دوستانه به شدت مشکل دارم. شرکتهای پر مهاجر وضعیتش خیلی بهتره. فهمیدن صددرصد حرفهایی که توی جلسات کاری رد و بدل میشه برای اظهار نظر کردن ضروریه ولی با نفهمیدن فقط بخش کوچکی از صحبت ها ممکنه اظهار نظر غیر مرتبت بکنی. ضمن اینکه توی محیط کارخونه تلق و تلوق زیاده و تازه اینا با این لهجه درب و داغونشون باهام صحبت می کنند یا از همه بد تر پشت تلفن یه قضیه رو شرح میدند و تو اونوقت باید تصمیم گیری کنی و  بهشون جواب بدی. خدا به خیر بگذرونه. خوش به حال هندی ها و فیلیپینی ها و بقیه اونایی که انگلیسی رو توی کشور خودشون مسلط می شند نه اینکه مثل ما اینجا تازه باید بزنی تو سرت و زبانت رو تقویت کنی. یه عمر کلاس زبان انگلیسی رفتیم آخرش هم هیچ پخی توی زبان نشدیم. حداقل عربی هم یاد نگرفتیم دلمون خوش باشه.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

دولت استراليا به برخي افراد يارانه كربن تكس پرداخت مي كنه. براي اينكه ببينيد كدوم يك از پرداختهاشون ممكنه به درد شما بخوره به سايت Human Services مراجعه كنيد:

 Household Assistance Package

http://www.humanservices.gov.au/customer/subjects/clean-energy-future

من مي خوام در مورد: Low Income Supplement for 2011-2012 financial year صحبت كنم. مبلغش 300 دلاره و بيشتر به درد افرادي ميخوره كه به هر دليلي سال مالي قبل چند ماهي بيكار بوده اند و حقوقشون كمتر از مقادير تعيين شده هستش.

اين كمك هزينه در صورتي شاملتون ميشه كه :

 - در سال مالي 2011-2012 رزيدنت استراليا بوده باشيد (قبل از جولاي ۲۰۱۱ به استراليا مهاجرت كرده باشيد).

- در دوره ذكر شده بيش از 39 هفته در استراليا حضور داشته باشيد.

 - جمع حقوق دريافتيتون در سال مالي مذكور، اگه مجرد هستيد 30000 و كمتر، متاهل 45000 و كمتر (جمع حقوق شما و همسرتون)، بچه دارها 60000 و كمتر.

 - خودتون يا همسرتون براي تكس ريترن اقدام كرده باشيد و برگه Notice of Assessment رو دريافت كرده باشيد (يكنفر كفايت ميكنه ولي اگه هر دو حقوق گرفته ايد هر دو بايد اقدام كرده باشيد.) و مبلغ Assessed Tax Payable ذكر شده در برگه مذكور كمتر از 300 دلار بوده باشه. عملا يعني اگه سال قبل از حقوقتون ماليات پرداخت كرده بوديد، بعد از تكس ريترين، به حسابتون برگشت داده شده. ( در مورد زوجهایی که هیچکدومشون شاغل نبوده اند و برای تکس ریترن نیازی به اقدام ندارند اطلاعی ندارم)

اگه قبلا عضو سنترلينك شده ايد كه مي شه آنلاين اقدام كرد و گرنه بايد حضورا مراجعه كنيد. البته در روش آنلاين هم بايد براي ارائه مدارك زير حضورا مراجعه كنيد:

 - پاسپورت ايراني 40 امتياز+گواهينامه استراليايي 40 امتياز +كارت مديكر 20 امتياز (جمعا 100 امتياز) يا ساير مداركي كه در سايت مربوطه براي تكميل 100 امتياز مورد قبول باشه+ شماره حساب بانكي تون+برگه Notice of Assessment .

من شرايط زماني اخذ اون رو ندارم ولي يكي از دوستان مجرد كه اقدام كرده، ظاهرا كمتر از يكماه پول به حسابش واريز شده.

يه آدرسي هم هست براي خود ارزيابي (اينكه ببينيد آيا بهتون تعلق ميگيره يا نه):

 http://www.humanservices.gov.au/customer/enablers/centrelink/low-income-supplement/self-assessment-tool

 

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
  يك سايت هستش كه مقدار ماليات كسر شده از حقوق رو با وارد كردن حقوق ساليانه -بدون لحاظ سوپر- محاسبه ميكنه. البته اطلاعات دقيق رو بايد از سايت:

http://www.ato.gov.au/

چك كنيد و خودتون حساب كتاب كنيد ولي اين سايت سريع محاسبه ميكنه.

اين هم لينكش:

http://www.taxcalc.com.au/

به طور كلي در نيمه دوم سال ۲۰۱۲ و نيمه اول ۲۰۱۳، ۱۸۲۰۰ دلار معاف از مالياته. بيش از اون و تا مبلغ ۳۷۰۰۰ دلار در سال، ۱۹ درصد ماليات داره. مبلغ مازاد از ۳۷۰۰۰ تا ۸۰۰۰۰ حدود ۳۲.۵ درصد ماليات داره و الي آخر. براي نمونه:

 براي اينكه ۳۰۰۰ دلار در ماه بياد تو جيبتون، بايد حقوقتون حداقل سالي ۴۱۱۵۹ دلار باشه (پلاس سوپر).

حقوق ساليانه

حقوق ماهيانه دريافتي

دلار استراليا

پس از كسر ماليات

41159

3000

50461

3500

59763

4000

69011

4500

78102

5000

87719

5500

97475

6000

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

در مورد كاريابي و رزومه نويسي مطالب و مباحث اينقدر زياده كه در يك يا دو پست نمي گنجه. توصيه هاي مختلف توي سايت مايگرنت هلپ دوستان كرده اند كه بعضيهاش كلي هستش و بعضيها تجارب شخصي و نظرات افراد كه نميشه به همه تعميم داد. دوستان زيادي با تخصص IT به بيان خاطرات و شرح ماوقع پرداخته اند كه هم سخاوت اونها رو مي رسونه و ممكنه يك دليل ديگه اين باشه كه شرايط بازار كارشون مناسبتر از بقيه رشته هاست. اما در خصوص رشته مكانيك كمتر بحث شده و يا خيلي كلي بوده. هر چند در رشته مكانيك هم مثل خيلي رشته هاي ديگه مثل عمران و IT تخصص هاي مختلفي مي شه داشت و بازار كار اينجا هم به شدت تخصص گراست. نمي شه به صورت كلي گفت كه اگه رشتتون مثلا كامپيوتره، سه سوته كار گير مياريد و برای هر نفر شرایط متفاوته ولي كاش همه اطلاعات رو شير مي كرديم تا كساني كه به اطلاعات نياز دارند بهش دسترسي داشته باشند چون به هر حال هميشه مواقعي خواهد بود كه ما هم به اطلاعات نياز داشته باشيم. تو نيكي مي كن و در دجله انداز كه ايزد در بيابانت دهد باز. تصميم دارم سر فرصت شرح ماوقع رو بنويسم ولي فعلا نظرم رو در مورد كلاسهاي كاريابي مي گم.

من نمي خوام مطالب دوره هاي Tafe و جزوات مربوطه مثل Skill Max رو اينجا باز گو كنم چون خودتون مي تونيد پيدا و مطالعه كنيد. مي خوام يك شماي كلي رو از ديدگاه خودم بيان كنم.

ما چهاردهمين روز پس از ورود به استراليا كلاسهاي Tafe رو شروع كرديم و بهمون فشار اومد چون فقط ده روز رو دنبال خونه رفتيم و بعدش هم تا مدتي درگير خريد وسايل.

من خودم رفتم باكس هيل كه مدتش هفت هفته بود و خانمم هلمزگلن كه حدود پنج ماه طول كشيد (يكماه و نيم بينش تعطيلات سال نو داشتند).  هر دو دوره هم Placement  به مدت 4 تا 6 هفته داشت . به نظر مي رسه هر فصل سال دوره جديدي آغاز ميكنند. دوره ما از اكتبر بود و دوره بعدي از فوريه. قيمت باكس هيل چون بچه  نداشتيم حدود 480 دلار (براي دوستاني كه بچه دار بودند كمي كمتر از 200 دلار بود) و هلمزگلن 180 دلار شد(این قیمتها با توجه به ویزای پی آر و استفاده از فاند دولتی هستش و قیمتهای آزاد بیشتر از اینهاست. برای ویزای موقت بر حسب نوع ویزا باید بپرسید). من Placement باكس هيل رو نرفتم چون كار گيرم اومده بود ولي خانمم رفت كه منجر به كار هم نشد. در مقايسه ايندو به نظرم مي رسه كه دوره باكس هيل بهتر باشه چون فقط هفت هفته است كه هفته پنجم و هفتم عملا كلاس داير نيست و اينترويو انجام ميشه تا با شرايط واقعي آشنا بشيد. اما اشكالش اينه كه اين مدت كوتاه به اونصورت روي سطح زبانتون تاثيره نمي ذاره ولي اعتماد به نفستون بيشتر ميشه و مي دونيد كه چطور مصاحبه ها رو پاسخ بديد. توي موسسه باكس هيل معمولا تعداد زيادي از افراد حاضر در كلاس ايراني اند كه تمايل دارند با هم فارسي صحبت كنند كه زياد جالب به نظر نمي رسه. مخصوصا ما ايراني ها كه گفتمان سياسي مون و خرده گيري به هر چيزي خوبه. بعضي از دوستان نظرشون اين بود كه وقتشون با اين كلاسها تلف شد و حتي بعضي ها Placement  هم نتونستند گير بيارند كه احتمالا به خاطر خاص بودن سابقه كاريشون بوده. توي هلمزگلن غير از خانمم ايراني ديگه اي نبود و تعداد كلشون هم كمتر از ما بود و روي زبان هم بيشتر كار كردند ولي معلمهاشون به دلسوزي معلمهاي باكس هيل نبودند (البته يكنفر به نام جيل نوبل كه چند تا كتاب نوشته و حتي باكس هيل ازش دعوت كردند اومد برامون سمينار گذاشت، اطلاعات خوبي خصوصا در مورد رزومه نويسي ارائه ميكنه). ضمنا هلمزگلن از خانمم آزمون زبان گرفتند تا ببينند در چه سطحي هستش شايد چون مين اپليكنت نبوده ولي در عين حال نمره آيلتس شش ونيم داشت، ولي باكس هيل آزمون زبان نداره فقط باهاتون حضوري يا تلفني يه گپي مي زنند ببينند مي تونيد سر كلاس بشينيد يا نه.

كلا اطلاعات رزومه نويسي هلمزگلن كاملتر بود. حتي توي جزوه اسكيل مكس اطلاعات روزمه نويسيش كاملتر از اونيه كه به ما گفتند ولي روي تصحيح گرامر رزومه يك خانمي به نام جني توي باكس هيل بود كه واقعا دلسوزي مي كرد و وقت مي گذاشت و اجازه مي داد كه از اسمش به عنوان رفري استفاده بشه.

خلاصه اين كه اين دوره ها خوبند يا بد؟ بريد يا نريد؟

من خودم شخصا اگه زمان به عقب برگرده دوباره هم شركت خواهم كرد و قطعا اطلاعات مفيدي ياد گرفتم كه بدون اونها در شرايط بازار كار نيمه دوم سال 2012 كار گيرآوردن برام شايد سخت تر مي بود. ممكنه شما ذاتا توان ارائه تون خوب باشه و با مطالعه اطلاعات و فايلهاي موجود در يوتيوب و ... از پس كار بر بياييد كه خيلي هم سخت نيست. اما من نياز به چنين كلاسي داشتم.

در عين حال سال 2011 بدون استفاده از اطلاعات كلاس و فقط با اولين رزومه اي كه بدون تصحيح توسط مربيان باكس هيل تهيه كرده بودم كار اولم در استراليا رو گير آوردم .

غير از هلمزگلن و باكس هيل و ايمز، موسسات ديگه هم هستند كه اين دوره ها رو برقرار دارند مثل NMIT و Swinburne Uni و ... . به همه اين كلاسها من فقط يك ايراد وارد مي دونم. اونهم مدركي كه صادر مي كنند. نه تنها هيچ ارزشي نداره بلكه مضرراتش بيشتره. به كساني كه دوره شركت كنند Certificate IV مي دند كه هيچ جا هم نيازي به ارائه اش نيست. دوستاني بودند كه ماهها بعد از Placement هنوز كار گيرشون نيومده بود و تصميم گرفته بودند برند دنبال كارهاي متفرقه. از اونجا كه اكثر كارها در استراليا نياز به Certificate دارند مجبور بودند دوره هاي Tafe  مربوط به اون Certificate رو بگذرونند تا بعدش براي كار مورد نظر اپلاي كنند اما از اونجا كه اكثر اين دوره ها Certificate II يا III صادر مي كنند، براي استفاده از فاند دولتي نبايد Certificate بالاتر از اون رو داشته باشيد وگرنه بايد هزينه رو از جيب مبارك بديد. كه بر حسب دوره مي تونه  توي رنج دو هزار يا حتي دوبرابر و بيشتر باشه. البته تاكيد مي كنم شخصا نپرسيده ام.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

"كساني هستند كه فرشتگان جانشان را مي ستانند در حالي كه بر خويشتن ستم كرده بودند. از آنها مي پرسند:
در چه كاري بوديد؟
گويند: ما روي زمين مردمي بوديم زبون گشته،
فرشتگان گويند: آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن مهاجرت كنيد؟
مكان اينان جهنم است و سرانجامشان بد. مگر مردان و زنان ناتواني كه هيچ چاره اي نيابند و به هيچ جا راه نبرند. باشد كه خدا عفوشان كند كه خدا عفوكننده و آمرزنده است."

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

اگه زمان برگرده دوباره ميايم. قطعاً. هيچ ترديدي نداريم. اما ممكنه با توجه به شرايط مالي اين بار تصميم بگيرم مجردي بيام و تا پيدا كردن كار، خانمم ايران بمونه تا هزينه ها كاهش پيدا كنه. چون واقعا ريسك پيدا نكردن كار زياده و بايد با آمادگي بياييم. مجردي ميشه يه مقدار هزينه ها رو مديريت كرد. مخصوصا اينكه ما در سال 2011 اومديم و اگه مي خواستيم در سال 2012 با اين شرايط ارزي بياييم، امكان تشكيل زندگي مستقل اينجا نداشتيم و بايد خونه شير مي گرفتيم تازه اون هم اولش مجردي مي اومدم. براي يك زندگي معمولي براي دو سال اول 65000 دلار پول لازم داشتيم كه كمتر از 40 هزارتاش براي شروع زندگي و مخارج سال اوله و بقيه اش هزينه زندگي در سال دوم. هر چند بخش زيادي از هزينه ها رو اينجا سركار بدست آوردم و غير از سه ماه اول از جيب نخورديم. 

نهايتاً اينكه دوباره هم مي اومديم تا بعدها پشيمون نشيم. حتي اگه كار مرتبط گيرم نمي اومد. خيلي ها كار غير مرتبط مي كنند و شرايط خوبي هم دارند البته كمي طول كشيده كه جا بيافتند. مهاجرت سخته و بايد با آمادگي بياييد. هم روحي هم مالي. ولي دوران سختي اون تموم شدنيه و اونوقت از زندگيتون لذت خواهيد برد. نه بخاطر اينكه امكانات اينجا بيشتره. حتي ممكنه بعضي از زمينه ها شرايط كشور خودمون بهتر باشه ولي سبك زندگي در اينجا و آرامش مردمانش و رعايت حقوق  ديگران و طبيعت اينجا اينقدر لذت بخش هست كه ما تمام دارايي زندگي و كارمون رو در ايران فداي رسيدن به اون بكنيم. شايد هم به دليل همين آرامش بيش از حده كه بعضيها خصوصا كساني كه از شلوغي و جنب و جوش خوششون مياد، استراليا و خاصاً ملبورن به مذاقشون سازگار نيست.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

قبلا اطلاعات كلي در مورد هزينه ها توي لينك زير داده بودم.

http://kaam.blogfa.com/post-111.aspx

الان بعد از نه ماه هنوز هزينه هامون حدود ماهي 2500 تا 3000در نوسان هست (بسته به اینکه خرید متفرقه مثل لباس و وسایل خونه داشته باشیم یا نه). البته اگه سركار نبودم مي شد تا  2300 يا كمي كمتر مديريتش كرد و كاهش داد.

- قبض برق براي سه ماهه پاييز حدود 650 دلار اومد. يعني ماهي بيش از 200 دلار. از ابتداي زمستون هم اطلاعيه برامون اومد كه قيمت برق با تعرفه جديد محاسبه ميشه كه بيش از 15 درصد افزايش رو در بر ميگيره.  (در تعرفه قديم بايد روزي 59 سنت رو به صورت ثابت مي داديم و علاوه بر اون به ازاء هر كيلو وات ساعت، نوزده و نيم سنت. در تعرفه جديد بايد روزي 79 سنت بديم و هر كيلووات ساعت رو بيست و دو و نيم محاسبه مي كنند. سه ماهه پاييز رو ما 2770 كيلو وات برق هدر ديديم در حالي كه سه ماهه بهار و تابستون فقط 300 تا 400. به عبارتي شش ماهه اول سال ماهي 100 كيلو وات و پاييز ماهي بيش از 900 كيلو وات ساعت. )

توضيح جديد اينكه قبض زمستونمون 660 دلار اومد و قبوض برقمون ده درصد تخفيف پرداخت به موقع داره يعني عملا ششصد دلار.

- قبض آب سه ماهه پاييز 56 دلار يعني ماهي نزديك 19 دلار

- هزينه تلفن همراهمون كاهش داشته و دوتامون ماهي حتي ده دلار به زحمت هزينه تلفنمون ميشه. شايد هم كمتر.

- به ندرت از وسايل حمل و نقل عمومي استفاده مي كنم و عملا هزينه اش رو صفر در نظر ميگيرم. چون خانمم هم خونه است و زياد بيرون نميره. حدود ماهي 120 دلار پول بنزين مي دم كه اگه پول بيمه و رجو هم سرشكن كنيد ميشه ماهي دويست دلار براي ماشين. البته تعميرات مهم رو لحاظ نكردم (تا الان فقط روغن موتور عوض كردم و سرويس جزئي كه هر دفعه 80 دلار شد). البته این هزینه های بنزین برای موقعیه که سر کار می رفتم و روزی ۳۶ کیلومتر رانندگی می کردم. کار بعدیم که دورتره مصرف بنزین به ۱۸۰ دلار افزایش پیدا کرده. اگه سر کار نرید و کلاس هم نداشته باشید ماهی کمتر از ۵۰ دلار حساب کنید. 

- هزينه مواد غذايي كه شامل گوشت و نون و شير و غيره (غیر از میوه و سبزی) ماهي 400 دلار:

هر دو ماه و گاهی ماهي يكبار برای خريد گوشت و مواد لازم پخت و پز ايراني داريم كه مي ريم افغان ماركت . قيمتهاي برخي مواد غذايي نسبت به ايران منصفانه است.  مثلا گوشت چرخكرده كم چربي كيلويي 9 دلار (پرچربي ارزون تره) و گوشت گوسفند هشت و نيم دلار و مرغ 4 تا 8 دلار بسته به اينكه كجاي مرغ رو انتخاب كنيد.

مواد غذايي ايراني دندنونگ گرونه ولي نسبت به هزينه ماهيانه چيزي نميشه. مثلا آب انار تكدانه 3 دلاره يا كشك سميه بزرگ 11 دلار و ... هر دفعه افغان ماركت ميريم حدود شصت تا هفتاد دلار خريد مي كنيم.

ماهي در سابرب ما كمي گرونه. يكي دو مدل كه فقط دندنونگ ماركت و ويكتوريا ماركت ديدم، كيلويي 4 دلاره و يا 8 دلار. بقيه مدلها گرونتره.سابرب ما قيمتهاي ماهي از كيلويي 15 دلار شروع ميشه. از وقتی با اوکلی مارکت آشنا شده ایم (سابرب کناریمون که یونانی اند) هفته ای یه بار می ریم اوجا خرید و ماهی کیلویی از ۵ دلار تا ۲۰ دلار می خریم. کلا ارزون در میاد چون برای یک وعده دو نفر ما ۴۰۰ تا ۵۰۰ گرم می خریم که دو دلار تا هفت هشت دلار بیشتر در نمی یاد. معمولا زیر ۵ دلاره برای یک وعده و تنوعش زیاده. (در سه ماه اخیر یادم نمی یاد دو ماهی شبیه هم خورده باشیم). مثلا خرچنگ کیلویی ده دلار یا یه ماهی شبیه ماهی سفید کیلویی شش دلار و ماهی اسنپر کیلویی ۱۴ دلار.

هفته اي يكبار هم خريد مواد غذايي ديگه رو انجام مي ديم و ميريم فروشگاه هاي زنجيره اي. انتخاب زيادي داريم مثلا يك  Safeway و سه تا Woolworth و دو تا Coles نزديكمون هست كه با ماشين تا هركدوم پنج شش دقيقه تا حداكثر ده دقيقه راهه. البته فروشگاه هاي IGA هم هست كه ازشون خوشم نيومد.

قيمتهاي مواد غذايي رو مي تونيد بريد توي سايت فروشگاههاي زنجيره اي كه ما ازشون خريد مي كنيم يعني Coles و Woolworth چك كنيد. (وارد بخش خريد آنلاين بشيد). از اين فروشگاهها مي تونيد ميوه و سبزيجات رو هم بخري ولي كمي گرونتر از ميوه فروشيها.

برخي از مواد غذايي كه من امروز خريدم (قيمتها توي ماه هاي مختلف و سابربهاي مختلف تغيير مي كنه):

شير: ليتري يك دلار

روغن زيتون كربونل 500 ميلي ليتري 5 دلار البته ماركهاي ارزونتر هم هست. روغن زیتون ۴ لیتری از ۱۵ تا ۲۰ دلار (کربونل مخصوص سرخ کردن ۲۰ دلار که با تخفیف ۲۵ درصدی شد ۱۵ دلار). کبرام ۷۵۰ میلی لیتری ۱۰ دلار.

پنير 600 گرمي فتا كم چرب 12 دلار (البته فله اي هم دارند كه از كيلويي 13 دلار شروع ميشه)

نون تست دو بسته 6 دلار كه مصرف دو هفتمون مي شه. مدل هاي گرون تر و ارزون تر هم هست كه ارزون ترها زياد با كيفيت نيست. نون خوبشون رو نونوايي ها 4 تا 5 دلار مي دند. محض تنوع گاهي خودمون نون مي پزيم.

شامپوي هدز اند شولدر 200 ميلي ليتري 6 دلار

با توجه به اينكه هفته قبل خريد زيادي انجام داده بوديم، اين هفتمون فقط 40 دلار از Woolworth شد.

- هزينه ميوه و سبزيجات هفته اي حدود سي دلار (براي خريد گوشت و محصولات ايراني كه به افغان ماركت مي ريم بعدش از دندنونگ ماركت بعضي از ميوه ها رو هم مي خريم كه ارزونتر از طرف ماست ولي كيفيت كمي پايينتر)

گوجه الان 2 دلاره ولي مدلهاي گرونتر هم داره. هفته هاي پيش 3 دلار بود. كيفيتش هم بدتر.

كاهو  هر عدد 2.99 دلار

قارچ كيلويي 9.99 دلار

سيب زميني شسته شده كيلويي 1.79

ريحان (يك بسته كوچيك) 3.49 شويد بسته اي 2.49 و گشنيز 1.99 كه كمي از بسته هاي سبزي تهران كه يه زماني 100 تومن بود بزرگترند. شايد دو برابر.

گلابي و سيب 1.99 دلار. سيب آبگيري كيسه اي يك دلار كه فكر كنم دو كيلو سيب داشته باشه و سيبهاش سالمه و آب خوبي هم داره. انواع سيب با قيمتهاي مختلف از 1.5 دلار به بالا وجود داره.

يك عدد شلغم 1.29 دلار (ما برگش رو توي آش رشته مي ريزيم)

موز كيلويي 3.29 (هفته قبل دندنونگ ماركت خريديم 1.5)

كدو و بادمجون قلمي كيلويي 6.99 (بادمجون رو هفته قبل از دندنونگ ماركت خريديم 3 دلار و دو هفته قبل از safeway خريديم 10 دلار). بادمجون دلمه اي كمي ارزون تره.

هويچ كيلويي 1.49 و نهايتا لوبيا سبز كيلويي 9.99

خريد اين هفته ميوه و سبزيجاتمون شد 31 دلار.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

در استراليا چيزي به نام حقوق بازنشستگي به اون صورت كه ايران هست وجود نداره. ماهيانه با توجه به حقوق و بسته به قرارداد با شركت از 9 درصد به بالا رو به صورت ماهيانه براتون  به حسابي ميريزند كه بعد از شصت سالگي و يا در صورت خروج دائمي از استراليا اجازه برداشت از اون رو داريد. مي تونيد توي شركت هاي مختلف اكانت سوپر باز كنيد و ماهيانه سوپرتون به حسابش واريز ميشه.  مي تونيد تعيين كنيد كه با پولتون چه جوري سرمايه گذاري بشه و آيا شركت مربوطه هر جوري كه دوست داشت سرمايه گذاري كنه يا اينكه خودتون تصميم بگيريد و يا تركيب هر دو. از رئيسم پرسيدم كدوم سوپر براي شما راحت تره كه Australian Super رو معرفي كرد و همينطور Rest كه من  Australian Super رو انتخاب كردم. تعدادي از شركتهاي سوپر مطرح به ترتيب حروف الفبا:

  • AustralianSuper
  • CareSuper
  • Catholic Super
  • HESTA Super
  • HOSTPLUS
  • InTrust Super
  • NGS Super
  • REST
  • Sunsuper
  • Telstra Super

بعد از اينكه اكانت باز كرديد تا شش ماه بايد پول به اون واريز بشه وگرنه اتوماتيك بسته ميشه. اينترنتي مي تونيد اونرا باز كنيد و نياز به اطلاعات شركتتون هم داره مثلا شماره ثبت و غيره. مي تونيد هر چقدر مي دونيد رو وارد كنيد و ذخيره كنيد و اطلاعاتي كه نمي دونيد رو يادداشت كنيد از شركت بپرسيد و بعدا مجددا وارد كنيد.

دقت كنيد كه بعد از باز كردن اكانت براتون welcome pack  مياد در خونه. براي من بار اول هيچي نيومد. شماره اكانت رو هم به كارفرما داده بودم. بعد از دو ماه بهشون اتفاقي زنگ زدم و گفتم كه من يه اكانت با اين شماره ايجاد كردم خواستم ببينم مشكلي چيزي نداشته باشه ولي گفتند كه توي ديتا بيس ما ثبت نشده. در حالي كه من اينترنتي مي تونستم اكانت رو چك كنم. بنابراين يه اكانت ديگه ايجاد كردم كه اين دفعه مشكل نداشت. خوشبختانه كارفرما هم چيزي رد نكرده بود و معمولا سوپر رو با تاخير رد مي كنه. بعد از اولين پولي كه واريز شد يك كارت هم فرستادند.

ضمنا شركت super fund رو مي تونيد تغيير بديد و حتي موجودي سوپرتون رو كلا به شركت جديد منتقل كنيد.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

از اونجا كه توي استراليا اغلب خدمات پزشكي رايگانه و توي اين مدت كه ما چند بار دكتر و آزمايشگاه رفتيم فقط پول دارو پرداخت كرديم، نمي دونم چه ضرورتي براي استفاده از بيمه تكميلي وجود داره. ظاهرا يكي از مزاياي اون اينه كه مي توني اتاق خصوصي توي بيمارستان عمومي (كه ظاهرا  اتاقهاي دو نفره داره) بگيري و يا اينكه در صورتيكه بيماري اورژانسي نداشته باشي، در حالت عادي بايد صبركني تا نوبتت بشه عملت كنند(چند ماه و حتي ممكنه دو سه سال) ولي با بيمه تكميلي اين زمان رو نداري و پزشكت رو هم مي توني انتخاب كني. و يك سري مزاياي ديگه كه براي من جذاب نبود ولي از اونجا كه سنمون بالاي سي ساله، در صورتي كه سال اول ورودمون عضو بشيم مي تونيم از سي درصد Government Rebate استفاده كنيم . بعد از سال اول اين تخفيف شامل حالمون نميشه كه در دراز مدت مبلغش قابل توجهه. لذا تصميم گرفتيم به عضويت يكي از بيمه ها در بيايم.

بيمه تكميلي شامل دو قسمت ميشه:

Hospital Cover

Extras Cover

بيمه هاي مختلفي از قبيل BUPA و medibank و nib وجود داره كه قيمتهاشون شبيه همند. براي افراد جوان و مجرد قيمتها خيلي پايين تره ولي براي يكي زوج دونفره به نظرم خيلي غير منطقي مياد. من تا سال 90 كه ايران بوديم ماهي 14 هزارتومن ميدادم و بخش زيادي از پول ويزيت  دكتر و دارو و بيمارستان و ... رو از بيمه ميگرفتم (فكر كنم همين مقدار هم شركتمون روش ميذاشت) ولي اينجا مبالغ به مراتب بالاتره.  براي يك زوج بين سي تا چهل سال از 150 دلار شروع مي شه تا نزديك سيصد دلار بسته به اينكه چه سطحي از دو مورد بالا رو انتخاب كنيد.

هزينه هاي بيمارستاني و Extras  هر كدوم سطوح مختلف داره كه قيمتش هم به تناسب تغيير ميكنه. با توجه به اينكه هنوز سطح حقوقي من پايينه تصميم گرفتم اولين سطح بيمارستاني رو كه Basic Hospital هستش رو انتخاب كنم (با Excess 500 يعني تا سقف 500 دلار در سال براي هر نفر رو بايد خودم بدم و مابقيش رو بيمه) و در آينده به Mid Hospital ارتقاء بدم. Extras  رو هم ابتدا 70 درصد Claim Back رو انتخاب كردم. هزينه ماهيانه 220 دلار بايد براي اين انتخاب مي دادم كه تازه اين قيمت بعد از لحاظ 30 درصد Government Rebate هستش.ماه دوم تصميم گرفتم Extras رو كلا حذف كنم كه به راحتي وارد سايت اينترنتيشون شدم و با يوزر خودم Extras  رو حذف كردم. بنابراين الان ماهي حدود 150 دلار پرداخت مي كنم.

براي اينكه ببينيد هر سطحي چه هزينه هايي رو تقبل مي كنند مي تونيد وارد سايت زير بشيد و تاريخ تولد و مشخصات رو بديد و قيمتها رو ببينيد. دقت كنيد كه قيمتها هفتگي هستند و بايد ماهيانه رو انتخاب كنيد تا قيمت ماهيانه رو ببينيد. ضمن اينكه قيمتهاي داخل سايت، با لحاظ سي درصد Government Rebate هست و دلتون رو خوش نكنيد كه بعدا سي درصد كمتر بايد بديد.

http://www.medibank.com.au/Default.aspx

ثبت نام رو تلفني انجام دادم چون آدرس دفاتر رو بلد نبودم و اينترنتي هم لينكش رو پيدا نكردم.

براي استفاده از Government Rebate مديبانك يك فرم رو پستي فرستاد ولي ما اينترنتي توي سايت مديبانك پر كرديم (نيازي به گرفتن نامه از مديكر نبود). قيمت ها رو از همون ماه اول با تخفيف سي درصدي حساب كردند.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

گواهينامه خودم:

-          كامپيوتر تست: 35.9 (20.3 هزينه امتحان و 15.6 هزينه نوبت دهي)

-          هازارد تست و درايو تست نوبت اول: 68.7 (15.5 هزينه امتحان هازارد و 15.6 هزينه نوبت دهي و 37.6 هزينه درايو تست)

-          درايو تست: هر بار 53.2 (15.6 هزينه نوبت دهي و 37.6 هزينه درايو تست) نوبت دوم و سوم جمعاً 106.4

-          آموزش رانندگي توسط Racv: يكساعت 62

-          اجاره ماشين Racv و 45 دقيقه تمرين قبل از امتحان: 188 (فقط يكبار)

-          هزينه صدور گواهينامه L: 20.8

-          هزينه صدور گواهينامه فول ده ساله: 165.8

                                            جمع هزينه هاي خودم: 647.6 دلار

گواهينامه خانمم:

-          كامپيوتر تست، هازارد تست و درايو تست نوبت اول: 89 (20.3 هزينه امتحان آيين نامه و 15.5 هزينه امتحان هازارد و 37.6 هزينه درايو تست و 15.6 هزينه نوبت دهي)

درايو تست نوبت دوم: 53.2 (15.6 هزينه نوبت دهي و 37.6 هزينه درايو تست)

-          آموزش رانندگي توسط Racv: يكساعت 62

-          هزينه صدور گواهينامه P2 سه ساله: 48.8

-          تبديل گواهينامه P2 به فول سه ساله: رايگان

-          هزينه اخذ نامه شهرك آزمايش و ترجمه و پست و ... حدود 150 هزار تومن كه 75 دلار لحاظ مي كنم.

                                  جمع هزينه هاي خانمم: 328 دلار

جمع هزينه هاي انجام شده براي گواهينامه خودم و خانمم: 975.5 دلار استراليا

البته گواهينامه خانمم سه ساله است و هر سه سال بايد مبلغي رو بده و يا اين كه دفعه بعد گواهي نامه ده ساله بگيره. ضمنا من يكبار ماشين اجاره كردم 188 دلار ولي دو بار بعدي رو با ماشين خودمون تست دادم. خانمم هر دو بار رو با ماشين خودمون تست داد)

پيشنهاد مي كنم جزء اولين كارهاي بعد از تثبيت و اجاره كردن خونه، گواهينامه باشه چون يه چند هفته اي و شايد چند ماهي درگيرش مي شيد. سيستم نوبت دهي اينجا جوريه كه براي درايو تست دير به دير نوبت مي ده. براي خيلي از مشاغل هم گواهينامه فول مي خواند چون كارخونه ها ممكنه جاي پرت باشند يا اينكه نياز به ماموريت وجود داشته باشه.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

من هم بالاخره 14 مي، تونستم با رعايت همون نكاتي كه توي پست قبلي مربوط به گواهينامه نوشته بودم بگيرم. اين بار سعي كردم راننده تنبلي باشم و به همه راه بدم. با توجه به اينكه سبك رانندگي اينجا كلا با ايران متفاوته براي افرادي كه مثل من توي ترافيك تهران همش لاين عوض مي كردند و كمتر به ديگران راه مي دادند، گرفتن گواهينامه همون بار اول كمي سخته و نياز به تمرين داره ولي با كمي تمرين و خوش شانسي، به راحتي ميشه گواهينامه رو گرفت. من بعد از دوبار رد شدن، منطقه ويكرود رو عوض كردم و نزديك خونمون رزرو كرده بودم يعني اكلي. علت اينكه دندنوگ وقت مي گرفتم اين بود كه شنبه ها بهم نوبت مي دادند و يكماهه ولي اين بار دو ماه و نيم نوبت داده بودند و وسط هفته و ساعت تردد بچه مدرسه ايها. ممتحن هم نسبت به قبليها فوق العاده بد اخلاق و سختگير بود (هموني كه دفعه اول خانمم رو انداخته بود). از ويكرود كه در اومديم و وارد سنتر رود شديم بلافاصله شروع كرد به تست لاين عوض كردن و گردش. تمام امتحان اين روزم به همين دو مورد بعلاوه پارك دوبل ختم شد. بيست و پنج دقيقه تا نيمساعت لاين عوض كردن و گردش به چپ و به راست و انواع خطر از اتوبوس در حال پياده كردن مسافر گرفته تا عابري كه اومد وسط خيابون و يا خيابوني كه يه طرفش بسته بود و در حال فعاليت عمراني بودند. ولي بعد ششماه رانندگي توي ملبورن با ماشين خودم، مي دونستم كه چطور بايد رعايت كنم. انصافا سخت گيري ها و سبك رانندگي اينها هم باعث شد رانندگي خودم را فراموش كنم و مثل اينها با خونسردي و بدون دغدغه لاين عوض كردن رانندگي كنم. راستي من توي اين نه ماهي كه ملبورن بودم فقط يه بار پليس ديدم (زماني كه از تعدادي راننده ها داشتند تست الكل مي گرفتند) ولي به ندرت ديدم كسي مرتكب تخلف رانندگي بشه (راستش رو بخوايد اصلا تخلفي رو از كسي يادم نمي ياد). حتي نديدم ماشيني براي سبقت از ماشين ديگه، به لاين مخالف بره. خيلي عجله داشته باشند بهت مي چسبونند يا بوق مي زنند (البته اگه زير سرعت مجاز حركت كني).

اگه تا بحال امتحان شهري يا همون درايو تست رو نداده ايد، شايد بخوايد بدونيد كه چه مواردي رو ازتون تست مي گيرند. روز امتحان يك برگه پر ميشه كه مشخصات شما و ماشين رو توش مي نوسند و شما امضا مي كنيد. بعد از تست اوليه ماشين و انجام درايو تست، ممتحن يا همون اسسمنت آفيسر يه برگه بهتون مي ده كه نتيجه امتحان روش تيك خورده:

Result of Drive:        Pass            Unsuccessful

مواردي كه آفيسر ممكنه براتون علامت بذاره و بگه نياز به Improvement دارند اينها هستند (البته با توضيحات من):

·         Control
            Starting the car
             Using the handbrake
             Using gear and clutch (Manual)
             Steering
              Braking
              Acceleration

·         Observation

             Using your mirrors
             Watching other road users
             Doing headchecks

·         Signalling

           When turning

           When diverging

هميشه قبل از زدن راهنما، آينه ها را چك كنيد و حداقل پنج ثانيه قبل از گردش يا لاين عوض كردن راهنما بزنيد و نهايتا هدچك كنيد و بعد اقدام.

·         Positioning the Car

            When stopped

           Keeping a safe following distance

           Keeping a safe clearance on each side

فاصله هنگام توقف با ماشين جلويي به گونه اي باشد كه چرخ خودرو جلويي رو ببينيد.

·         Gap Selection

           Judging gaps in traffic

هنگام ورود به خيابون اصلي يا قطع كردن يك خيابون، صبور باشيد و تا زماني كه گپ كافي ايجاد نشده، متوقف بمونيد.

·         Speed Choice

         Choosing a safe, legal speed for the traffic conditions

سرعت حداكثر:‌ به تابلوهاي هشداردهنده دقت كنيد و اگه تابلو نديديد فرض رو 50 كيلومتر بر ساعت بذاريد.

حداقل سرعت: ده كيلوتربرساعت كمتر از حداكثر سرعت مجاز

بنابراين سعي كنيد با سرعت 5 كيلومتر بر ساعت كمتر از حداكثر سرعت مجاز حركت كنيد.

ضمنا يك باكس هم با عنوان Immediate Termination/Critical Error Comment وجود داره كه من هر دوباري كه رد شدم برام اين قسمت رو پر كردند.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

سوال:

سلام
خیلی خیلی ممنون بابت اطلاعات خوب و مفیدی که توی وبلاگتون قرار میدین.
من هم فکر کنم انشاالله تا 2 3 ماه دیگه ویزام صادر بشه و کم کم با شما همشهری میشم :)
یک سوال دارم که ممنون میشم اگه بتونین راهنماییم کنین.
آیا گواهینامه من که الان حدود 3 سال از اعتبارش باقی مونده قابل تبدیل به گواهینامه فول هست و من بدون هیچ امتحانی اونجا اجازه رانندگی دارم؟ یا بدون در نظر گرفتن گواهینامه ایران باید آزمون رانندگی بدم و گواهینامه پی بگیرم ؟
باز هم ممنون

پاسخ

ببخشيد كه با تاخير پاسختون رو دادم. اگه ويزاي دانشجويي داريد كه مي تونيد فعلا بيخيال گواهينامه استراليا بشيد و تا جايي كه شنيده ام مي تونيد تو دوران تحصيل از ترجمه گواهينامه ايران و گواهينامه بين المللي تون استفاده كنيد. در غير اينصورت بايد گواهينامه استراليايي بگيريد.

گواهينامتون اگه بيش از سه سال از تاريخ صدورش مي گذره شما ميتونيد استراليا مستقيم براي فول لايسنس اقدام كنيد يعني آيين نامه و هازارد تست و درايو تست يا همون شهري خودمون رو بديد و در صورت موفقيت در هر سه براتون گواهينامه فول استراليايي صادر مي كنند. يه چند مدتي علاف همين امتحانا ميشيد. در صورتي كه زير سه سال از تاريخ صدور مي گذره (منظورم اينه كه تاريخ صدور گواهينامه اي كه الان دستتونه زير سه سال باشه هر چند قبل از اون هم يه گواهينامه داشته ايد ولي مدركي دستتون نيست و نامه هم از راهنمايي رانندگي در خصوص سابقه بالاي سه سال نداريد) اون وقت همه آزمونهاي بالا رو بايد بديد و براتون ممكنه پي 1 يا پي دو صادر كنند كه فرقش اينه كه يه ليبل قرمز يا آبي بايد رو شيشه بچسبونيد (قرمز يكسال و آبي فكر كنم دو سال). بعد از اون اتوماتيك تبديل به فول ميشه و نيازي به امتحان مجدد نداريد.

ضمنا با ترجمه گواهينامه ايرانتون مي تونيد تا شش ماه رانندگي كنيد ولي بعد از اون اجازه رانندگي با گواهينامه ايران نداريد. اگه توي شش ماه هنوز آزمون شهري رو قبول نشيد اونوقت مي تونيد گواهينامه ال بگيريد كه نيازي به امتحان نداره ولي بايد يك فول لايسنس كنارتون نشسته باشه تا اجازه رانندگي داشته باشيد (تنهايي نمي تونيد) و يه ليبل زرد هم بايد به شيشه بچسبونيد.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

توي سيتي يه بازاري هست به نام ويكتوريا ماركت. شبيه بازارهايي هستش كه بعضي از شهرهاي شمالي دارند. مخصوصا ميوه و تره بارش. سه سوله مربوط به ميوه و تره باره و قيمتهاش هم با هم متفاوته. يكيش كه نزديك لبنياته از اون دو تاي ديگه گرونتره. حداقل دو تا غرفه اش هم فروشنده هاش همه ايراني اند. ماهي هاي اونجا از ماركت سابرب ما ارزونتر و تازه تره. از كيلويي ۴ دلار به بالا. البته به فصل هم بستگي داره. با كيلويي ۸ تا ۹ دلار هم ميشه ماهي هاي خوبي گرفت هر چند اغلب ماهي ها قيمت هاي به مراتب بالاتري دارند. قيمت ماهي توي وولورث سابرب ما از ۱۲ دلار شروع ميشه. توي ماهي فروشيهامون هم قيمت زير ۲۰ دلار ندارند.

ما تا الان از يك سيم كارت لبارا و يك هلوموبايل استفاده مي كرديم. يه لايكا هم براي تماس خارجي داشتيم ولي تصميم گرفتيم فقط دو تا شماره لايكا داشته باشيم. اينجا مي شه شماره خودت رو از يه اپراتور به اپراتور ديگه منتقل كرد.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

پشت گواهينامه خانمم نوشته:اعتبار گواهينامه شما از تاريخ صدور يكسال ميباشد كه در صورت عدم ارتكاب تخلفات رانندگي و رعايت شرايط ابلاغي تا 5 سال معتبر خواهد بود. هيچكي اينجا اعتبار اون رو قبول نكرد و گفتند كه بهش گواهينامه P2 ميديم. هر دفعه هم كلي بهش گير ميدادند و آخرش هم گواهينامه P2 دادند (ممتحن ميگفت روي گواهينامه بزنند كه يكسال ديگه تبديل به فول ميشه ولي كسي كه متصدي عكس و صدور گواهينامه بود قبول نكرد و گفت دو سال)

گواهينامه اينجا به اينصورته كه به افرادي كه تازه رانندگي رو شروع مي كنند ابتدا L مي دند. بعدش P1 كه قرمزه و بعد از يكسال تبديل به P2ميشه و پس از سه سال به صورت اتوماتيك فول ميشه (نیازی به امتحان یا تعویض گواهینامه نیست). يعني كسي كه P1 ميگيره بايد يكسال تابلو P با زمينه قرمز بچسبونه و دو سال تابلو Pبا زمينه سبز و بعد از اون هیچ. زماني كه امتحان P رو قبول شدي عملا گواهينامه كامل گرفتي ولي يه محدوديت جزئي داره. مثلا كسي كه گواهينامه L داره فقط زماني كه كنارش يه نفر فول لايسنس باشه مي تونه رانندگي كنه در حالي كه اگه كنارش فردي باشه كه گواهينامه P داره ديگه اون نفر L اجازه رانندگي نخواهد داشت. يا اينكه راننده P درصد الكل خونش بايد صفر باشه ولي فول يه مقادير مجازي داره كه برام چون مهم نبوده حفظ نيستم. P نميتونه ماشين ديگه اي رو يدك كنه.

تا اينجاي كار هيچ مشكلي نيست و خوشحال بايد باشيم كه خانمم گواهينامه گرفته ولي من شش ماه اعتبار گواهينامه ام تموم شده و من اجازه رانندگي ندارم. درحالي كه اگه خانمم فول باشه من ميتونم در حضورش رانندگي كنم. بنابراين تصميم گرفتيم تبديلش كنيم به فول و موفق شديم ولي صد و پنجاه هزار تومن برامون آب خورد. براي خودم يك گواهينامه L گرفتم كه 20 دلار بود. براي تبديل گواهينامه خانمم به فول به شرح زير عمل كرديم. (راستي اينجا گواهينامه كه مي گيري اول بهت يه پرينت ميدند كه تا رسيدن گواهينامه توسط پست به عنوان مجوز رانندگي استفاده كني. گواهينامه رو هم پست مياره مي اندازه توي صندوق دم در خونتون)

راه حل:

گواهينامه خانمم رو با كلي كارت پستال پست كردم به تهران به آدرس مادر خانمم. هزينه پست معمولي نزديك هشت دلار بود كه هفت تا چهارده روز طول ميكشيد. يه مدل ديگه هم بود كه سه تا هفت روز به قيمت چهارده و خورده اي. چون اول عيد بود و همه جا تعطيل همون ارزونه رو انتخاب كردم و روز 15 فروردين يعني 14 روز بعد رسيد دست مادر خانمم. ايشون هم رفت شهرك آزمايش و اونجا دو تا نامه بهش دادند گفتند برو وزارت امور خارجه اونجا خودشون مي دونند چيكار كنند.

اينجا من يه ريسكي كردم كه گرفت. اين قسمت سفارت ايران و وزارت امور خارجه رو دور زدم و بيخيال شدم تا هزينه كمتر بشه و زمان هم از دست ندم. دو نامه داده بودند با اين موضوع ها:

-          تاييد اصالت گواهينامه

-          سوابق تخلفات گواهينامه رانندگي

دومي رو گفتم بردند دارالترجمه آبيز و با مهر ناتي ترجمه كردند (بدون مهر دادگستري و وزارت امور خارجه). بعدش پست كردند ملبورن و خانمم رفت ويكرود اوكلي و بدون هيچ هزينه اي گواهينامه فول براش صادر كردند. (هزينه پست از ايران شد شصت هزارتومن. چون گفته بودند گواهينامه مدرك محسوب ميشه و قيمتش بالاست و پنجاه هزار تومن هزينشه و ده هزار تومن هم بابت دو نامه و ترجمه يكي از نامه ها.) مادر خانمم به پست صادقيه داده بود  و دقيقا سه روز بعد اينجا ما يه بسته با كيسه دي اچ ال تحويل گرفتيم.

جمع هزينه هاي دارالترجمه و پست و تاكسي تلفني در تهران و ... شد 150 هزار تومن يا به عبارتي 75 دلار.

متن نامه اي كه ترجمه كرديم و موفق شديم P2 رو تبديل به فول كنيم:

با احترام بازگشت به شماره.... مورخ ... اعلام مي دارد گواهينامه ب يك به شماره ... بنام ... در سامانه اجرائيات فاقد تخلف مي باشد.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

براي نوبت گرفتن، من بار اول نزديكترين زمان ممكن رو مي خواستم كه چون دندنوگ يكماه زودتر وقت خالي داشت اونجا وقت گرفتم. خانمم دو ماه بعد اوكلي گرفت. بار اول هر دو رد شديم.اول صدات مي زنند و مداركت رو مي گيرند و يه فرمي رو پر ميكنند و مشخصات ماشين رو مي نويسند و مي دند كه امضا كني. بعدش گفت برو تو ماشين تا بيام. ماشين هم جلوي ويكرود توي فضاهايي كه مشخص كردند بايد پارك كرده باشي.

اولي كه ممتحن من اومد، راهنما و چراغ ترمز و بوق و چراغهاي سو بالا و پايين و برف پاك كن و شيشه شور جلو رو چك كرد و جاي شيشه گرمكن عقب و جلو رو پرسيد. بعد رفتيم سراغ امتحان اول پارك دوبل و بعد دور دو فرمون و يه ده دقيقه اي چرخيدن توي چند تا از خيابون هاي فرعي اطراف.

موقع پارك دوبل و زماني كه ممتحن احساس كرد كارت تموم شده ازت مي پرسه تموم شد؟ اگه تاييد كردي در رو باز مي كنه و فاصله رو چك مي كنه كه تا نيم متر هم مي توني با جدول فاصله داشته باشي ولي بايد حواستون باشه به هيچ وجه با جدول برخورد نكنيد. من با خط مرزي بين آسفالت و سيمان آبراه تنظيم كردم كه گفت Very Good. بعد از چند دقيقه گشت و گذار همون اطراف گفت يه جايي توقف كنم. گفت مرحله اول رو قبول شدي بريم مرحله دوم. رفتيم توي خيابونهاي اصلي دور زديم تا رسيديم به يه تقاطع (سه راه) اونها اصلي بودند و من واستادم كه بهشون راه بدم ولي جلوشون بسته بود و ماشين جلويي اشاره كرد كه برم. من هم راه افتادم چون لاين دو خالي بود. ولي يه ماشين توي لاين دو ميومد كه من نديدم. البته با ما فاصله داشت (يه ده پونزده متري فاصله داشت زماني كه تقاطع رو رد كردم) اما جناب آقاي ممتحن شروع كرد به نچ نچ كردن. گفتم ماشين ها رو ديدم نگران نباشيد. گفت چه ديدي چه نديدي بزن كنار. همينجا رد شدي چون موقعيت خطرناك بود. به همين سادگي.

اون روز ماشين از RACV اجاره كرده بودم كه با 45 دقيقه تمرين قبلش شد 188 دلار. 52 دلار هم دادم براي نوبت بعدي امتحان رانندگي.

راستي از هر ويكرودي ميشه از همه ويكرود ها نوبت گرفت.

 روز امتحان هيچ كس غير از ممتحن و شما اجازه نداره توي ماشين بشينه غير از مربي رانندگي و البته توي ماشينهايي كه سمت مربي هم پدال دارند. در اينصورت ممتحن به جاي جلو، صندلي عقب ميشينه.

 دفعه بعد حدودا سي دقيقه رانندگي كردم (براي امتحان) ولي رد شدم. چرا؟ خيلي ساده. همه چي خوب پيش رفته بود تا اينكه به محل تقاطع قطار مترو رسيديم. راه بسته شد كه البته من از روي صداي محافظ ريل فهميدم. ولي يه چراغ چشمك زن هم داره كه اگه چشمك بزنه يعني بايد توقف كني حتي اگه محافظ هنوز پايين نيومده باشه يا اينكه تازه بالا رفته باشه. من جلوتر از همه توقف كردم. به محظ اينكه قطار رفت و محافظ ريل رفت بالا، ماشين كناري راه افتاد و من هم سريع راه افتادم. تا راه افتادم خانمه شروع كرد به ادا در آوردن كه بزن كنار داري ما رو به كشتن ميدي. خداييش خيال كردم قطار داره بهمون ميزنه من نديدمش. گفت كه هنوز چراغ داشت چشمك مي زد و اجازه نداشتي راه بيافتي. بايد صبر كني كه چشمك زدنش تموم بشه ( چراغ در وضعیتی نبود که بهش تسلط داشته باشم ولی تا محافظ بالا رفت و بقیه راه افتادند من هم راه افتادم). دوباره راه افتاديم و يه مقدار ديگه رفتيم و بعدش برگشتيم ويكرود. بعدش هم بهم گفت كه دوباره نوبت بگير. البته چون شنبه بود و تعطيل مجبور شدم بعدها يه روزي مرخصي بگيرم برم براي گرفتن نوبت كه اون افتاده دو ماه و خورده اي بعد از روزي كه رفتم نوبت بگيرم. خداييش اين آخري خيلي زور داشت ولي يه چيز جديد ياد گرفتم چون اصلا به اين چراغ دقت نكرده بودم.

اما خانمم دفعه اول چرا رد شد؟ همون اول كار به يك تقاطع كه هر دو خيابونش فرعي بودند رسيد. اينجا خيابونها خط كشي منظمي دارند و اتفاقا خط كشي خيابونها خيلي مهمه چون بعضي جاها تابلو ايست يا Give Way نداره و بايد به خط كشي نگاه كني. اوني كه خط ممتد داره يعني ايست و اوني كه خط منقطع داره يعني Give way . ضمنا سر اغلب چهارراهها فلش داره و مسيري كه مجازيد براي حركت انتخاب كنيد رو مطابق فلش بايد انتخاب كنيد و نمي تونيد مسير ديگه اي بريد بنابر اين اگه مي خوايد به چپ بپيچيد بايد از قبل به لاين سمت چپ رفته باشيد.

خانمم به جايي رسيد كه براش خط منقطع كشيده بودند و مسير عمود بر اون خيابون هيچ خطي نداشت. چون كه همه جا خلوت بوده و از اون خيابون عمودي هم ماشين نمي يومده با سرعتي كه داشته تقاطع رو رد مي كنه (بايد يه نيش ترمز مي زد كه مثلا با احتياط داره ميره و در حقيقت سرعتش رو كم مي كرد) كه خانمه شروع مي كنه بلند بلند ميگه Stop the Car Stop the Car و همونجا ردش ميكنه. بعد كه خانمم ميره نوبت بگيره بهش ميگند دو ماه ديگه. خانمم ميگه كه يكماه ديگه فرصت گواهينامه ايرانش تموم ميشه و بعدش نميتونه رانندگي كنه و كاش بهش زودتر نوبت بدند. خانمه بعد از چك كردن صحت ادعاي خانمم ميره با يكي ديگه صحبت ميكنه و مياد دو هفته بعدش روز شنبه به خانمم نوبت ميده. خيلي جالب بود چون من هر چي خواهش تمنا كردم فايده نداشت و به من همون دو ماه ديگه نوبت داده بودند. روز امتحان خانمم خيلي استرس داشت و بارون هم ميومد ولي جالب اينكه قبول شد. من هم خيلي خوشحال شدم چون لااقل ماشينمون بلا استفاده نمي مونه. كلي هميشه بهش غر مي زدم كه خيلي با احتياط مي ري يا اينكار رو بكن اونكار رو نكن حالا اون گرفت و من معلوم نيست كي بگيرم. هزينه صدور گواهينامه خانمم 48.8 دلار شد. همونجا خودشون عكس هم ميگيرند.

يه حاشيه امتحان ما اينه كه هر دفعه بهمون گير مي دند كه كيلومتر شمار ماشين رو نمي بينند و امتحان نميشه گرفت كه به مستنداتمون اشاره مي كنيم كه دفعه قبل با همين امتحان گرفتند. دفعا اول هم كه در حقيقت خانمم با اين ماشين امتحان داد گفته بود كه همسرم ماشين رو آورده اينجا نشون داده. (دفعه اول كه با ماشين RACV امتحان دادم و رد شدم بعدش ماشين خودم رو به همون ممتحن نشون دادم كه گفت مشكلي نيست). ضمنا برف پاك كن شيشه عقب ماشينمون خرابه كه هيچ وقت تست نكردند.

راستي مشكلي كه اوايل با رانندگي توي ملبورن داشتيم اين بود كه بايد با سرعت مجازي كه روي تابلوها نوشته شده رانندگي كنيم و ما معمولا كمتر مي رونديم كه باعث مي شد راننده هاي ديگه با بوق يا اشاره اعتراض كنند و اعصابمون خورد مي شد. مخصوصا توي كوچه ها مي چسبوندند به ماشينمون. (اينجا بايد دائما حواست به حداكثر سرعت مجاز باشه و ازش تخطي نكني. موقع امتحان اگه 5 ثانيه بيش از اين سرعت حركت كني يا اينكه 5 ثانيه با سرعتي كمتر از سرعت مجاز منهاي ده حركت كني تخطي از قوانين محسوب ميشه. يعني اگر حداكثر سرعت مجاز 60 كيلومتر بر ساعت باشه شما مجازيد بين 50 تا 60 حركت كنيد.) اگه هيچ تابلويي در خصوص سرعت مجاز در خيابونهاي داخل شهر نبود، پيش فرض اون 50 كيلومتر بر ساعته.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

گواهينامه از جمله مواردي هست كه همون ماه هاي اول بايد رفت دنبالش. من كوتاهي كردم. ترسيدم هزينه هاش زياد بشه گذاشتم اول كار پيدا كنم بعد. نتيجه اينكه الان شش ماهم تموم شده و هنوز گواهينامه نگرفتم. خانمم خوشبختانه دو هفته مونده به پايان فرصت شش ماهه و در حقيقت دفعه دوم كه امتحان داشت قبول شد ولي من رد شدم. قضيه از اين قراره كه اينجا خيلي با احتياط بايد رانندگي كني. اصل بر راه دادنه. بهتره كه حداقل يك بار مربي بگيريد. من يكبار براي خودم ويكبار براي خانمم از RACV مربي گرفتم (شماره Drive School رو از سايت RACV گرفتم و زنگ زدم. ۱۳۰۰۷۸۸۲۲۹)

http://www.racv.com.au/wps/wcm/connect/Internet/Primary/road+safety/drive+school

آنلاین هم می تونید خودتون سابرب خود رو از آدرس زیر انتخاب کنید و نام و تلفن و محدوده هر مربی رو ببینید:

http://www.racv.com.au/wps/wcm/connect/Internet/primary/road+safety/drive+school/find+a+driving+instructor

 براي خودم بهشون گفتم مربي دندنونگ رو معرفي كنند چون اونجا وقت گرفته بودم و براي خانمم سابرب خودمون رو گفتم تا بيان در خونه دنبالمون. زمان رو باهامون چك نكرد فقط قرار شد با يه مربي هماهنگ كنند. شماره موبايل مربي رو هم داد كه اگه زنگ نزد ما بهش زنگ بزنيم. عملا هيچ چيز خارق العاده اي بهمون نگفتند.  البته تعدادي از هموطنها هستند كه من باهاشون تماس گرفتنم و فقط سابربهاي خودشون رو آموزش مي دند و من ديدم ويكرود اونا ربطي به جاهايي كه ما امتحان داريم نداره بيخيال شدم (تلفني با يكيشون به نام سعادت صحبت كردم و گفت فقط اطراف خودشون. اون يكي هم كه بچه ها ازش تعريف مي كردند به نام امامي فر، يكي دو ماه رفته بود ايران). قيمت RACV يك ساعتش 62 دلار بود.

قضيه از اين قراره كه يك ساعت تمرين مي كني و پارك دوبل و دور دو فرمون هم بهت ميگه كه ما بلد بوديم. مربي من كه كلا بي خاصيت بود ولي مربي خانمم يكي دو نكته بهمون يادآوري كرد كه مفيد بود. اولا اينكه براي پارك دوبل لازم نيست فرمون رو با سيستم ايران بچرخوني كه بهت فشار بياد. دو تا نيم دور مي چرخوني و آروم آروم عقب ميري. هر وقت احساس كردي فاصله خوبه آروم آروم برعكس مي چرخوني و تا 7 متر هم مي توني دنده عقب بري وبعد بري جلو. خيلي ساده چهار تا حركت مي توني داشته باشي. جايي كه بهت ميگه پارك دوبل كني بين دو ماشين نيست و به اندازه كافي فضا داري. من اصلا نمي دونم وقتي اين همه قراره بري عقب چرا بايد پارك دوبل كنيم؟ از همون اول رو به جلو مي رفتيم تو پارك. براي دور دوفرمون يا Three Point Turn هم ميگه هر وقت مناسبه. بنابراين ميتوني يه ورودي يه خونه رو پيدا كني و ازش كمك بگيري كه كارت ساده تر بشه. البته نبايد اونقدر جلو بري كه ماشين وارد ملك مردم بشه. هم وقت هم كه لاين خواستي عوض كني يا بپيچي: first Mirrors then Indicator then Head check البته ما به چك كردن آينه ها قبل از زدن راهنما عادت نداشتيم كه يك كمي طول كشيد.

جالبه كه خانمم موقع آموزش من اومد تو ماشين و مربي هيچ اعتراضي نكرد ولي من رفتم تو ماشين مربي خانمم بشينم كه شروع كرد به غر زدن كه ماشين من براي دو نفر بيمه است و اجازه نداري بشيني. بعدش كه خانمم گفت توي ماشين خودمون بهتره (چون با ماشين خودمون قراره امتحان بديم) ديگه اجازه داد من بشينم تو ماشين خودمون. البته با اينكه با ماشين خودمون تمرين كرديم باز هم همون 62 دلار گرفت.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

هفته پيش رفته بودم ماموريت. با يكي از مهندس هاي اونجا گپ مي زدم. طرف پرسيد كجايي هستي گفتم ايراني. يه كمي فكر كرد گفت: منم جديدا سه تا همكار ايراني پيدا كردم كه دوتاشون خانمند و همگي تازه اومدند استراليا. شماها رو كه مي بينم با خودم و تصويري كه از ايراني ها دارم نمي تونم كنار بيام. رسانه ها هم از شما چيز ديگه اي نشون مي دند. مخصوصا آمريكايي ها كه شما رو تروريست مي دونند. بهش گفتم اگه آمريكايي ها با مردم ايران مشكل داشتند كه الان بيش از دو ميليون ايراني رو توي خودشون نمي پذيرفتند اون هم به عنوان مهاجر. پس مشكل دولتهاست و ما مردم ايران مشكل ساز نيستيم. ولي حيف كه نمي شه براي همه استراليايي ها تك به تك توضيح داد. بعد يه مدت آدم خسته ميشه. البته معدود افراد مسني هستند كه ايران رو كمي ميشناسند و از ايران پيش از انقلاب خاطرات خوشي دارند. مثلا توي مترو يكيشون به دوستم گفته بود كه قبل از انقلاب براي يك عمل جراحي از استراليا به تهران رفته بود. البته من خودم كسي رو كه ديد مثبت نسبت به ايران داشته باشه نديدم.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

بعد از مدت ها شرايط دشوار صنعت خودرو استراليا به نظر مي رسيد با بسته حمايتي جديد جوليا گيلارد براي هولدن بايد به بهتر شدن صنعت خودرو و به تبع اون بازار كار مرتبط اميدوار باشيم اما اين هفته دو خبر بد شنيدم. يكي اينكه شركت تويوتا ۳۵۰ نفر از پرسنل خودش رو اخراج كرد و ديگه اينكه فورد تا حالا و مخفيانه مشغول ساخت يك مجموعه بزرگ توليد خودرو در تايلند بوده و قصد داره محصولات خودش رو در تايلند مونتاژ كنه و تا سال ۲۰۱۵ شعبه استراليا رو تعطيل كنه و يا اينكه كوچيكش كنه. كلا سه خودرو ساز هم كه بيشتر ندارند. هر چند كيفيت محصولات ايران با استراليا قابل مقايسه نيست ولي از طرف ديگه حجم توليدات استراليا و توان قطعه سازي اونها هم با ايران قابل مقايسه نيست.

 صنايع اينجا اكثرا كوچيكند و جمع و جور. عملا خوش بحال افرادي كه توي زمينه هاي معدن و نفت و گاز فعاليت مي كنند. فكر كنم تنها صنايعي باشند كه در استراليا آينده روشني دارند. كاش ميشد فيلد كاريم رو به راحتي عوض كنم. متاسفانه اينجا اولويت رو به تخصصت مي دند نه به مدرك و علاقه. دوست دارم از صنعت خودرو رو به زوال استراليا فاصله بگيرم. البته صنايع غذايي هم فكر نكنم شرايط خوبي داشته باشند چون توي همين مدت كم يكي دو بار ديدم اخبار نشون مي داد كه مثلا فلان شركت كارخونه خودش رو در استراليا تعطيل كرده و در نيوزيلند راه انداخته.

اينجا اينقدر دستمزد كارگر و هزينه انرژي و به تبع اون هزينه هاي ساخت بالاست كه شركتي كه من در اون كار ميكنم ترجيح ميده هر چيزي رو كه طراحي مي كنيم و نقشه اجرايي اون تهيه ميشه رو بفرسته چين يا تايوان ساخته بشه و از اونجا با بار هوايي و اگه كم بود با دي اچ ال بفرستند. البته روي خوب سكه اينه كه بر عكس ايران رئيسم اينجا توي هر زمينه اي بيشتر از من مي دونه. هم توي دانش طراحي و هم تسلط بر نرم افزارهاي مختلف مرتبط با كارمون. اميدوارم روزي من هم كار مورد علاقه ام رو پيدا كنم. شما هم همينطور.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

توي وبلاگ يكي از هموطنامون  مطالب مفيدي در مورد بسته حقوقي نوشته شده كه مي تونيد در لينك زير يا ادامه مطالب بخونيد:

 

http://blog.houmanatashbar.com/2011/06/blog-post_17.html

 
 
   |    نوشته شده توسط کام ادامه مطلب ... | 
 
 
 

ممنون از دوستانی که توی قسمت نظرات اظهار لطف کردند و ببخشید از اینکه پاسختون رو به نظرات دیر دادم.

یکی از خوانندگان این وبلاگ سوالاتی پرسیده بود که به علت طولانی بودن جواب اجازه ثبت اون در قسمت نظرات رو نداشتم و تصمیم گرفتم اینجا ثبت کنم:

سطح زندگی آدما خیلی متفاوتی و حتی دو خواهر یا برادر رو نشه دقیقا با هم یکی دونست ولی سعی میکنم اطلاعات تخمینی بهتون بدم:
قیمت خونه توی شهرهای مختلف متفاوته و سیدنی گرونترین شهر استرالیاست.  بهتره از هموطناي ساكن سيدني هم اطلاعات هزينه اي بگيريد ولي فكر كنم با ماهي 500 دلار توي سيدني ميتونيد يه خونه سه خوابه اجاره كنيد. توي ملبورن با ماهي 400 تا 500 مي تونيد يه خونه سه خوابه متوسط اجاره كنيد. زير 400 هم ميشه ولي يه مقدار كيفيت رو بايد فدا كنيد هر چند براي سال اول و پيدا كردن كار خيلي ها به هر وضعيتي حاضرند تن بدند. ضمن اينكه چون رفرنس نداريد بايد چند ما اجاره رو پيش بديد كه راضي بشند و معمولا خونه هاي پر مشتري رو ممكنه به شما ندند. ولي اين سختي ها خوشبختانه فقط براي سال اوله.
ماشين ما به درد شما که ۴ نفرید نمي خوره چون كوچيكه. قيمتش هم 4500 برام كلا در اومد. شما مي تونيد با 2000 دلار هم ماشين بخريد (كه معمولا رجيستر نشده اند و بدون رود ورثي –يه چيزي تو مايه هاي معاينه فني- و هزينه رجيستر و رود ورثي خودش ممكنه تا 2000 دلار هم برسه) ولي ماشين قابل تحمل و خوب رو حدود 6000 تا 7000 حساب كنيد هر چند اگه دست پایین بگیرید همون ۵۰۰ هزارتا هم می تونید. ماشين تميز و عالي بين 10000 تا 30000 (و بيشتر) كه ترجيحا بعد كار بايد بريد دنبالش. اينجا ماشين هاي پسند بازار عمدتا ژاپني اند بعلاوه فورد و هولدن (برند استرالیایی که قبلا محصولات اپل رو مونتاژ ميكرد الان فكر كنم جي ام) و تويوتا كه این سه تا سازنده ای که گفتم توی خود استراليا تولید می کنند (ژاپنی منظورم هوندا مزدا میتسوبیشی سوزوکی سوبارو...). مي تونيد سايت
http://www.carsales.com.au  بريد و Make رو يكي از شركتهايي كه مي پسنديد (فورد-تويوتا-...) و قيمت هاي مختلف رو چك كنيد ببينيد چطورند.
در مورد خرج خونه ما اوايل خسيس بازي در مياورديم و هزينه هاي خورد و خوراكمون 300 تا 400 دلار در ماه بيشتر نبود. ولي از وقتيكه رفتم سركار به 600 الي 700 دلار در ماه ميرسه (براي دو نفر) جداي از خريد لوازم و لباس و غيره كه بيشتر شامل مواد غذايي ميشه. در كل خرجمون ماهي 2500 تا بود که الان 3000 تاست و شما با 5000 تا فكر كنم زندگي راحتي خواهيد  داشت. ضمن اينكه به والديني كه بچه دارند (فكر كنم زير 16 سال) از طرف سنتر لينك كمك هزينه تعلق مي گيره كه بستگه به سطح درآمد خانواده داره و من اطلاعات زيادي در موردش نمي دونم. Healthcare Card هم مي دند كه براي دارو و حمل نقل خيلي خوبه (هزينه حمل و نقلتون نصف ميشه).
ضمنا خيلي ها اينجا هستند كه بعد از يكسال هنوز كار گير نياوردند ولي تونستند يه كار كژوال مثلا نقاشي يا مشابه اون گير بيارند در حدي كه خودشون رو اينجا نگه دارند از طرفي يكسال مثل برق مي گذره و فكر نكنيد اينجا سريع زبانتون تقويت ميشه. همونجا حداكثر تلاشتون رو بكنيد. در مورد كارپنتر اطلاعي ندارم ولي ميدونم دستمزد اينجور كارها اينجا بالاست. بچه هاي آي تي هم كه خوشبختانه معمولا راحت كار پيدا مي كنند ولي يه مقدار به شانس و زمينه تخصصيتون هم بر ميگرده. بچه های مکانیک بعضیهاشون سریع کار گیر می یارند و بعضیها خیلی دیر. بچه های عمران اونایی که من میشناسم هنوز بیکارند. مدرک معماری رو هم که اینجا اصلا قبول نداره ولی شاید بتونند بچه های معماری با گذروندن یه سری دوره اینجا کار گیر بیارند. 
خيلي ها توصيه مي كنند كه لوازم رو از اينجا بگيريد. ما 8 سال ايران زندگي كرديم و دوست داشتيم همه چيزمون رو دوباره اينجا بخريم (البته همه چيزمون ديگه كهنه شده بود). به اميد مهاجرت هيچوقت وسيله گرون قيمتي نخريديم. اگه من خودم اگه وسيله خوب زياد داشتم سعي مي كردم حجيم ها رو بفروشم و كوچكترها رو هم با فريت بيارم اينجا. اغلب اجناس اينجا گرونترند ولي به زحمتش نمي ارزه كه يخچال يا مبل رو ورداريد اين همه راه بفرستيد بياد اينجا مگه اينكه وسايل چوبيتون آنتيك باشه. من فقط دلم به حال جاروبرقيمون سوخت كه  مفت داديم رفت. اينجا جاروبرقي خوب از 300 تا 600 دلاره. قيمتهاي كمتر رو نميشه اصلا نگاهش كرد. جنس خوبش 500 دلار ميشه. گوشي موبايل هم اگه اينجا پلن نگيريد (من كه تا حالا نيازي به پلن نداشتم و هِلو موبايل دارم) از ايران بياريد. خلاصه اينكه هر چيز كوچيكي داريد بياريد و از بزرگها هم ترجيحا صرنظر كنيد (البته با توجه به توضيحاتي كه دوستان در مورد پشيموني از اوردن وسايلشون با كشتي توي مايگرنت هلپ نوشته اند).
اينجا خونه ها معمولا اجاق گاز و بعضا لباسشويي و مايكروفر و بخاري داره.
اميدوارم تونسته باشم كمكتون كنم.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

يه دو سه هفته اي ميشه كه با خودم كلنجار مي رم عليه هموطنام چيزي ننويسم ولي امروز كنترل خودم رو از دست دادم و تصميم گرفتم در مورد يه سوپر ماركت ايراني يه مطلبي رو بنويسم. قضيه از اين قراره كه يكي از دوستان مي گفت كه يه سوپر ماركت ايراني نزديك خونه ماست ولي ما نديده بوديم. معمولا براي خريد چيزايي مثل كشك (سميه نيم كيلويي 11 دلار) يا سبزي خشك يا ... ميرفتيم افغان ماركت توي دندنونگ و از سوپرماركث ميوند كه افغاني بودند خريد مي كرديم. تعداد زيادي سوپر افغاني اونجا هست كه اجناس ايراني زيادي دارند و چند تا از اونها قصابي هم داخل سوپريشون دارند كه قيمتشون نسبت به سمت ما مناسبه. رفتار مودبانه اي هم با ما دارند. رستورانهاشون هم كباب و كباب تركي و نون (چيزي بين بربري و تافتون خودمون) مي فروشند. نونشون يك و نيم دلاره و ساندويچ كباب تركي هفت و نيم. چهار سيخ كوبيده هم 14 دلار . خلاصه اين كه از اينترنت آدرس اين سوپر هموطن رو پيدا كرديم و رفتيم اونجا. جالبه كه بارها از جلوش رد شده بوديم ولي توجهمون رو جلب نكرده بود. فقط پنج دقيقه با ماشين راه بود. اول از هرچيزي اسمش زد توي ذوقم: Gulf (اعراب به جای خلیج فارس از خلیج و خلیج ع.ر.ب.ی استفاده می کنند در حالی که هیچ سند تاریخی ندارند). مي گفتند براي اينكه مشتري ها عرب رو از دست نده!!! ولي مگه كسي مجبورشون كرده اسم بودار انتخاب كنند. مي ذاشتند غضنفر يا تقي يا هرچيزي كه عربا بفهمند ولي چرا اسم ضد ايراني؟ اونم اسمي كه خيلي از ايراني ها خودشون رو خفه كردند اينقدر روي اين اسم تعصب دارند. مي تونست يه اسم ايراني كه عربها هم معنيش رو نفهمند بذاره ولي به عربي بنويسه حلال. تركها و عربها و افغانها و بقيه ملتها با افتخار مي نويسند كه چه مليتي هستند. جالب اينكه هيچ اثري از ايران و پرشن و چيز مشابهش روي مغازه نديديم. فقط اجناس ايراني هم توي مغازش داشت و آهنگ اندي رو گذاشته بود. كارگرش هم به نظر افغاني بود. يه دختر بچه كه فكركنم فارسي ميفهميد ولي خوب نمي تونست صحبت كنه و يه خانمي كه حداقل به اندازه افغاني ها با ما مودبانه برخورد نكرد. يه سري چيزهاش مثل نون رو نوشته بود Turkish Bread در حالي كه اگه مغازه مال من بود مي نوشتم نون ايراني چون نون كمبه شمالي بود. شايد از هموطناي ترك باشند (البته خانمه با دختره فارسي صحبت كرد) ولي اين چيزي رو توجيح نمي كنه. ياد حسن سوپري سر كوچمون افتادم كه وقتي باهاش فارسي صحبت مي كردي يه ربع طول ميكشيد بياد جوابتو بده. اگه ترك نبودي جواب سلامت رو هم نمي داد.

به رويال بوتانيك گاردن كه رفته بوديم، نزديكش يه بناي يادبود كشته شده هاي جنگ ويكتوريا هست كه اسم مناطق مختلف دنيا رو نوشته است از جمله پرشن گلف (Persian Gulf). اونجا بود كه تصميم گرفتم اين مطلب رو بنويسم چون حتي استراليايي ها هم پرشن گلف رو به رسميت مي شناسند. من حاضرم پنجاه دقيقه تا دندنونگ رانندگي كنم و اونجا هم يك ونيم دلار پول پارك بدم و از فروشگاهي خريد كنم كه با افتخار و به زبان فارسي نوشته سوپر ماركت ... . تا زماني هم كه اسم اين فروشگاه و رفتار سردش تغييري نكرده هيچ وقت سمتش نمي رم. ترجيح ميدم از همون وولورث يا سيفوي و افغان ماركت خريد كنم تا لااقل موقع حساب كردن اجناس، فروشندش به من لبخند بزنه و يه جمله مودبانه اي هم بيان كنه.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

امسال توي ملبورن عيدمون زياد حال و هواي سالهاي قبل رو نداشت چون كسي رو رو نداشتيم براي ديد و بازديد. چهارشنبه سوري رو رفتيم دنكستر مراسم كانون ايرانيان ويكتوريا. يكي دوهزار ايراني ديگه هم اومده بودند. دوازده به در هم همونجا دوباره جمع شده بودند كه حالشو نداشتيم بريم. همين نزديكي رفتيم پارك كنارساحل الوود. شب سال نو هم معمولا يه سالن اجاره مي كنند و برنامه رقص و آواز دارند كه بليطش از 15 تا 50 دلار متغييره. ما هم كه زياد اهل برنامه هاي گروهي نيستيم شركت نكرديم.

چهار روز تعطيلات رسمي Easter رو هم توي خونه مونديم. البته ديروز رفتيم ويكتوريا بوتانيك گاردن يه گشت و گذاري كرديم و امروز هم قراره بريم چدستون خريد. هوا اين چند روز ابري بود و متغير. دماي هوا روز اول 29 درجه بود و امروز قراره حداكثر 19 درجه باشه ولي البته الان 9 درجه است. راستي يه كشفي امروز كردم. چند راهي براي وسايل برقي كه مي خواستم بخرم (از نوع معمولي نه از نوع محافظ برق) يه دكمه مشكي داشت كه روش نوشته بود ريست. از دو جا پرسيدم چيه فروشنده هاش اطلاعي نداشتند. امروز اومديم بخاري برقي 2000 وات رو زديم به برق و ماكرووفر رو هم به همون سه راه زده بوديم و هم زمان روشنش كرديم كه يكدفعه هر دو خاموش شدند. دكمه مشكي چند راهي رو كه زدم دوباره برقش برقرار شد و فهميدم كه يه چيزي مثل فيوزه و اين چند راهي كه ما داريم تا 2400 وات مجاز به استفاده هستيم. (براي ما توي ايران از اين دكمه هاي ريست نداشت شايد براي شما داشته باشه).

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

امروز بالاخره جواب OQU كه در لينك زير گفته بودم اومد. حدود دو ماه و نيم شد. بايد بعد دو هفته بهم ايميل مي زدند و مي گفتند كه مدارك رسيده و دارند بررسي مي كنند ولي فكر كنم چون به سال جديد خورد بيخيال شدند. چند روز پيش بهشون ايميل زده بودم (به آدرس oqu@dbi.vic.gov.au ) و ايميلي از Information Officer-Overseas Qualification Unit اومد كه دارند بررسي مي كنند.

http://kaam.blogfa.com/post-110.aspx

مداركي كه امروز به دستم رسيد يك نامه به انضمام دو برگه A4 با سربرگ Department Of Business and Innovation و عنوان Overseas Qualification Unit هستش (يكي ليسانس و يكي فوق ليسانس) و مضمونش اينه (پس از ذكر اسم و نام دانشگاه و تاريخ و رشته ...)

... The above mentioned qualification is assessed as comparable to the educational level of an Australian Bachelor Degree (Master Degree رو اون يكي برگه گفته بود)

پايين برگه رو Assessment Officer/Career Advisor امضا كرده.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

شايد هنوز زود باشه كه در خصوص هزينه زندگي توي ملبورن اظهار نظر كنم ولي توي اين چهار ماه و خورده اي حدود 25 هزار دلار خرج شد. شايد اگه به بحران ارزي مي خورديم مجبور بوديم اينجا خونه شير بگيريم تا هزينه ها رو كاهش بديم. تازه ما كم خرج هستيم و تفريح خاصي نداشتيم و بچه هم نداريم (البته بچه يه مزيت هايي هم داره مثلا اينكه از سنتر لينك مبلغی پول مي گيري ولي هزينه هاي خاص خودش رو هم داره).

كلا با توجه به موارد زير ميشه ماهي بين ۲۳۰۰ تا ۲۶۰۰ براي يك زندگي معمولي و كم خرج دو نفره كه زياد بخور نيستند (اجاره رو هم روش محاسبه كردم). اگه اهل گشت و گذار و تفريحات خاص و ... هستيد اين اطلاعات زياد كمكتون نميكنه. براي چهارماه و ده روز، اين هزينه ها براي ما 10 هزاردلار شده.

بعلاوه اينكه هزينه لوازم منزل+ماشين+كلاس كاريابي+اقامت موقت+یکماه پول پیش برای خونه و .. حدود 13000 دلار براي ما شد (ممكنه بپرسيد چطور جمعش شد 25 هزارتا؟ چون اجاره شش ماه اول رو يكجا داديم.بنابر اين تا الان كه چهار ماه شده، دو ماه اجاره بعدي رو هم پرداخت كرده ام.)

- حدود 6-7 هزاردلار وسايل خونه البته اگه خيلي نخواهيد هزينه كنيد و خيلي چيزهايي كه ضروري نيست رو به آينده واگذار كنيد (تلويزيون، يخچال، مبلمان، لپ تاپ، تخت و تشك و متعلقات اتاق خواب ...)

- ماشين 4200 كه البته بيمه هم براي تصادفات كردم حدود 215 دلار. جمعا با بنزيني كه همونجا رفتم زدم شد نزديك 4500.

-هزينه اقامت موقت براي ده روز حدود 884 دلار كه البته حدود 100 دلار هم پول اينترنت و موبايل پرداخت كردم. 80 دلار تاكسي فرودگاه و 50 دلار هم تاكسي هتل به خونه.

- كلاس خودم و خانمم 685 دلار (بعدا در موردش توضيح مي دم. منظورم كلاس Box Hill Institute  كه شد حدود 480 و Holmesglen كه شد حدود 173 و يك كلاس 32 دلاري تكميلي برای خودم )

هزينه هاي روتين ماهيانه:

- اجاره خونه: كاملا بستگي به توقعات شما و جايي كه ميگيريد داره. براي يك خونه مستقل بين 1100 دلار تا 1500 دلار ماهيانه. البته روي قيمت هاي كمتر، حداكثر براي زماني كه بيكار هستيد مي شه حساب كرد. چون خيلي زود وسوسه مي شيد جاتون رو عوض كنيد. براي اولين خونه احتمالا مجبوريد اجاره شش ماه رو يكجا پيش بديد چون رفرنس و سابقه نداريد.

- بليط اتوبوس و مترو و ترم: با كانسشن كارت بليط ماهيانه 87 دلار براي هر نفر. البته از ماه بعد كانسشنم تمومه چون ديگه كلاس ندارم و ميشه دوبرابر حدود صدو هفتاد و خورده اي دلار ماهيانه (براي كار مجبورم با مترو برم) براي هر نفر. در سال ۲۰۱۲ افزایش جزئی هم داشته. حدود  ۱۷۴.۲ برای ۲۸ روز که البته زون یک و دو رو شامل میشه. برای خانمم که بیشتر مسافرتهاش زون یکه کمتر میشه. براي ۳۰ يا ۳۱ روز كمي اضافه كنيد.

- بنزين هر باك سي و خورده اي ليتري نزديك 50 دلار. اين جا بنزين با اكتان هاي مختلف هست كه قيمتش فرق مي كنه. بيشترينش همون سوپره با اكتان 98 و البته 95 هم هست و معمولي كه 91 هستش. قيمتها ليتري 1.3 تا 1.4 در نوسانه البته سوپر بين 1.4 تا 1.5 دلار. حداكثر ماهي دوبار بنزين مي زنم. البته اگه آخر هفته ها رو جاي دور براي تفريح بريم. وگرنه ماهي يه بار. اگه با ماشين برم سر كار ديگه بليط مايكي نمي خرم و ماهي كلا ۱۲۰ دلار پول بنزين مي دم.

-هزينه برق ماهي 45 دلار. البته خونه ما گازكشي نيست و اجاق برقي داريم. ضمن اينكه هوا كاملا مطبوعه و هيچ وسيله گرمايشي و سرمايشي تا حالا استفاده نكرديم. زمستون رو خدا بخير بگذرونه. با وسايل برقي بايد سر كنيم. معمولا دوماهه يا سه ماهه مياد.

-آب و فاضلاب ماهي 15دلار. البته سه ماهه اومد 45 دلار.

-موبايل: ما خوشبختانه تماسهامون بيشتر با اسكايپ هستش و موبايلمون دو تا ۱۰ دلار يا كمي بيشتر در ماه. نهايتا ۳۰ دلار و اگه تماس ايرانمون زياد بشه ۴۰ دلار در ماه براي دو تامون.

- اينترنت: اينترنت موبايل، پلن يكساله ماهيانه چهار گيگ ، ماهي 30 دلار البته بخوره تو سرشون كاش همون ۶۰ دلار مي داديم تلفن ثابت و اينترنت ADSL مي گرفتيم.

-هزينه خريد مواد غذايي: حدودا شش هفت بار در ماه مي ريم خريد و هر بار بين ۳۰ تا ۱۰۰ دلار. كلا ۳۰۰ دلار در ماه تا ۵۰۰ دلار.

بعضي مواد غذايي مثل گوشت و روغن زيتون و شير ... نسبت به حقوقهاي اينجا نسبت به ايران خيلي ارزونتره.

-تفريحات: راستش اوايل خيلي وقت اين كار رو نداشتيم و كلا بستگي به خودتون داره ولي هر بار رستوران بين ۱۰تا ۴۰ دلار بستگي به كلاسش و اينكه فست فود باشه يا غذاي ايتاليايي يا چيني ... سينما هم با كانسشن و خريد از كتابفروشي سر كوچه نفري 12 دلار. تو خود سينما نفري 15 دلار. بدون كانسشن نفري 15 دلار از كتابفروشي و 18 دلار تو سينما. بليط جاهاي ديدني هم متوسط 20 دلار. متوسط ماهي ۱۵۰ دلار تا ۲۰۰ دلارداريم هزينه مي كنيم. البته من و خانمم بعضي وقتها دو نفري يه پيتزاي لارج مي خريم با هم مي خوريم كه قيمتش از ۱۶ تا ۲۴ دلار متفاوته. البته بعضي جاها سايز كوچيكش هم دو نفرمون رو سير مي كنه مثلا يكي از كافه هاي اكلي كه حدود ۲۰ دلاره. مكدونالد هم يه دوبل براي من و يه معمولي جوجه براي خانمم البته هر دو كومبو (با نوشابه و سيب زميني) ميشه ۱۲ دلار. يه نصف مرغ چاركول با نوشابه و سيب زميني هم ميشه ۱۶ دلار. چلوكباب كوبيده هم ۱۸ دلار. غذاهاي چيني هم حدود ۱۰ دلار هر پرس يا كمتر و بيشتر.

هزينه هاي متفرقه و خريد هاي غير روتين مثل دارو و لباس و غيره رو توي اين محاسبات ذكر نكردم.

 پزشك و آزمايشات تا الان برامون رايگان بوده ولي دارو هر قلمش حدود 30 دلار پرداخت كرديم.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

مدرك ليسانس من توسط Engineers Australia اسس شده بود ولي فوق ليسانس رو ارائه نكرده بودم ضمن اينكه مدارك خانمم هم اسس نشده بود. يه اداره اي هست كه مدارك غير استراليايي رو برای ساکنین ویکتوریا ارزيابي ميكنه به نام: Overseas Qualifications Unit. خدمات اين اداره رايگانه ولي بايد كپي برابر اصل مدارك پست بشه (Certified Copy).

مداركي كه بايد پست بشه و توضيحاتي در خصوص اينكه چه كسي كپي ها رو تاييد كنه (مثلا JP) توي آدرس زير اومده:

http://www.business.vic.gov.au/BUSVIC/STANDARD/PC_63287.html

براي اينكه يه مروري بشه: من مدارك زير رو (مدارك خانمم) پست كردم و بعد از دو هفته ايميل اومد كه دريافتش كردند و دو ماه بعد جواب اسس اومد در خونه. براي خودم 17 روز پيش پست كردم وهنوز ايميلي دريافت نكرده ام.

1- پرينت از فرم پر شده لينك زير:

http://www.business.vic.gov.au/busvicwr/_assets/main/lib60212/overseas%20qualifications%20assessment%20application.doc

2- كپي برابر اصل ويزا و پاسپورت

3- كپي برابر اصل از مدركي دال بر آدرس محل سكونت (اجاره نامه، قبض، پرينت حساب...)

4- كپي برابر اصل از اصل مدارك و ترجمه آنها

5- كپي برابر اصل از ريز نمرات و ترجمه آن براي مداركي كه مي خواهيد اسس شوند

(من كپي از اصل مدرك و ترجمه اون و ريز نمرات فارسي و ترجمه اون هم براي ليسانس و هم فوق ليسانس رو ارسال كردم چون توي فرم بالا دو مدرك ليسانس و فوق ليسانس رو درخواست اسس داده بودم).

6- كپي برابر اصل از مدرك ديپلم و ترجمه اون (اين يكي برداشت من از اين مورد توي فايل ورد لينك بالا بود كه گفته Prerequisite studies required to do my degree/diploma و چون آماده داشتم فرستادم)

 موارد بالا رو به آدرس زير پست كردم (Registered Post):

Overseas Qualifications Unit , GPO BOX 4509, Melbourne, VIC 3001

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

براي كپي برابر اصل مدارك يا Certified Copy (چه فارسي و چه انگليسي) بايد يه JP يا Justice of Peace توي منطقه خودتون پيدا كنيد و يا اينكه به ايستگاه پليس نزديكتون بريد. من همه راه هاش رو امتحان كردم.

1- ساده ترين راه اينه كه تلفن تمام JP هاي منطقه خودتون رو با وارد كردن كد پستي در آدرس زير مربوط به

 ROYAL VICTORIAN ASSOCIATION OF HONORARY JUSTICES

بدست بيارين و با يكي از اونها تماس بگيريد:

http://www.rvahj.org.au/findjp.wtml

من با يكي تماس گرفتم و از من آدرس خونمون رو پرسيد و گفت ساعت يازده و نيم ميام و قطع كرد. تعجب كردم دوباره تماس گرفتم گفتم كجا بايد بيام گفت منتظرم بمون. سريع لباس پوشيدم و رفتم سر خيابون كپي بگيرم كه تماس گرفت گفت در خونتون هستم. تا رسيدم خونه يه يك ربعي بنده خدا علاف شد (تقصير خودش چون نيمساعت زود اومد). تمام مدارك رو كه نزديك 20 تا بود يكي يكي مهر و امضا كرد. يك ربعي طول كشيد وخانمش هم دم در توي ماشين هي زنگ مي زدو مي گفت چقدر طولش ميدي. آخرش هم پولي نگرفت و قهوه تعارف كردم گفت هيچي نمي خواد. برام عجيب بود كه اين همه وقت گذاشت و حتي اومد به آدرس من و رايگان. هيچ امضايي هم بابت كاري كه كرد لازم نبود از من بگيره.

2- به ايستگاه پليس مراجعه كنيد. اشكالش اينه كه ساعت هاي خاصي JP دارند و خارج از اون ساعت ممكنه همه برگه ها رو مهر نزنند. مثلا پليس Oakleigh حداكثر 5 برگه رو در روز براتون مهر مي زنه (تازه فارسي ها رو يه بار قبول نكرد ولي فرداش يكي ديگه بود كه برام مهر زد) و بيشتر از اون رو دو شنبه و چهارشنبه ساعت 7 تا 9 شب يه JP مياد اونجا. پليس Springvale هر روز صبح تا ساعت 12 يه JP داره.

3- شنيده ام كه بعضي از داروخانه ها هم ممكنه JP داشته باشند ولي من از تمام داروخانه هاي منطقه خودمون پرسيدم و همچين خبري نبود.

شاید با خودتون بگید این همه کپی برابر اصل برای چی بوده:  - برای ترجمه توسط  Ames  - برای اسس مدارک خانمم توسط OQU

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

آزمون (Hazard Perception Test) در حقيقت 28 فيلم كوتاه هستش (البته در ويكتوريا) كه هر كدوم حدود 30 ثانيه طول مي كشه و 45 دقيقه وقت داريد كه حداقل 54%  سوالات رو صحيح پاسخ بديد. قبل از هر فيلم بهتون ميگه كه در لحظه مناسب براي يكي از حالتهاي: سبقت، كاهش سرعت، گردش و يا شروع حركت كليك كنيد. در ابتداي آزمون هم چهار تا تست براي تمرين بهتون ميده و مشخص مي كنه كه پاسختون صحيح بوده و يا نه. دقت بايد كرد كه كليك بيمورد باعث  از دست دادن امتياز ميشه و بعد از كليك، فيلم محو ميشه و سراغ تست بعدي ميره. بنابر اين فقط در صورت احساس Hazard يا عدم Hazard (بسته به صورت مسئله) كليك كنيد. حدود 20 الي 30 درصد سوالات به گونه اي هستش كه اصلا نيازي به كليك كردن نداره.

مي تونيد در آدرس زير درخواست بديد كه يك CD راهنما براتون رايگان پست كنند. (البته شش هفته طول ميكشه. من يه ماه پيش براي خودم و دو هفته قبل براي خانمم درخواست دادم و الان هردومون پاس كرديم ولي هنوز سي دي دريافت نكرديم). توي سايت ويكرود همون چهار تا تست ابتداي كار رو رو بعلاوه يه نرم افزار (كه فقط روي ويندوز XP و قبل از اون كار ميكنه) گذاشته. نرم افزار كه كار نمي كنه ولي كنار اون همون چهار تا ويدئويي كه براي تست وجود داره رو مي تونيد ببينيد و فقط كليك نمي تونيد بكنيد. عكس اين چهار ويدئو و توضيحاتي در خصوص اين آزمون در آدرس زير هستش:

http://vicroads.vic.gov.au/Home/Licences/GetYourPs/PreparingForYourLicenceTest/HazardPerceptionTest.htm

در آدرس زير مي تونيد درخواست سي دي بديد:

https://www.tacsafety.com.au/jsp/drivesmart/order.do?tierID=2

اين هم آدرس نرم افزار و چهار ويدئوي مربوطه براي اجرا روي XP

http://clt.vicroads.vic.gov.au/HazardPerception/HazardDL.aspx

ممكنه بتونيد چند تا سايت رو پيدا كنيد كه بتونيد توي اون اين آزمون رو تمرين كنيد ولي اول مطمئن بشيد كه براي استراليا باشه نه انگلستان. براي ايالت هاي ديگه هم شبيه ويكتورياست. من اين سايت رو پيشنهاد ميدم قبل امتحان تمرين كنيد:

http://mylicence.sa.gov.au/hpt

واقعي ترين آزمون نزديك به امتحان همين سايته كه گفتم. توي سايت زير هم مي تونيد سه تا تست رو بزنيد ولي انيميشن هستش و شبيه امتحان نيست:

http://www.transport.wa.gov.au/licensing/21387.asp

موقعي كه امتحان ميديد هيچ تصوري نداريد از اينكه الان داريد خوب جواب مي ديد يا نه تا اينكه پرينت نتيجه امتحان رو بهتون مي دند و نتيجه بعلاوه توضيحاتي در مورد اينكه كجاها مي تونيد بهبود بديد (خيلي كلي هستش و من كه نفهميدم كدوم تستها رو غلط زدم).

در كل آزمون سختي نيست و با رعايت موارد زير مي تونيد به راحتي از شرش خلاص بشيد:

- تستهاي سايت http://mylicence.sa.gov.au/hpt رو چند بار تمرين كنيد.

- اول آزمون چهار تا تست مي تونيد آزمايشي بزنيد. تا زماني كه هر چهارتا رو صحيح نزديد آزمون اصلي رو شروع نكنيد. معمولا دو تا از سوالات توي امتحانتون تكرار ميشه.

- فقط در موارد ضروري كليك كنيد. برخي از ويدئوها نيازي به كليك ندارند. خصوصا مواردي كه مي خواهيد سر پيچ بپيچيد و منتظريد چراغ سبز بشه. يا مواردي كه گفته در زمان مناسب براي سبقت كليك كنيد. (البته يه تراكتور هستش كه از تپه بالا ميره و نظر علما متفاوته. من زماني كه نوك تپه رو رد كرد و خط چين شد و روبرو تا دوردست باز بود كليك كردم)

- زماني كه با سرعت 30 وارد ميدون ميشيد و هيچ خطري وجود نداره (هيچ خودرو ديگه اي نيست و عابري هم وجود نداره) نيازي نيست كه كليك كنيد.

- موقعي كه پشت ترم هستيد چشماتون رو به چراغ ترمز اون بدوزيد. به محض اينكه ترمز كرد كليك كنيد. موقعي هم كه سمت چپش هستيد و وايستاد كليك كنيد چون احتمالا مسافر پياده مي شه. چراغ ترمها به خاطر كيفيت پايين فيلمها و فاصلشون از شما به سختي قابل تشخيصه.

- يكي از تست ها يك عابر ناگهان وارد خيابون ميشه يا اينكه يه بچه از پشت يه خودروي بزرگ يكدفعه مي په توي خيابون كه بايد يكدفعه كليك كنيد. (توي چهار تست اول هم يه خط عابرپياده هست كه عابر اولي رد ميشه چون هنوز نزديك نشديد ولي وقتي كه نزديك شديد يكدفعه يكي ديگه مياد)

- وقتي كه بيرون از شهر رانندگي ميكنيد و جاده جلويي دست انداز (يا خاكي) داره (معمولا تابلوش هم مياد ولي با كيفيت پايين) به محض اينكه از چرخ ماشين جلو خاك بلند شد كليك كنيد.

- مواردي هست كه وارد چراغ سبزه ولي به محض اينكه به چهار راه رسيديد زرد ميشه. اگه فاصلتون تا چهار راه خيلي كم شده (داريد واردش مي شيد) نيازي به كليك نيست.

- هميشه حواستون به چراغ ترمز ماشين جلويي و حركت پيش بيني نشده عابرها باشه.

- اگه اتوبوس مي خواد راه بيافته و شما توي لاين راست پشت سرش هستيد كليك كنيد چون بايد بهش راه بديد.

- توي U-Turn يا وارد شدن به بزرگراه موقعي كه گپ مناسب وجود داره مي تونيد كليك كنيد (من هيچكدوم رو كليك نكردم و فكر كنم جزء اشتباهاتم بوده)

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
 

ساده ترين آزمون بين سه امتحاني كه بايد بديم همينه. چهار تا فايل توي سايت ويكرود هستش كه ميشه دانلود كرد و خوند و به راحتي پاس كرد. ضمن اينكه توي سايت ويكرود هم آزمون مربوطه رو گذاشتند و ميشه تست هاي اون رو زد و معمولا توي امتحان اصلي هم چند تاش مياد. از اونجايي كه تست هايي كه توي سايت گذاشتند از بانك اطلاعاتي خود ويكرود هستش و هر دفعه هم عوض ميشه بهتره چند بار قبل ازمون تكرارش كنيد تا نتيجه دلخواه رو بگيريد هر چند فوق العاده ساده هستش و من بدون اينكه آيين نامه رو بخونم رفتم توي سايت تست زدم و ناپلئوني پاس كردم. كتاب رو يه بار كامل (البته غير از صفحات آخر كه در مورد جريمه بود) خوندم و سه بار هم تا قبل امتحان تست زدم و صبح امتحان هم قسمت هاي مهمتر رو مرور كردم. نتيجه اينكه يه غلط داشتم و اون هم مربوط به جرائم بود.

آزمون فوق رو مي تونين توي آدرس زير تمرين كنيد:

http://clt.vicroads.vic.gov.au/Welcome.aspx?testid=4

چهار فايل مربوط به كتاب رو هم مي شه از آدرس هايي كه بچه هاي مايگرنت هلپ شير كردن دانلود كرد:

http://www.migranthelp.com/phpbbfa/viewtopic.php?t=1083&start=600

مراقب باشيد كه هر بار موقع امتحان بايد اين مدارك رو همراه داشته باشيد:

- پاسپورت

- مدرك شناسايي دوم (من كارت مديكر بردم ولي كارت بانكي به شرطي قبوله كه اسم و فاميلتون دقيقا مطابق پاسپورت حك شده باشه چون از يه بنده خدايي كه اسمش طولاني بود و جا نشده بود قبول نكردند و نوبتشو از دست داد)

- مدركي دال بر آدرس محل سكونت(قبض يا قرارداد اجاره خونه يا پرينت مربوط به حساب به شرطي كه آدرس محل سكونتتون روش باشه و اسمتون كامل و مطابق پاسپورت باشه)

- اصل و ترجمه گواهينامه ايراني (ترجمه من مهر ناتي نداشت و هر چي توضيح دادم كه بابا توي سايت خودتون نوشته ترجمه رسمي كشور صادر كننده كفايت مي كنه توي كلشون نرفت كه نرفت. بعد از كلي چك و چونه تازه گير داد كه چرا فقط Date داره و كو Issued Date - خداييش اين يكي رو بايد گردن مترجم رو بشكنن كه تاريخ صدور رو ترجمه كرده Date- قرار شد كه دفعه بعد براي آزمون HPT ترجمه ناتي بيارم). ترجيحا گواهينامه بين المللي رو هم ببريد.

اينم آدرسي كه توي سايت گفته ترجمه رسمي كفايت مي كنه (هر چند كفايت نكرد):

http://www.vicroads.vic.gov.au/Home/Licences/NewToVictoria/OverseasDriversLicences.htm

VicRoads only accepts translations completed by:

·         a NAATI accredited (any level) translator, or

·         an official translation from the country of origin, or

·         appropriate consulate in Australia.

 
 
   |    نوشته شده توسط کام
 
 
     
 

pctfx3.3

مجله اینترنتی رسانه

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور