تلويزيون

براي تلويزيون ديك اسميت و جي بي هاي فاي و ماير و دو سه جاي ديگه رو چك كردیم آخرش از ماير واقع در چدی (Chadstone) يه تلويزيون LED سامسونگ گرفتیم. يه آنتن روميزي هم براش از اين فروشگاه هاي چيني كه همه جا هست گرفتيم ۱۰ دلار (از كارنگي). يه سيم رابط (سيم آنتن سه متري) هم از ريجكت شاپ قبلا گرفته بودم ۳ دلار. آنتن رو گذاشتيم پشت پنجره. حالا خوشبختانه شبكه هاي اصلي رو داريم. يعني ABC,7,SBS,Go,Gem,9,11... و متعلقات آنها. شايد هنوز زود باشه اظهارنظر كنم ولي سعي مي كنيم كه گوشمون رو به صحبت كردن اينا آشنا كنيم هرچند اغلب فيلم ها آمريكايي هستند و حوصله سريالهاي استراليايي رو ندارم و فقط روشن ميكنم و يه مسابقه يا ميزگرد يا مستند يا هر چيزي كه كه يه نفر به استراليايي صحبت كنه رو نگاه مي كنم.

خريد لوازم منزل از IKEA

شنبه رفتيم IKEA و كلي وسيله خريديم. تقاطع Westall & Prince HW. نوشته بود بزرگترين شعبه نيمكره جنوبي (با اتوبوس از ايستگاه كليتون كه اول دانشگاه موناش مي رفت). بعد از خريد رفتيم به قسمت Home Delivery Service تحويل داديم كه بيارند در خونه اما مشكل از اينجا شروع شد كه :
تصميم گرفتيم يخچال رو هم از IKEA بگيريم و مبلامون هم بر خلاف ساير وسايل اسمبل تحويل داده ميشد. (ساير وسايل IKEA دمونتاژه و خودمون بايد از كارتون در بياريم و اسمبل كنيم).

قيمتهايIKEA براي هر عدد مبل دو نفره از 160 شروع مي شد تا 1500 و حتي بيشتر. سه نفره كمي گرونتر و يك نفره كمي ارزونتر بود. يعني يك سه نفره و يك دو نفره يه چيزي حدود 1500 تا 2000 براي رنج متوسط قيمتش در مياد. ميز رو جدا بايد بخري كه از 10 دلار داشت تا 200 و 300 دلار. تختخواب زير 200 هم بود ولي متوسط 400 دلار ضمنا پا تختي و دراور هم حدود 50 و 100 به بالا. ميز تلويزيون گرفتيم 300 ولي از 40 يا 50 دلار شروع مي شد تا ....
خرت و پرت مربوط به آشپز خونه رو از چاقو بگير تا كابينت خيلي چيزا داشت اما بعضي چيزاش به نظر گرون و يا نامرغوب بود. ضمنا تشك از 200 فومي برو تا 1000 فنر و لاتكس. پتو هم گرفتيم 100 دلار دونفره. البته يه پتو مسافرتي ارزون هم گرفتيم يادم نيست ولي زير 20 تا بود. 

روزي كه وسايل رو آوردند در خونه گفتند كه ما بالا نمي ياريم. هر چي وعده پول دادم قبول نكردند و گفتند كمرمون درد مي گيره. بعد از كلي چك و چونه و تلفن اين ور و اونور فقط وسايل سبكتر رو آوردند بالا و يخچال و مبلا رو برگردوندند. ضمنا چوب اصلي تختمون هم يك تيكه اش شكسته (بعد از باز كردن كارتون ديديمش) .زنگ زديم گزارش داديم ببينيم چه خاكي بايد به سرمون كنيم.
هنديه ميگفت كمرم درد ميگيره و راه پلتون باريكه و سخته كه ببريم بالا. (صد رحمت به باربراي هموطن.)

فعلا كه مونديم بدون يخچال ولي حداقل تشك و پتو داريم و مثل دو شب اول مثل ... زير پتو مسافرتي نمي لرزيم. Laughing

دو سه هفته اي طول كشيد درگيري ما با اين شركت. يخچال رو يه هفته بعد آوردند طبقه بالا ولي تو نياوردند چون بايد كارتنش باز مي شد تا از در رد شه و قبول نكردند. دفعه بعدي كه چوب تخت رو آوردند دوباره شكسته بود و قبول نكردم تا دفعه سوم آوردند.

هر دفعه دوسه جا بايد زنگ مي زدم. اعصابم خورد شده بود چون بعضي وقتا واقعا نمي فهميدم چي ميگند و توجهي هم به حرفاي من نمي كردند. مخصوصا دفعه دوم كه يخچال رو آوردند من يه لحظه رفته بودم سركوچه (معمولا زنگ مي زدند كه داريم ميايم يا اس ام اس مي زدند ولي اين دفعه اشتباهي به خانمم زنگ زد و اونم كلاس بود و جواب نداد) و اينام همون موقع اومدن و برگشتند. كلي جر و بحث پشت تلفن كه بايد به من خبر مي داديد و ...

خلاصه اينكه راحت شديم.

اولين ورود به ملبورن

بالاخره رسيدم به درب خروج فرودگاه ملبورن. ما كه هتل رزرو نكرديم . رفتم اطلاعات فرودگاه گفتم مي خوام هتل رزرو كنم. اكثر هتل ها نزديك سيتي بودند و قيمت بالاي شبي ۱۵۰ تازه ميگفتند آخرهفته فينال مسابقه فوتباله و اتاق ندارند. اين شد كه تصميم گرفتيم يه سيمكارت بخريم. البته توي فرودگاه فقط Optus رو پيدا كرديم و يه سيمكارت Prepaid ۳۰ دلاري گرفتيم. تلفن تعدادي از هتل ها و آدرسشون و قيمتشون رو با خودمون داشتيم. چون مي خواستم دوره ESL رو توي موسسه باكس هيل شروع كنم خانمم به آدرس زير زنگ زد و اونم گفت كه مشكلي نيست (از خانمم پرسيد چه قيمتي داريد خانمم گفت شبي 89 دلار). يه تاكسي از فرودگاه گرفتيم تا متل شد 80 دلار (فرودگاه غرب ملبورنه و اين متل شرق). هوا آفتابي بود و دما هم سردتر از تهران بود ولي نيازي به كاپشن نبود.

 اتاقهاي طبقه اول متل خيلي كوچيك بود ولي مسئول پذيرش يه اتاقي رو طبقه دوم نشون داد كه از همه بزرگتر و دلبازتر بود (سه تخته) و اجاق گاز هم داشت. ما هم بهش گفتيم اگه اين رو به همون قيمت مي دي ما اين اتاق رو انتخاب مي كنيم (دقيقا كنج متل طبقه دوم) خوشبختانه قبول كرد. براي اقامت موقت جاي خوبي بود و اجاق گاز و توالت و حموم مستقل داشت. يه اير كانديشن هم داشت كه ما تا بفهميم كجاست كلي از سرما لرزيديم. (مسئول پذيرش گم و گور شد و ديگه نديديمش و شب اول رو بدون سيستم گرمايي سپري كرديم)

http://www.motelmaroondah.com.au/Rooms.aspx

در كل ده شب اونجا مونديم كه سه شب آخر رو شبي 87 دلار حساب كرد و شد 884 دلار.

ده روز اقامت موقت در ملبورن و اجاره کردن خونه

روز اول حضورمون رو استراحت كرديم و به مركز خريد نزديكمون (باكس هيل رفتيم). تا دلت بخواد آسيايي ديديم و رستوران آسيايي.  يه مقدار توي ذوقمون خورد. البته كلا جاي قشنگي بود. روز دوم رفتيم سيتي و به شعبه اي كه بهمون معرفي كرده بودند. جالبه كه دقيقا روز و ساعتش رو برامون مشخص كرده بود ولي خودش مرخصي بود. يه مقدار از پولاي توي جيبمون رو بعد از اينكه كارم ت بانكي مون رو فعال كرد و بهم پسورد داد ريختم به حساب. ضمنا يك حساب Savinng هم باز كردم تا به پولام سود تعلق بگيره و اينترنت بانك رو هم فعال كردم. شماره تلفن هم وارد سيستم كردند ولي قرار شد آدرس خونه رو به محض اجاره كردن خونه بهشون بدم. يه صورتحساب هم از هر دو حساب گرفتم تا براي اجاره كردن خونه جزء مدارك ارائه كنم.

مدت اقامت موقتمون ده روز طول كشيد كه عمدتا دنبال خونه گشتيم و البته تلفني براي دوره باكس هيل هم ثبت نام كردم (يه خانمي به نام Jenny كه گفت فعلا تعطيلي ولي 10 اكتبر بيا سر كلاس بشين) براي خانمم هم توي Holmesglen ثبت نام كرديم كه اونم از 10 اكتبر شروع ميشد.

چهار روز اول، همون خط تلفني رو كه از فرودگاه گرفته بوديم رو استفاده مي كرديم و براي اينترنت هم گوشي خانمم سامسونگ گلكسي بود و مي شد لپ تاپ رو به اون وصل كني و از اينترنت استفاده كني. نمي دونم زياد اينترنت استفاده كرديم يا ايران تماس گرفتيم كه سر چهار روز تموم شد. مجمور شدم يه سيمكارت Lebara (دو دلار سيمكارت بعلاوه ده دلار شارژ) براي خانمم و يه سيمكارت Lyca (سيمكارت با ده دلار شارژ) براي خودم بگيرم.

براي اينترنت هم از Vodafone يك Mobile Broadband Prepaid گرفتم 48 دلار كه به پورت USB مي خورد و 3 گيگ اعتبار داشت (دو گيگ هم جايزه) به مدت سه ماه. ديگه راحت مي تونستيم با اسكايپ با ايران صحبت كنيم و توي http://www.realestate.com.au/rent دنبال خونه بگرديم. اطراف باكس هيل معمولا به اين صورت بود كه يه زمان رو براي Inspection اعلام مي كنند و توي اون مدت فرصت داري كه اون خونه رو ببيني و همونجا فرمشو بگيري و پر كني يا اينكه دوباره به سايت مراجعه كني و آنلاين اپلاي كني و يا اينكه بعدا بري آژانس تحويل بدي. تمام محل هاي اطراف رو پياده گز كرديم و هر شب پا درد داشتيم. مخصوصا به يكي دو تا از قرار ها سر وقت نرسيديم (فقط يك ربع وقت بازرسي مي ذارند) و بارون هم كه مي يومد اعصابمون خورد شده بود. يه بار خواستيم به محله هاي جنوب شرق بريم ولي با اتوبوس يكساعت و خورده اي لفتش داد و چند جا توقف طولاني كرد و به هيچ قراري نرسيديم و ناكام برگشتيم. ( از Balwyn و Mont Albert خوشمون اومد. محله هاي قشنگي بودند. همينطور North Box Hill ولي دو تا از خونه هاش رو به ما اجاره ندادند و دوتا مورد ديگه رو خودمون از خونه خوشمون نيومد. از محله پایین باكس هيل -پشت ایستگاه- هم كه سه تا خونه ديديم خوشمون نيومد).

روز هشتم و نهم تصميم گرفتيم محله رو كلا عوض كنيم و دوباره به جنوب شرق بريم. بچه هاي مايگرنت هلپ گفته بودند كه  نزديك مترو از Caulfield  تا Nobel Park خوبه و به صنايع نزديكه و اين به پيدا كردن كار كمك مي كنه. يه خونه توي Caulfield ديديم نزديگ دانشگاه موناش (شعبه Caulfield) بود و تلفني با يه خانم كه اتفاقا ايراني بود هماهنگ كرديم كه ببينيمش و يه آژانس به نام Thomson توي Murrumbeena بود كه كليد سه تا خونه بهمون داد خودمون بريم ببينيم. خونه هاي نزديك Caulfield نزديك راه آهن (مترو) بود و به Prince HW هم نزديك بود و بيخيالش شديم ولي از منطقا بين Carnegie و Murrumbeena خوشمون اومد (البته از قسمت پايين تر از مترو) و براي دوتا ازخونه ها توي آژانس Thomsonفرم پر كرديم و اوليت 1 و 2 تعيين كرديم. (طبق معمول به علت نداشتن كار و رفرنس اوزي و سابقه قبلي مجبور بوديم پيشنهاد كنيم شش ماه اجاره رو يكجا مي ديم.) يه خونه هم توي Clayton ديديم كه من خوشم اومد چون سه خوابه و بزرگ و كلا مستقل بود ولي خانمم نپسنديد چون Clayton هندي زياد داشت. از محله هاي بعد از Clayton خوشم نيومد.

و روز دهم موفق به دريافت اجازه سكونت در يك يونيت جمع و جور در ملبورن و نزديك Carnegie شديم. دو دقيقه پياده روي تا 3 خط مختلف اتوبوس (دو تاشون به Chadstone و يكي به Oakleigh) و 5 دقيقه پياده روي تا ترم (به سمت سيتي) و ده دقيقه پياده روي تا مترو ضمن اينكه با اتوبوس هايی كه گفتم هم ميشه مترو رفت. البته اتوبوس اینجا تا نه نه ونیم کار می کنه ولی مترو تا بعد از ۱۱ هم هستش (شایدم دیرتر).  بعضی خطوط مثل دنکستر به باکس هیل تا نیمه شب هم اتوبوس داره.

راستي عادت كردن به سيستم اينجا كمي طول ميكشه. هر دفعه كه مي خواي از خيابون رد شي بايد مثل بچه ها به خودت بگي "اول به راست نگاه كن" تا صحيح از خيابون گذر كني. چهار راه هاشون هم يك دكمه هايي داره كه عابر پياده براي اعلام حضور بايد فشار بده تا چراغش بعد از مدتي سبز بشه. يه صدايي هم از خودش در ميكنه كه حواست باشه چراغ سبزه و اگه نابينايي هم متوجه بشي.

حركت به سوي ملبورن

كليه زندگيمون خلاصه شد تو سه تا چمدون بزرگ و دو سه تا ساك دستي و يك كيف لپتاپ و يه دست كت و شلوار (كه لباساي خانمم هم تو كاور همون بود تا ببريم بالا). تصميم گرفتيم بار فريت نكنيم و همه چيز رو در حد نياز از همونجا بخريم.

بالاخره تصميم گرفتيم كه بدون رزرو هتل بريم ملبورن ببينيم اوضاع از چه قراره. سه ساعت قبل از پرواز (روز و ساعت پرواز: روز سوم مهر ساعت چهار صبح) رفتيم فرودگاه امام. خوشبختانه پرسنل امارات به اضافه بارمون كه حدود 7 كيلو بود گير ندادند همينطور پليس به پول نقدي كه با خودمون گرفته بوديم (قرار بود پولا رو بين خودم و خانمم تقسيم كنم كه يادم رفت). چمدونها رو كه گذاشتم با تعجب به خانمه گفتم اضافه بار ندارم؟ خانمه هم با خنده گفت لابد نداريد ديگه.

اول رفتيم دبي (حركت ساعت 4). بعد از دو ساعت انتظار در دبي هواپيماي ملبورن رو سوار شديم. البته در سنگاپور يكساعتي پس از پياده شدن منتظر موندم تا مجددا هواپيما عوض كنيم  (گفته بودند فقط سوختگيري داره!!) در مجموع بد نبود. پذيرايي هم كافي بود چون به توصيه دوستان مايگرنت هلپ براي داخل هواپيما نون و پنير و ميوه گرفته بودم كه نيازي به خوردن اونا پيدا نشد. جالبه كه خانمم فوق العاده به تكون خوردن وسايل نقليه حساسه ولي عليرغم طولاني بودن مسافرت حالش بد نشد. نزديك ملبورن فرم  اظهارنامه گمرك  Incoming passenger card رو كه توي پست هاي قبلي متنش رو نوشتم رو بهمون دادند و ما هم پر كرديم (يكي هم نزديك سنگاپور دادند كه نيازي به پر كردنش نبود چون سنگاپور فقط سالن ترانزيت رفتيم) بالاخره ساعت 8 صبح (به وقت استراليا) رسيديم ملبورن يعني كلا 22 ساعت تو راه بوديم (توي ايران سه روز پيش ساعت ها رو يكساعت تغيير داده بودند و حالا اختلاف ساعت فكر كنم شش ساعت و نيم بود و دو هفته ديگه اينجا ساعت ها رو تغيير مي دند و اختلاف ساعت ميشه هفت ساعت و نيم )

توي فرودگاه اول ويزا رو چك فرمودند (هر دو مون رو صدا زد گفت بياين جلو) و چند تا سوال پرسيدند كه كار پيدا كردي يا نه و اينكه چه هتلي مي خوايد بريد. من هم جوابي نداشتم. خانمه با ناراحتي گفت دفعه بعد بدون رزرو هتل نيايد. ما هم گفتيم چشم. جلوتر بارا رو چك مي كردند. ما هم چون توي فرم اظهارنامه قسمت هاي 1 و 6 و نه رو پر كرده بوديم هدايتمون كردند به يه قسمتي كه كليه وسايلمون رو از داخل دستگاه اشعه X رد كردند و مي خواستند كه وسايلي كه مشكوك بودند رو براشون در بياريم و چك كنند. همه مواد غذايي رو چك كردند. به زرشك عليرغم اينكه برچسب نداشت گير ندادند (شايد چون افسره يه خانم هندي بود و فهميد چيه) ولي ميوه هايي رو كه براي داخل هواپيما گرفته بوديم (ليمو براي چاي و موز) رو ازمون گرفت. پنير كيبي هم داشتيم كه توي كامپيوتر چك كرد گفت ورود لبنيات ايراني ممنوعه. ولي نون و باقي چيزها رو بهمون پس داد.

 و بدين ترتيب اجازه دخول به يكي از بلاد اوزستان را كسب نموديم.

 راستی هیچ جا به دارو ها گیر ندادند. هم داروی ممنوعه (کدئین و ... ) داشتیم و هم معمولی مثل ماینوکسیدیل و استامینوفن. حتی دبی به کدئینی که برای داخل هواپیما گرفتیم کاری نداشتند.