صنعت خودرو استراليا

بعد از مدت ها شرايط دشوار صنعت خودرو استراليا به نظر مي رسيد با بسته حمايتي جديد جوليا گيلارد براي هولدن بايد به بهتر شدن صنعت خودرو و به تبع اون بازار كار مرتبط اميدوار باشيم اما اين هفته دو خبر بد شنيدم. يكي اينكه شركت تويوتا ۳۵۰ نفر از پرسنل خودش رو اخراج كرد و ديگه اينكه فورد تا حالا و مخفيانه مشغول ساخت يك مجموعه بزرگ توليد خودرو در تايلند بوده و قصد داره محصولات خودش رو در تايلند مونتاژ كنه و تا سال ۲۰۱۵ شعبه استراليا رو تعطيل كنه و يا اينكه كوچيكش كنه. كلا سه خودرو ساز هم كه بيشتر ندارند. هر چند كيفيت محصولات ايران با استراليا قابل مقايسه نيست ولي از طرف ديگه حجم توليدات استراليا و توان قطعه سازي اونها هم با ايران قابل مقايسه نيست.

 صنايع اينجا اكثرا كوچيكند و جمع و جور. عملا خوش بحال افرادي كه توي زمينه هاي معدن و نفت و گاز فعاليت مي كنند. فكر كنم تنها صنايعي باشند كه در استراليا آينده روشني دارند. كاش ميشد فيلد كاريم رو به راحتي عوض كنم. متاسفانه اينجا اولويت رو به تخصصت مي دند نه به مدرك و علاقه. دوست دارم از صنعت خودرو رو به زوال استراليا فاصله بگيرم. البته صنايع غذايي هم فكر نكنم شرايط خوبي داشته باشند چون توي همين مدت كم يكي دو بار ديدم اخبار نشون مي داد كه مثلا فلان شركت كارخونه خودش رو در استراليا تعطيل كرده و در نيوزيلند راه انداخته.

اينجا اينقدر دستمزد كارگر و هزينه انرژي و به تبع اون هزينه هاي ساخت بالاست كه شركتي كه من در اون كار ميكنم ترجيح ميده هر چيزي رو كه طراحي مي كنيم و نقشه اجرايي اون تهيه ميشه رو بفرسته چين يا تايوان ساخته بشه و از اونجا با بار هوايي و اگه كم بود با دي اچ ال بفرستند. البته روي خوب سكه اينه كه بر عكس ايران رئيسم اينجا توي هر زمينه اي بيشتر از من مي دونه. هم توي دانش طراحي و هم تسلط بر نرم افزارهاي مختلف مرتبط با كارمون. اميدوارم روزي من هم كار مورد علاقه ام رو پيدا كنم. شما هم همينطور.

اطلاعات کلی

ممنون از دوستانی که توی قسمت نظرات اظهار لطف کردند و ببخشید از اینکه پاسختون رو به نظرات دیر دادم.

یکی از خوانندگان این وبلاگ سوالاتی پرسیده بود که به علت طولانی بودن جواب اجازه ثبت اون در قسمت نظرات رو نداشتم و تصمیم گرفتم اینجا ثبت کنم:

سطح زندگی آدما خیلی متفاوتی و حتی دو خواهر یا برادر رو نشه دقیقا با هم یکی دونست ولی سعی میکنم اطلاعات تخمینی بهتون بدم:
قیمت خونه توی شهرهای مختلف متفاوته و سیدنی گرونترین شهر استرالیاست.  بهتره از هموطناي ساكن سيدني هم اطلاعات هزينه اي بگيريد ولي فكر كنم با ماهي 500 دلار توي سيدني ميتونيد يه خونه سه خوابه اجاره كنيد. توي ملبورن با ماهي 400 تا 500 مي تونيد يه خونه سه خوابه متوسط اجاره كنيد. زير 400 هم ميشه ولي يه مقدار كيفيت رو بايد فدا كنيد هر چند براي سال اول و پيدا كردن كار خيلي ها به هر وضعيتي حاضرند تن بدند. ضمن اينكه چون رفرنس نداريد بايد چند ما اجاره رو پيش بديد كه راضي بشند و معمولا خونه هاي پر مشتري رو ممكنه به شما ندند. ولي اين سختي ها خوشبختانه فقط براي سال اوله.
ماشين ما به درد شما که ۴ نفرید نمي خوره چون كوچيكه. قيمتش هم 4500 برام كلا در اومد. شما مي تونيد با 2000 دلار هم ماشين بخريد (كه معمولا رجيستر نشده اند و بدون رود ورثي –يه چيزي تو مايه هاي معاينه فني- و هزينه رجيستر و رود ورثي خودش ممكنه تا 2000 دلار هم برسه) ولي ماشين قابل تحمل و خوب رو حدود 6000 تا 7000 حساب كنيد هر چند اگه دست پایین بگیرید همون ۵۰۰ هزارتا هم می تونید. ماشين تميز و عالي بين 10000 تا 30000 (و بيشتر) كه ترجيحا بعد كار بايد بريد دنبالش. اينجا ماشين هاي پسند بازار عمدتا ژاپني اند بعلاوه فورد و هولدن (برند استرالیایی که قبلا محصولات اپل رو مونتاژ ميكرد الان فكر كنم جي ام) و تويوتا كه این سه تا سازنده ای که گفتم توی خود استراليا تولید می کنند (ژاپنی منظورم هوندا مزدا میتسوبیشی سوزوکی سوبارو...). مي تونيد سايت
http://www.carsales.com.au  بريد و Make رو يكي از شركتهايي كه مي پسنديد (فورد-تويوتا-...) و قيمت هاي مختلف رو چك كنيد ببينيد چطورند.
در مورد خرج خونه ما اوايل خسيس بازي در مياورديم و هزينه هاي خورد و خوراكمون 300 تا 400 دلار در ماه بيشتر نبود. ولي از وقتيكه رفتم سركار به 600 الي 700 دلار در ماه ميرسه (براي دو نفر) جداي از خريد لوازم و لباس و غيره كه بيشتر شامل مواد غذايي ميشه. در كل خرجمون ماهي 2500 تا بود که الان 3000 تاست و شما با 5000 تا فكر كنم زندگي راحتي خواهيد  داشت. ضمن اينكه به والديني كه بچه دارند (فكر كنم زير 16 سال) از طرف سنتر لينك كمك هزينه تعلق مي گيره كه بستگه به سطح درآمد خانواده داره و من اطلاعات زيادي در موردش نمي دونم. Healthcare Card هم مي دند كه براي دارو و حمل نقل خيلي خوبه (هزينه حمل و نقلتون نصف ميشه).
ضمنا خيلي ها اينجا هستند كه بعد از يكسال هنوز كار گير نياوردند ولي تونستند يه كار كژوال مثلا نقاشي يا مشابه اون گير بيارند در حدي كه خودشون رو اينجا نگه دارند از طرفي يكسال مثل برق مي گذره و فكر نكنيد اينجا سريع زبانتون تقويت ميشه. همونجا حداكثر تلاشتون رو بكنيد. در مورد كارپنتر اطلاعي ندارم ولي ميدونم دستمزد اينجور كارها اينجا بالاست. بچه هاي آي تي هم كه خوشبختانه معمولا راحت كار پيدا مي كنند ولي يه مقدار به شانس و زمينه تخصصيتون هم بر ميگرده. بچه های مکانیک بعضیهاشون سریع کار گیر می یارند و بعضیها خیلی دیر. بچه های عمران اونایی که من میشناسم هنوز بیکارند. مدرک معماری رو هم که اینجا اصلا قبول نداره ولی شاید بتونند بچه های معماری با گذروندن یه سری دوره اینجا کار گیر بیارند. 
خيلي ها توصيه مي كنند كه لوازم رو از اينجا بگيريد. ما 8 سال ايران زندگي كرديم و دوست داشتيم همه چيزمون رو دوباره اينجا بخريم (البته همه چيزمون ديگه كهنه شده بود). به اميد مهاجرت هيچوقت وسيله گرون قيمتي نخريديم. اگه من خودم اگه وسيله خوب زياد داشتم سعي مي كردم حجيم ها رو بفروشم و كوچكترها رو هم با فريت بيارم اينجا. اغلب اجناس اينجا گرونترند ولي به زحمتش نمي ارزه كه يخچال يا مبل رو ورداريد اين همه راه بفرستيد بياد اينجا مگه اينكه وسايل چوبيتون آنتيك باشه. من فقط دلم به حال جاروبرقيمون سوخت كه  مفت داديم رفت. اينجا جاروبرقي خوب از 300 تا 600 دلاره. قيمتهاي كمتر رو نميشه اصلا نگاهش كرد. جنس خوبش 500 دلار ميشه. گوشي موبايل هم اگه اينجا پلن نگيريد (من كه تا حالا نيازي به پلن نداشتم و هِلو موبايل دارم) از ايران بياريد. خلاصه اينكه هر چيز كوچيكي داريد بياريد و از بزرگها هم ترجيحا صرنظر كنيد (البته با توجه به توضيحاتي كه دوستان در مورد پشيموني از اوردن وسايلشون با كشتي توي مايگرنت هلپ نوشته اند).
اينجا خونه ها معمولا اجاق گاز و بعضا لباسشويي و مايكروفر و بخاري داره.
اميدوارم تونسته باشم كمكتون كنم.

Persian Gulf

يه دو سه هفته اي ميشه كه با خودم كلنجار مي رم عليه هموطنام چيزي ننويسم ولي امروز كنترل خودم رو از دست دادم و تصميم گرفتم در مورد يه سوپر ماركت ايراني يه مطلبي رو بنويسم. قضيه از اين قراره كه يكي از دوستان مي گفت كه يه سوپر ماركت ايراني نزديك خونه ماست ولي ما نديده بوديم. معمولا براي خريد چيزايي مثل كشك (سميه نيم كيلويي 11 دلار) يا سبزي خشك يا ... ميرفتيم افغان ماركت توي دندنونگ و از سوپرماركث ميوند كه افغاني بودند خريد مي كرديم. تعداد زيادي سوپر افغاني اونجا هست كه اجناس ايراني زيادي دارند و چند تا از اونها قصابي هم داخل سوپريشون دارند كه قيمتشون نسبت به سمت ما مناسبه. رفتار مودبانه اي هم با ما دارند. رستورانهاشون هم كباب و كباب تركي و نون (چيزي بين بربري و تافتون خودمون) مي فروشند. نونشون يك و نيم دلاره و ساندويچ كباب تركي هفت و نيم. چهار سيخ كوبيده هم 14 دلار . خلاصه اين كه از اينترنت آدرس اين سوپر هموطن رو پيدا كرديم و رفتيم اونجا. جالبه كه بارها از جلوش رد شده بوديم ولي توجهمون رو جلب نكرده بود. فقط پنج دقيقه با ماشين راه بود. اول از هرچيزي اسمش زد توي ذوقم: Gulf (اعراب به جای خلیج فارس از خلیج و خلیج ع.ر.ب.ی استفاده می کنند در حالی که هیچ سند تاریخی ندارند). مي گفتند براي اينكه مشتري ها عرب رو از دست نده!!! ولي مگه كسي مجبورشون كرده اسم بودار انتخاب كنند. مي ذاشتند غضنفر يا تقي يا هرچيزي كه عربا بفهمند ولي چرا اسم ضد ايراني؟ اونم اسمي كه خيلي از ايراني ها خودشون رو خفه كردند اينقدر روي اين اسم تعصب دارند. مي تونست يه اسم ايراني كه عربها هم معنيش رو نفهمند بذاره ولي به عربي بنويسه حلال. تركها و عربها و افغانها و بقيه ملتها با افتخار مي نويسند كه چه مليتي هستند. جالب اينكه هيچ اثري از ايران و پرشن و چيز مشابهش روي مغازه نديديم. فقط اجناس ايراني هم توي مغازش داشت و آهنگ اندي رو گذاشته بود. كارگرش هم به نظر افغاني بود. يه دختر بچه كه فكركنم فارسي ميفهميد ولي خوب نمي تونست صحبت كنه و يه خانمي كه حداقل به اندازه افغاني ها با ما مودبانه برخورد نكرد. يه سري چيزهاش مثل نون رو نوشته بود Turkish Bread در حالي كه اگه مغازه مال من بود مي نوشتم نون ايراني چون نون كمبه شمالي بود. شايد از هموطناي ترك باشند (البته خانمه با دختره فارسي صحبت كرد) ولي اين چيزي رو توجيح نمي كنه. ياد حسن سوپري سر كوچمون افتادم كه وقتي باهاش فارسي صحبت مي كردي يه ربع طول ميكشيد بياد جوابتو بده. اگه ترك نبودي جواب سلامت رو هم نمي داد.

به رويال بوتانيك گاردن كه رفته بوديم، نزديكش يه بناي يادبود كشته شده هاي جنگ ويكتوريا هست كه اسم مناطق مختلف دنيا رو نوشته است از جمله پرشن گلف (Persian Gulf). اونجا بود كه تصميم گرفتم اين مطلب رو بنويسم چون حتي استراليايي ها هم پرشن گلف رو به رسميت مي شناسند. من حاضرم پنجاه دقيقه تا دندنونگ رانندگي كنم و اونجا هم يك ونيم دلار پول پارك بدم و از فروشگاهي خريد كنم كه با افتخار و به زبان فارسي نوشته سوپر ماركت ... . تا زماني هم كه اسم اين فروشگاه و رفتار سردش تغييري نكرده هيچ وقت سمتش نمي رم. ترجيح ميدم از همون وولورث يا سيفوي و افغان ماركت خريد كنم تا لااقل موقع حساب كردن اجناس، فروشندش به من لبخند بزنه و يه جمله مودبانه اي هم بيان كنه.

اولين نوروز در ملبورن

امسال توي ملبورن عيدمون زياد حال و هواي سالهاي قبل رو نداشت چون كسي رو رو نداشتيم براي ديد و بازديد. چهارشنبه سوري رو رفتيم دنكستر مراسم كانون ايرانيان ويكتوريا. يكي دوهزار ايراني ديگه هم اومده بودند. دوازده به در هم همونجا دوباره جمع شده بودند كه حالشو نداشتيم بريم. همين نزديكي رفتيم پارك كنارساحل الوود. شب سال نو هم معمولا يه سالن اجاره مي كنند و برنامه رقص و آواز دارند كه بليطش از 15 تا 50 دلار متغييره. ما هم كه زياد اهل برنامه هاي گروهي نيستيم شركت نكرديم.

چهار روز تعطيلات رسمي Easter رو هم توي خونه مونديم. البته ديروز رفتيم ويكتوريا بوتانيك گاردن يه گشت و گذاري كرديم و امروز هم قراره بريم چدستون خريد. هوا اين چند روز ابري بود و متغير. دماي هوا روز اول 29 درجه بود و امروز قراره حداكثر 19 درجه باشه ولي البته الان 9 درجه است. راستي يه كشفي امروز كردم. چند راهي براي وسايل برقي كه مي خواستم بخرم (از نوع معمولي نه از نوع محافظ برق) يه دكمه مشكي داشت كه روش نوشته بود ريست. از دو جا پرسيدم چيه فروشنده هاش اطلاعي نداشتند. امروز اومديم بخاري برقي 2000 وات رو زديم به برق و ماكرووفر رو هم به همون سه راه زده بوديم و هم زمان روشنش كرديم كه يكدفعه هر دو خاموش شدند. دكمه مشكي چند راهي رو كه زدم دوباره برقش برقرار شد و فهميدم كه يه چيزي مثل فيوزه و اين چند راهي كه ما داريم تا 2400 وات مجاز به استفاده هستيم. (براي ما توي ايران از اين دكمه هاي ريست نداشت شايد براي شما داشته باشه).