ماهي

توي سيتي يه بازاري هست به نام ويكتوريا ماركت. شبيه بازارهايي هستش كه بعضي از شهرهاي شمالي دارند. مخصوصا ميوه و تره بارش. سه سوله مربوط به ميوه و تره باره و قيمتهاش هم با هم متفاوته. يكيش كه نزديك لبنياته از اون دو تاي ديگه گرونتره. حداقل دو تا غرفه اش هم فروشنده هاش همه ايراني اند. ماهي هاي اونجا از ماركت سابرب ما ارزونتر و تازه تره. از كيلويي ۴ دلار به بالا. البته به فصل هم بستگي داره. با كيلويي ۸ تا ۹ دلار هم ميشه ماهي هاي خوبي گرفت هر چند اغلب ماهي ها قيمت هاي به مراتب بالاتري دارند. قيمت ماهي توي وولورث سابرب ما از ۱۲ دلار شروع ميشه. توي ماهي فروشيهامون هم قيمت زير ۲۰ دلار ندارند.

ما تا الان از يك سيم كارت لبارا و يك هلوموبايل استفاده مي كرديم. يه لايكا هم براي تماس خارجي داشتيم ولي تصميم گرفتيم فقط دو تا شماره لايكا داشته باشيم. اينجا مي شه شماره خودت رو از يه اپراتور به اپراتور ديگه منتقل كرد.

حل مشكل گواهينامه ايراني خانمم (يكسال اعتبار)

پشت گواهينامه خانمم نوشته:اعتبار گواهينامه شما از تاريخ صدور يكسال ميباشد كه در صورت عدم ارتكاب تخلفات رانندگي و رعايت شرايط ابلاغي تا 5 سال معتبر خواهد بود. هيچكي اينجا اعتبار اون رو قبول نكرد و گفتند كه بهش گواهينامه P2 ميديم. هر دفعه هم كلي بهش گير ميدادند و آخرش هم گواهينامه P2 دادند (ممتحن ميگفت روي گواهينامه بزنند كه يكسال ديگه تبديل به فول ميشه ولي كسي كه متصدي عكس و صدور گواهينامه بود قبول نكرد و گفت دو سال)

گواهينامه اينجا به اينصورته كه به افرادي كه تازه رانندگي رو شروع مي كنند ابتدا L مي دند. بعدش P1 كه قرمزه و بعد از يكسال تبديل به P2ميشه و پس از سه سال به صورت اتوماتيك فول ميشه (نیازی به امتحان یا تعویض گواهینامه نیست). يعني كسي كه P1 ميگيره بايد يكسال تابلو P با زمينه قرمز بچسبونه و دو سال تابلو Pبا زمينه سبز و بعد از اون هیچ. زماني كه امتحان P رو قبول شدي عملا گواهينامه كامل گرفتي ولي يه محدوديت جزئي داره. مثلا كسي كه گواهينامه L داره فقط زماني كه كنارش يه نفر فول لايسنس باشه مي تونه رانندگي كنه در حالي كه اگه كنارش فردي باشه كه گواهينامه P داره ديگه اون نفر L اجازه رانندگي نخواهد داشت. يا اينكه راننده P درصد الكل خونش بايد صفر باشه ولي فول يه مقادير مجازي داره كه برام چون مهم نبوده حفظ نيستم. P نميتونه ماشين ديگه اي رو يدك كنه.

تا اينجاي كار هيچ مشكلي نيست و خوشحال بايد باشيم كه خانمم گواهينامه گرفته ولي من شش ماه اعتبار گواهينامه ام تموم شده و من اجازه رانندگي ندارم. درحالي كه اگه خانمم فول باشه من ميتونم در حضورش رانندگي كنم. بنابراين تصميم گرفتيم تبديلش كنيم به فول و موفق شديم ولي صد و پنجاه هزار تومن برامون آب خورد. براي خودم يك گواهينامه L گرفتم كه 20 دلار بود. براي تبديل گواهينامه خانمم به فول به شرح زير عمل كرديم. (راستي اينجا گواهينامه كه مي گيري اول بهت يه پرينت ميدند كه تا رسيدن گواهينامه توسط پست به عنوان مجوز رانندگي استفاده كني. گواهينامه رو هم پست مياره مي اندازه توي صندوق دم در خونتون)

راه حل:

گواهينامه خانمم رو با كلي كارت پستال پست كردم به تهران به آدرس مادر خانمم. هزينه پست معمولي نزديك هشت دلار بود كه هفت تا چهارده روز طول ميكشيد. يه مدل ديگه هم بود كه سه تا هفت روز به قيمت چهارده و خورده اي. چون اول عيد بود و همه جا تعطيل همون ارزونه رو انتخاب كردم و روز 15 فروردين يعني 14 روز بعد رسيد دست مادر خانمم. ايشون هم رفت شهرك آزمايش و اونجا دو تا نامه بهش دادند گفتند برو وزارت امور خارجه اونجا خودشون مي دونند چيكار كنند.

اينجا من يه ريسكي كردم كه گرفت. اين قسمت سفارت ايران و وزارت امور خارجه رو دور زدم و بيخيال شدم تا هزينه كمتر بشه و زمان هم از دست ندم. دو نامه داده بودند با اين موضوع ها:

-          تاييد اصالت گواهينامه

-          سوابق تخلفات گواهينامه رانندگي

دومي رو گفتم بردند دارالترجمه آبيز و با مهر ناتي ترجمه كردند (بدون مهر دادگستري و وزارت امور خارجه). بعدش پست كردند ملبورن و خانمم رفت ويكرود اوكلي و بدون هيچ هزينه اي گواهينامه فول براش صادر كردند. (هزينه پست از ايران شد شصت هزارتومن. چون گفته بودند گواهينامه مدرك محسوب ميشه و قيمتش بالاست و پنجاه هزار تومن هزينشه و ده هزار تومن هم بابت دو نامه و ترجمه يكي از نامه ها.) مادر خانمم به پست صادقيه داده بود  و دقيقا سه روز بعد اينجا ما يه بسته با كيسه دي اچ ال تحويل گرفتيم.

جمع هزينه هاي دارالترجمه و پست و تاكسي تلفني در تهران و ... شد 150 هزار تومن يا به عبارتي 75 دلار.

متن نامه اي كه ترجمه كرديم و موفق شديم P2 رو تبديل به فول كنيم:

با احترام بازگشت به شماره.... مورخ ... اعلام مي دارد گواهينامه ب يك به شماره ... بنام ... در سامانه اجرائيات فاقد تخلف مي باشد.

امتحان عملي (رانندگي)

براي نوبت گرفتن، من بار اول نزديكترين زمان ممكن رو مي خواستم كه چون دندنوگ يكماه زودتر وقت خالي داشت اونجا وقت گرفتم. خانمم دو ماه بعد اوكلي گرفت. بار اول هر دو رد شديم.اول صدات مي زنند و مداركت رو مي گيرند و يه فرمي رو پر ميكنند و مشخصات ماشين رو مي نويسند و مي دند كه امضا كني. بعدش گفت برو تو ماشين تا بيام. ماشين هم جلوي ويكرود توي فضاهايي كه مشخص كردند بايد پارك كرده باشي.

اولي كه ممتحن من اومد، راهنما و چراغ ترمز و بوق و چراغهاي سو بالا و پايين و برف پاك كن و شيشه شور جلو رو چك كرد و جاي شيشه گرمكن عقب و جلو رو پرسيد. بعد رفتيم سراغ امتحان اول پارك دوبل و بعد دور دو فرمون و يه ده دقيقه اي چرخيدن توي چند تا از خيابون هاي فرعي اطراف.

موقع پارك دوبل و زماني كه ممتحن احساس كرد كارت تموم شده ازت مي پرسه تموم شد؟ اگه تاييد كردي در رو باز مي كنه و فاصله رو چك مي كنه كه تا نيم متر هم مي توني با جدول فاصله داشته باشي ولي بايد حواستون باشه به هيچ وجه با جدول برخورد نكنيد. من با خط مرزي بين آسفالت و سيمان آبراه تنظيم كردم كه گفت Very Good. بعد از چند دقيقه گشت و گذار همون اطراف گفت يه جايي توقف كنم. گفت مرحله اول رو قبول شدي بريم مرحله دوم. رفتيم توي خيابونهاي اصلي دور زديم تا رسيديم به يه تقاطع (سه راه) اونها اصلي بودند و من واستادم كه بهشون راه بدم ولي جلوشون بسته بود و ماشين جلويي اشاره كرد كه برم. من هم راه افتادم چون لاين دو خالي بود. ولي يه ماشين توي لاين دو ميومد كه من نديدم. البته با ما فاصله داشت (يه ده پونزده متري فاصله داشت زماني كه تقاطع رو رد كردم) اما جناب آقاي ممتحن شروع كرد به نچ نچ كردن. گفتم ماشين ها رو ديدم نگران نباشيد. گفت چه ديدي چه نديدي بزن كنار. همينجا رد شدي چون موقعيت خطرناك بود. به همين سادگي.

اون روز ماشين از RACV اجاره كرده بودم كه با 45 دقيقه تمرين قبلش شد 188 دلار. 52 دلار هم دادم براي نوبت بعدي امتحان رانندگي.

راستي از هر ويكرودي ميشه از همه ويكرود ها نوبت گرفت.

 روز امتحان هيچ كس غير از ممتحن و شما اجازه نداره توي ماشين بشينه غير از مربي رانندگي و البته توي ماشينهايي كه سمت مربي هم پدال دارند. در اينصورت ممتحن به جاي جلو، صندلي عقب ميشينه.

 دفعه بعد حدودا سي دقيقه رانندگي كردم (براي امتحان) ولي رد شدم. چرا؟ خيلي ساده. همه چي خوب پيش رفته بود تا اينكه به محل تقاطع قطار مترو رسيديم. راه بسته شد كه البته من از روي صداي محافظ ريل فهميدم. ولي يه چراغ چشمك زن هم داره كه اگه چشمك بزنه يعني بايد توقف كني حتي اگه محافظ هنوز پايين نيومده باشه يا اينكه تازه بالا رفته باشه. من جلوتر از همه توقف كردم. به محظ اينكه قطار رفت و محافظ ريل رفت بالا، ماشين كناري راه افتاد و من هم سريع راه افتادم. تا راه افتادم خانمه شروع كرد به ادا در آوردن كه بزن كنار داري ما رو به كشتن ميدي. خداييش خيال كردم قطار داره بهمون ميزنه من نديدمش. گفت كه هنوز چراغ داشت چشمك مي زد و اجازه نداشتي راه بيافتي. بايد صبر كني كه چشمك زدنش تموم بشه ( چراغ در وضعیتی نبود که بهش تسلط داشته باشم ولی تا محافظ بالا رفت و بقیه راه افتادند من هم راه افتادم). دوباره راه افتاديم و يه مقدار ديگه رفتيم و بعدش برگشتيم ويكرود. بعدش هم بهم گفت كه دوباره نوبت بگير. البته چون شنبه بود و تعطيل مجبور شدم بعدها يه روزي مرخصي بگيرم برم براي گرفتن نوبت كه اون افتاده دو ماه و خورده اي بعد از روزي كه رفتم نوبت بگيرم. خداييش اين آخري خيلي زور داشت ولي يه چيز جديد ياد گرفتم چون اصلا به اين چراغ دقت نكرده بودم.

اما خانمم دفعه اول چرا رد شد؟ همون اول كار به يك تقاطع كه هر دو خيابونش فرعي بودند رسيد. اينجا خيابونها خط كشي منظمي دارند و اتفاقا خط كشي خيابونها خيلي مهمه چون بعضي جاها تابلو ايست يا Give Way نداره و بايد به خط كشي نگاه كني. اوني كه خط ممتد داره يعني ايست و اوني كه خط منقطع داره يعني Give way . ضمنا سر اغلب چهارراهها فلش داره و مسيري كه مجازيد براي حركت انتخاب كنيد رو مطابق فلش بايد انتخاب كنيد و نمي تونيد مسير ديگه اي بريد بنابر اين اگه مي خوايد به چپ بپيچيد بايد از قبل به لاين سمت چپ رفته باشيد.

خانمم به جايي رسيد كه براش خط منقطع كشيده بودند و مسير عمود بر اون خيابون هيچ خطي نداشت. چون كه همه جا خلوت بوده و از اون خيابون عمودي هم ماشين نمي يومده با سرعتي كه داشته تقاطع رو رد مي كنه (بايد يه نيش ترمز مي زد كه مثلا با احتياط داره ميره و در حقيقت سرعتش رو كم مي كرد) كه خانمه شروع مي كنه بلند بلند ميگه Stop the Car Stop the Car و همونجا ردش ميكنه. بعد كه خانمم ميره نوبت بگيره بهش ميگند دو ماه ديگه. خانمم ميگه كه يكماه ديگه فرصت گواهينامه ايرانش تموم ميشه و بعدش نميتونه رانندگي كنه و كاش بهش زودتر نوبت بدند. خانمه بعد از چك كردن صحت ادعاي خانمم ميره با يكي ديگه صحبت ميكنه و مياد دو هفته بعدش روز شنبه به خانمم نوبت ميده. خيلي جالب بود چون من هر چي خواهش تمنا كردم فايده نداشت و به من همون دو ماه ديگه نوبت داده بودند. روز امتحان خانمم خيلي استرس داشت و بارون هم ميومد ولي جالب اينكه قبول شد. من هم خيلي خوشحال شدم چون لااقل ماشينمون بلا استفاده نمي مونه. كلي هميشه بهش غر مي زدم كه خيلي با احتياط مي ري يا اينكار رو بكن اونكار رو نكن حالا اون گرفت و من معلوم نيست كي بگيرم. هزينه صدور گواهينامه خانمم 48.8 دلار شد. همونجا خودشون عكس هم ميگيرند.

يه حاشيه امتحان ما اينه كه هر دفعه بهمون گير مي دند كه كيلومتر شمار ماشين رو نمي بينند و امتحان نميشه گرفت كه به مستنداتمون اشاره مي كنيم كه دفعه قبل با همين امتحان گرفتند. دفعا اول هم كه در حقيقت خانمم با اين ماشين امتحان داد گفته بود كه همسرم ماشين رو آورده اينجا نشون داده. (دفعه اول كه با ماشين RACV امتحان دادم و رد شدم بعدش ماشين خودم رو به همون ممتحن نشون دادم كه گفت مشكلي نيست). ضمنا برف پاك كن شيشه عقب ماشينمون خرابه كه هيچ وقت تست نكردند.

راستي مشكلي كه اوايل با رانندگي توي ملبورن داشتيم اين بود كه بايد با سرعت مجازي كه روي تابلوها نوشته شده رانندگي كنيم و ما معمولا كمتر مي رونديم كه باعث مي شد راننده هاي ديگه با بوق يا اشاره اعتراض كنند و اعصابمون خورد مي شد. مخصوصا توي كوچه ها مي چسبوندند به ماشينمون. (اينجا بايد دائما حواست به حداكثر سرعت مجاز باشه و ازش تخطي نكني. موقع امتحان اگه 5 ثانيه بيش از اين سرعت حركت كني يا اينكه 5 ثانيه با سرعتي كمتر از سرعت مجاز منهاي ده حركت كني تخطي از قوانين محسوب ميشه. يعني اگر حداكثر سرعت مجاز 60 كيلومتر بر ساعت باشه شما مجازيد بين 50 تا 60 حركت كنيد.) اگه هيچ تابلويي در خصوص سرعت مجاز در خيابونهاي داخل شهر نبود، پيش فرض اون 50 كيلومتر بر ساعته.

آموزش رانندگي

گواهينامه از جمله مواردي هست كه همون ماه هاي اول بايد رفت دنبالش. من كوتاهي كردم. ترسيدم هزينه هاش زياد بشه گذاشتم اول كار پيدا كنم بعد. نتيجه اينكه الان شش ماهم تموم شده و هنوز گواهينامه نگرفتم. خانمم خوشبختانه دو هفته مونده به پايان فرصت شش ماهه و در حقيقت دفعه دوم كه امتحان داشت قبول شد ولي من رد شدم. قضيه از اين قراره كه اينجا خيلي با احتياط بايد رانندگي كني. اصل بر راه دادنه. بهتره كه حداقل يك بار مربي بگيريد. من يكبار براي خودم ويكبار براي خانمم از RACV مربي گرفتم (شماره Drive School رو از سايت RACV گرفتم و زنگ زدم. ۱۳۰۰۷۸۸۲۲۹)

http://www.racv.com.au/wps/wcm/connect/Internet/Primary/road+safety/drive+school

آنلاین هم می تونید خودتون سابرب خود رو از آدرس زیر انتخاب کنید و نام و تلفن و محدوده هر مربی رو ببینید:

http://www.racv.com.au/wps/wcm/connect/Internet/primary/road+safety/drive+school/find+a+driving+instructor

 براي خودم بهشون گفتم مربي دندنونگ رو معرفي كنند چون اونجا وقت گرفته بودم و براي خانمم سابرب خودمون رو گفتم تا بيان در خونه دنبالمون. زمان رو باهامون چك نكرد فقط قرار شد با يه مربي هماهنگ كنند. شماره موبايل مربي رو هم داد كه اگه زنگ نزد ما بهش زنگ بزنيم. عملا هيچ چيز خارق العاده اي بهمون نگفتند.  البته تعدادي از هموطنها هستند كه من باهاشون تماس گرفتنم و فقط سابربهاي خودشون رو آموزش مي دند و من ديدم ويكرود اونا ربطي به جاهايي كه ما امتحان داريم نداره بيخيال شدم (تلفني با يكيشون به نام سعادت صحبت كردم و گفت فقط اطراف خودشون. اون يكي هم كه بچه ها ازش تعريف مي كردند به نام امامي فر، يكي دو ماه رفته بود ايران). قيمت RACV يك ساعتش 62 دلار بود.

قضيه از اين قراره كه يك ساعت تمرين مي كني و پارك دوبل و دور دو فرمون هم بهت ميگه كه ما بلد بوديم. مربي من كه كلا بي خاصيت بود ولي مربي خانمم يكي دو نكته بهمون يادآوري كرد كه مفيد بود. اولا اينكه براي پارك دوبل لازم نيست فرمون رو با سيستم ايران بچرخوني كه بهت فشار بياد. دو تا نيم دور مي چرخوني و آروم آروم عقب ميري. هر وقت احساس كردي فاصله خوبه آروم آروم برعكس مي چرخوني و تا 7 متر هم مي توني دنده عقب بري وبعد بري جلو. خيلي ساده چهار تا حركت مي توني داشته باشي. جايي كه بهت ميگه پارك دوبل كني بين دو ماشين نيست و به اندازه كافي فضا داري. من اصلا نمي دونم وقتي اين همه قراره بري عقب چرا بايد پارك دوبل كنيم؟ از همون اول رو به جلو مي رفتيم تو پارك. براي دور دوفرمون يا Three Point Turn هم ميگه هر وقت مناسبه. بنابراين ميتوني يه ورودي يه خونه رو پيدا كني و ازش كمك بگيري كه كارت ساده تر بشه. البته نبايد اونقدر جلو بري كه ماشين وارد ملك مردم بشه. هم وقت هم كه لاين خواستي عوض كني يا بپيچي: first Mirrors then Indicator then Head check البته ما به چك كردن آينه ها قبل از زدن راهنما عادت نداشتيم كه يك كمي طول كشيد.

جالبه كه خانمم موقع آموزش من اومد تو ماشين و مربي هيچ اعتراضي نكرد ولي من رفتم تو ماشين مربي خانمم بشينم كه شروع كرد به غر زدن كه ماشين من براي دو نفر بيمه است و اجازه نداري بشيني. بعدش كه خانمم گفت توي ماشين خودمون بهتره (چون با ماشين خودمون قراره امتحان بديم) ديگه اجازه داد من بشينم تو ماشين خودمون. البته با اينكه با ماشين خودمون تمرين كرديم باز هم همون 62 دلار گرفت.

ايراني تروريست؟

هفته پيش رفته بودم ماموريت. با يكي از مهندس هاي اونجا گپ مي زدم. طرف پرسيد كجايي هستي گفتم ايراني. يه كمي فكر كرد گفت: منم جديدا سه تا همكار ايراني پيدا كردم كه دوتاشون خانمند و همگي تازه اومدند استراليا. شماها رو كه مي بينم با خودم و تصويري كه از ايراني ها دارم نمي تونم كنار بيام. رسانه ها هم از شما چيز ديگه اي نشون مي دند. مخصوصا آمريكايي ها كه شما رو تروريست مي دونند. بهش گفتم اگه آمريكايي ها با مردم ايران مشكل داشتند كه الان بيش از دو ميليون ايراني رو توي خودشون نمي پذيرفتند اون هم به عنوان مهاجر. پس مشكل دولتهاست و ما مردم ايران مشكل ساز نيستيم. ولي حيف كه نمي شه براي همه استراليايي ها تك به تك توضيح داد. بعد يه مدت آدم خسته ميشه. البته معدود افراد مسني هستند كه ايران رو كمي ميشناسند و از ايران پيش از انقلاب خاطرات خوشي دارند. مثلا توي مترو يكيشون به دوستم گفته بود كه قبل از انقلاب براي يك عمل جراحي از استراليا به تهران رفته بود. البته من خودم كسي رو كه ديد مثبت نسبت به ايران داشته باشه نديدم.