براي نوبت گرفتن، من بار اول نزديكترين زمان ممكن رو مي خواستم كه چون دندنوگ يكماه زودتر وقت خالي داشت اونجا وقت گرفتم. خانمم دو ماه بعد اوكلي گرفت. بار اول هر دو رد شديم.اول صدات مي زنند و مداركت رو مي گيرند و يه فرمي رو پر ميكنند و مشخصات ماشين رو مي نويسند و مي دند كه امضا كني. بعدش گفت برو تو ماشين تا بيام. ماشين هم جلوي ويكرود توي فضاهايي كه مشخص كردند بايد پارك كرده باشي.
اولي كه ممتحن من اومد، راهنما و چراغ ترمز و بوق و چراغهاي سو بالا و پايين و برف پاك كن و شيشه شور جلو رو چك كرد و جاي شيشه گرمكن عقب و جلو رو پرسيد. بعد رفتيم سراغ امتحان اول پارك دوبل و بعد دور دو فرمون و يه ده دقيقه اي چرخيدن توي چند تا از خيابون هاي فرعي اطراف.
موقع پارك دوبل و زماني كه ممتحن احساس كرد كارت تموم شده ازت مي پرسه تموم شد؟ اگه تاييد كردي در رو باز مي كنه و فاصله رو چك مي كنه كه تا نيم متر هم مي توني با جدول فاصله داشته باشي ولي بايد حواستون باشه به هيچ وجه با جدول برخورد نكنيد. من با خط مرزي بين آسفالت و سيمان آبراه تنظيم كردم كه گفت Very Good. بعد از چند دقيقه گشت و گذار همون اطراف گفت يه جايي توقف كنم. گفت مرحله اول رو قبول شدي بريم مرحله دوم. رفتيم توي خيابونهاي اصلي دور زديم تا رسيديم به يه تقاطع (سه راه) اونها اصلي بودند و من واستادم كه بهشون راه بدم ولي جلوشون بسته بود و ماشين جلويي اشاره كرد كه برم. من هم راه افتادم چون لاين دو خالي بود. ولي يه ماشين توي لاين دو ميومد كه من نديدم. البته با ما فاصله داشت (يه ده پونزده متري فاصله داشت زماني كه تقاطع رو رد كردم) اما جناب آقاي ممتحن شروع كرد به نچ نچ كردن. گفتم ماشين ها رو ديدم نگران نباشيد. گفت چه ديدي چه نديدي بزن كنار. همينجا رد شدي چون موقعيت خطرناك بود. به همين سادگي.
اون روز ماشين از RACV اجاره كرده بودم كه با 45 دقيقه تمرين قبلش شد 188 دلار. 52 دلار هم دادم براي نوبت بعدي امتحان رانندگي.
راستي از هر ويكرودي ميشه از همه ويكرود ها نوبت گرفت.
روز امتحان هيچ كس غير از ممتحن و شما اجازه نداره توي ماشين بشينه غير از مربي رانندگي و البته توي ماشينهايي كه سمت مربي هم پدال دارند. در اينصورت ممتحن به جاي جلو، صندلي عقب ميشينه.
دفعه بعد حدودا سي دقيقه رانندگي كردم (براي امتحان) ولي رد شدم. چرا؟ خيلي ساده. همه چي خوب پيش رفته بود تا اينكه به محل تقاطع قطار مترو رسيديم. راه بسته شد كه البته من از روي صداي محافظ ريل فهميدم. ولي يه چراغ چشمك زن هم داره كه اگه چشمك بزنه يعني بايد توقف كني حتي اگه محافظ هنوز پايين نيومده باشه يا اينكه تازه بالا رفته باشه. من جلوتر از همه توقف كردم. به محظ اينكه قطار رفت و محافظ ريل رفت بالا، ماشين كناري راه افتاد و من هم سريع راه افتادم. تا راه افتادم خانمه شروع كرد به ادا در آوردن كه بزن كنار داري ما رو به كشتن ميدي. خداييش خيال كردم قطار داره بهمون ميزنه من نديدمش. گفت كه هنوز چراغ داشت چشمك مي زد و اجازه نداشتي راه بيافتي. بايد صبر كني كه چشمك زدنش تموم بشه ( چراغ در وضعیتی نبود که بهش تسلط داشته باشم ولی تا محافظ بالا رفت و بقیه راه افتادند من هم راه افتادم). دوباره راه افتاديم و يه مقدار ديگه رفتيم و بعدش برگشتيم ويكرود. بعدش هم بهم گفت كه دوباره نوبت بگير. البته چون شنبه بود و تعطيل مجبور شدم بعدها يه روزي مرخصي بگيرم برم براي گرفتن نوبت كه اون افتاده دو ماه و خورده اي بعد از روزي كه رفتم نوبت بگيرم. خداييش اين آخري خيلي زور داشت ولي يه چيز جديد ياد گرفتم چون اصلا به اين چراغ دقت نكرده بودم.
اما خانمم دفعه اول چرا رد شد؟ همون اول كار به يك تقاطع كه هر دو خيابونش فرعي بودند رسيد. اينجا خيابونها خط كشي منظمي دارند و اتفاقا خط كشي خيابونها خيلي مهمه چون بعضي جاها تابلو ايست يا Give Way نداره و بايد به خط كشي نگاه كني. اوني كه خط ممتد داره يعني ايست و اوني كه خط منقطع داره يعني Give way . ضمنا سر اغلب چهارراهها فلش داره و مسيري كه مجازيد براي حركت انتخاب كنيد رو مطابق فلش بايد انتخاب كنيد و نمي تونيد مسير ديگه اي بريد بنابر اين اگه مي خوايد به چپ بپيچيد بايد از قبل به لاين سمت چپ رفته باشيد.
خانمم به جايي رسيد كه براش خط منقطع كشيده بودند و مسير عمود بر اون خيابون هيچ خطي نداشت. چون كه همه جا خلوت بوده و از اون خيابون عمودي هم ماشين نمي يومده با سرعتي كه داشته تقاطع رو رد مي كنه (بايد يه نيش ترمز مي زد كه مثلا با احتياط داره ميره و در حقيقت سرعتش رو كم مي كرد) كه خانمه شروع مي كنه بلند بلند ميگه Stop the Car Stop the Car و همونجا ردش ميكنه. بعد كه خانمم ميره نوبت بگيره بهش ميگند دو ماه ديگه. خانمم ميگه كه يكماه ديگه فرصت گواهينامه ايرانش تموم ميشه و بعدش نميتونه رانندگي كنه و كاش بهش زودتر نوبت بدند. خانمه بعد از چك كردن صحت ادعاي خانمم ميره با يكي ديگه صحبت ميكنه و مياد دو هفته بعدش روز شنبه به خانمم نوبت ميده. خيلي جالب بود چون من هر چي خواهش تمنا كردم فايده نداشت و به من همون دو ماه ديگه نوبت داده بودند. روز امتحان خانمم خيلي استرس داشت و بارون هم ميومد ولي جالب اينكه قبول شد. من هم خيلي خوشحال شدم چون لااقل ماشينمون بلا استفاده نمي مونه. كلي هميشه بهش غر مي زدم كه خيلي با احتياط مي ري يا اينكار رو بكن اونكار رو نكن حالا اون گرفت و من معلوم نيست كي بگيرم. هزينه صدور گواهينامه خانمم 48.8 دلار شد. همونجا خودشون عكس هم ميگيرند.
يه حاشيه امتحان ما اينه كه هر دفعه بهمون گير مي دند كه كيلومتر شمار ماشين رو نمي بينند و امتحان نميشه گرفت كه به مستنداتمون اشاره مي كنيم كه دفعه قبل با همين امتحان گرفتند. دفعا اول هم كه در حقيقت خانمم با اين ماشين امتحان داد گفته بود كه همسرم ماشين رو آورده اينجا نشون داده. (دفعه اول كه با ماشين RACV امتحان دادم و رد شدم بعدش ماشين خودم رو به همون ممتحن نشون دادم كه گفت مشكلي نيست). ضمنا برف پاك كن شيشه عقب ماشينمون خرابه كه هيچ وقت تست نكردند.
راستي مشكلي كه اوايل با رانندگي توي ملبورن داشتيم اين بود كه بايد با سرعت مجازي كه روي تابلوها نوشته شده رانندگي كنيم و ما معمولا كمتر مي رونديم كه باعث مي شد راننده هاي ديگه با بوق يا اشاره اعتراض كنند و اعصابمون خورد مي شد. مخصوصا توي كوچه ها مي چسبوندند به ماشينمون. (اينجا بايد دائما حواست به حداكثر سرعت مجاز باشه و ازش تخطي نكني. موقع امتحان اگه 5 ثانيه بيش از اين سرعت حركت كني يا اينكه 5 ثانيه با سرعتي كمتر از سرعت مجاز منهاي ده حركت كني تخطي از قوانين محسوب ميشه. يعني اگر حداكثر سرعت مجاز 60 كيلومتر بر ساعت باشه شما مجازيد بين 50 تا 60 حركت كنيد.) اگه هيچ تابلويي در خصوص سرعت مجاز در خيابونهاي داخل شهر نبود، پيش فرض اون 50 كيلومتر بر ساعته.