حركت به سوي ملبورن

كليه زندگيمون خلاصه شد تو سه تا چمدون بزرگ و دو سه تا ساك دستي و يك كيف لپتاپ و يه دست كت و شلوار (كه لباساي خانمم هم تو كاور همون بود تا ببريم بالا). تصميم گرفتيم بار فريت نكنيم و همه چيز رو در حد نياز از همونجا بخريم.

بالاخره تصميم گرفتيم كه بدون رزرو هتل بريم ملبورن ببينيم اوضاع از چه قراره. سه ساعت قبل از پرواز (روز و ساعت پرواز: روز سوم مهر ساعت چهار صبح) رفتيم فرودگاه امام. خوشبختانه پرسنل امارات به اضافه بارمون كه حدود 7 كيلو بود گير ندادند همينطور پليس به پول نقدي كه با خودمون گرفته بوديم (قرار بود پولا رو بين خودم و خانمم تقسيم كنم كه يادم رفت). چمدونها رو كه گذاشتم با تعجب به خانمه گفتم اضافه بار ندارم؟ خانمه هم با خنده گفت لابد نداريد ديگه.

اول رفتيم دبي (حركت ساعت 4). بعد از دو ساعت انتظار در دبي هواپيماي ملبورن رو سوار شديم. البته در سنگاپور يكساعتي پس از پياده شدن منتظر موندم تا مجددا هواپيما عوض كنيم  (گفته بودند فقط سوختگيري داره!!) در مجموع بد نبود. پذيرايي هم كافي بود چون به توصيه دوستان مايگرنت هلپ براي داخل هواپيما نون و پنير و ميوه گرفته بودم كه نيازي به خوردن اونا پيدا نشد. جالبه كه خانمم فوق العاده به تكون خوردن وسايل نقليه حساسه ولي عليرغم طولاني بودن مسافرت حالش بد نشد. نزديك ملبورن فرم  اظهارنامه گمرك  Incoming passenger card رو كه توي پست هاي قبلي متنش رو نوشتم رو بهمون دادند و ما هم پر كرديم (يكي هم نزديك سنگاپور دادند كه نيازي به پر كردنش نبود چون سنگاپور فقط سالن ترانزيت رفتيم) بالاخره ساعت 8 صبح (به وقت استراليا) رسيديم ملبورن يعني كلا 22 ساعت تو راه بوديم (توي ايران سه روز پيش ساعت ها رو يكساعت تغيير داده بودند و حالا اختلاف ساعت فكر كنم شش ساعت و نيم بود و دو هفته ديگه اينجا ساعت ها رو تغيير مي دند و اختلاف ساعت ميشه هفت ساعت و نيم )

توي فرودگاه اول ويزا رو چك فرمودند (هر دو مون رو صدا زد گفت بياين جلو) و چند تا سوال پرسيدند كه كار پيدا كردي يا نه و اينكه چه هتلي مي خوايد بريد. من هم جوابي نداشتم. خانمه با ناراحتي گفت دفعه بعد بدون رزرو هتل نيايد. ما هم گفتيم چشم. جلوتر بارا رو چك مي كردند. ما هم چون توي فرم اظهارنامه قسمت هاي 1 و 6 و نه رو پر كرده بوديم هدايتمون كردند به يه قسمتي كه كليه وسايلمون رو از داخل دستگاه اشعه X رد كردند و مي خواستند كه وسايلي كه مشكوك بودند رو براشون در بياريم و چك كنند. همه مواد غذايي رو چك كردند. به زرشك عليرغم اينكه برچسب نداشت گير ندادند (شايد چون افسره يه خانم هندي بود و فهميد چيه) ولي ميوه هايي رو كه براي داخل هواپيما گرفته بوديم (ليمو براي چاي و موز) رو ازمون گرفت. پنير كيبي هم داشتيم كه توي كامپيوتر چك كرد گفت ورود لبنيات ايراني ممنوعه. ولي نون و باقي چيزها رو بهمون پس داد.

 و بدين ترتيب اجازه دخول به يكي از بلاد اوزستان را كسب نموديم.

 راستی هیچ جا به دارو ها گیر ندادند. هم داروی ممنوعه (کدئین و ... ) داشتیم و هم معمولی مثل ماینوکسیدیل و استامینوفن. حتی دبی به کدئینی که برای داخل هواپیما گرفتیم کاری نداشتند.

رزرو هتل و نداشتن كارت اعتباري

همه هتل هایی که باهاشون مکاتبه کردم کردیت کارت می خوان. جاهایی هم که پرداخت پول رو قبول میکنند حداقل ۲۸ روز و بعضا پنج هفته باید بمونیم که برامون زیاده. باید دل و بزنیم به دریا بریم حضوری اتاق بگیریم. بدشانسی دو سه روز بعدش فینال مسابقات فوتباله و هتل ها دو سه روزیپرند. خدایا توکل به تو.

بعضی از هتل ها که اینقدر سخت گیرند که می گن کارت اعتباری باید حتما به نام خودت باشه و یک و نیم برابر هزینه مدت اقامت شارژ داشته باشه. خواستم از card.ir یه ویزا کارت بخرم دیدم همون بهتره حضوری بریم حتی اگه هتلش گرون در بیاد (دویست دلاری در میومد ۳۰۸ تومن تازه به نام من هم نبود-دلار الان ۱۳۰۵ تومنه)
این جواب رو یکی از هتل ها داد:

Unfortunately we need the credit card for you to make a booking. We would not be able to accept payment for the booking as we need the credit card to guarantee the booking.

يا مثلا:

The issue of no credit card will still exist at check in as the property does require it, in fact all properties do as a standard procedure.

يكي ديگه ميگه :

I can only suggest you make the booking when you arrive in Melbourne then.
Thinking 

تماس از بانك

ديروز  يه خانمي از بانك تماس گرفت  و به خانمم گفت كه باهاشون تماس بگيرم. عجب داستاني داريم. اين همه شماره موبايل رو با تاكيد تو همه ايميل ها نوشتم حالا خانمه به خونه مادر خانمم زنگ زده.  از اونجا كه سر كار بودم با موبايلم زنگ زدم. يه آقايي برداشت و ازم رفرنس نامبر خواست. منم شماره اي رو كه تلفني به خانمم گفته بودند رو دادم. بعد از چند سانيه سركار خانم گوشي رو برداشتند و براي اطمينان، نام كامل مطابق پاسپورت و آدرس پستي كه در موقع ثبت نام داده بودم  رو ازم پرسيد و بعد مثل پيام ضبط شده شروع به صحبت در مورد خصوصيت حسابي كه باز كرده بودم و هزينه هاش و قوانين و ... كرد. ۱۸ دقيقه صحبت فرمود ايشون بدون اينكه يك كلمه جديد نسبت به اوني كه تو سايتشون هست بهم بگه. خلاصه قرار شد كه حساب رو باز كنه و همون موقع ايميل بزنه ولي تا حالا كه خبري نيست. فكر كنم دوشنبه بفرسته.

تحویل خونه

خونمونو هم به سلامتي تحويل صاحبخونه داديم رفت پي كارش. کل زندگیمونو خلاصه کردیم تو چهارتا چمدون. بيشتر وسايل رو هم به دو تا داداش سنندجي داديم.  موقتاً هستيم خونه مادر خانم تا  شايد روزي نوبت ما بشه كه پامون برسه به سرزمين اوزي ها. راستي حساب بانكي رو که درخواست داده بودم خانمه ايميل زد و گفت كه روزی رو که من مشخص کرده امَ حساب رو افتتاح می کنه و بهم تلفن می زنه.

 خوشبختانه همه اعضاء خانواده من و خانمم مهربون و با شخصیت هستند و ما هم ناراحتیم از اینکه کمتر خواهیم دیدشون. خوبیش اینه که امیدواریم هرچند دفعات کمتری پیش خانواده هامون میایم ولی طولانی تر بیایم. از وقتی یادمه مشکل مرخصی داشتم و بش از ۴ روز نمی تونستم پیش خانواده خودم بمونم. امیدوارم برای مادرم و مادرخانمم سخت نباشه. خدایا کمکمون کن زودتر مستقر بشیم که خانمم هم زیاد سختی نکشه.

فعلا درگیر گشتن تو وب بدنبال هتل-هاستل-استودیو-آپارتمان و ... برای دو سه هفته اول ورود هستم. قیمتا یه کم نجومیه. خیلی ها تو مایگرنت هلپ کمکمون می کنند و اطلاعات می دند. از جمله علی آقا مشهور به اسپارک. خداییش دوستای صمیمی من هم زمانی که پاشون اونور آب رسید یک دهم اینا کمک اطلاعاتی نکردند. می گن زکات علم نشر اونه پس من هم هر اطلاعاتی گیرم بیاد می ذارم تو همین وبلاگ شاید به درد کسی (حداقل اقوام) بخوره.

آدرس خريد لپ تاپ

ديشب رفتيم مركز كامپيوتر پايتخت براي مادر خانمم لپ تاپ بگيرم. تو رنج يك ميليون تومن  hp Probook i5  (رم 4GB) با Dell 5110 i7 (رم 6GB) هم قيمت بودند كه با تخفيف تا 900 تومن مي شد بگيري. با كيفيت قطعات اچ پي بيشتر حال كرديم لذا اونو گرفتيم. حالا كه اومديم خونه : اچ پي بدنه اش فلزيه و وقتي مي زنيم به شارژ اتصال بدنه داره. يعني دستتو كه روي قسمتاي فلزي مي كشي يه نموره مور مور مي شه. ميگن بدنه فلزي اينطوريه مخصوصا تو ايران كه سيم ارث نداريم. راستي لپ تاپ قديمي خودمو با تمام نرم افزارهاي كرك شده مي برم. اسپارك مي گه كه اگه باهاش كارنكني (تجاري) كسي گير نميده و مشكلي تاحالا براي كسي پيش نيومده. آدرس زير رو هم براي خريد لپ تاپ تو ملبورن داده و گفته كه تو حراج هاي آخر سال از ايران هم قيمتش مناسب تره:

http://msy.com.au

 

 

باز کردن حساب بانکی

تو سايت كامنولث بانك، فرم باز كردن حساب در قسمت International و سپس Moving to Australia رو پر كردم. يعني در حقيقت لينك زير:
http://www.commbank.com.au/personal/international/moving-to-australia/default.aspx
(بار اول به قسمت International نرفته بودم كه از من آدرس استراليا رو مي خواست و اطلاعاتي كه نداشتم. يه پيغام اتوماتيك اومد كه مي خواي چت كني؟ منم تاييد كردم و ايشون راهنمايي فرمودند.)
دو روز بعد ايميل اومد كه با توجه به زمان ورودتون به استراليا و توجه به اينكه حداكثر سه هفته پس از باز كردن حساب بايد پولي به حسابتون واريز كنيد خبر بدين كي حساب باز كنيم:


Thank you for the account opening application. In the application, you have stated the arrival date is ... and you have selected a Smart Access account. This account has account keeping fee of $4/month. Once the account is opened, initial deposit is required within 3 weeks from the account opening date. In addition, no access including withdrawal and internet banking is allowed into the account prior to the account being activated upon your arrival.
Please inform me when are you going to transfer funds into the account, should you would like to transfer funds closer to your arrival date, I will organise the account within 3 weeks of arrival

بلیط

من براي يك ماهه ديگه بليط امارات گرفتم (از آژانس طاهاگشت http://www.tahagasht.com ).  تهران به دبی و سپس عوض کردن هواپیما به مدت سه ساعت و پرواز به سمت سنگاپور جهت سوختگیری و نهایتا به سمت ملبورن . جمعا بیست و یکی دو ساعتی تو راهیم.  راستي اگه به خانم اسكافي توي طاها گشت بگيد كه عضو مايگرنت هلپ هستيد بهتون دو درصد تخفيف ميده. براي ما جمعا شد دو ميليون و صدو شصت هزار تومن كه چهل تومن بابت تخفيف ازش كم كرد يعني ۲۱۲۰.

از طریق سایت امارات صندلي هاي تهران تا دبي رو به راحتي مي تونستم انتخاب كنم ولي مسير بعدي تعداد زيادي صندلي انتخاب شده داشت و محدود شده بودم. صندلي كنار پنجره و وسط رو انتخاب كردم ولي شايد عوضش كنم كه راحت تر بتونيم قدم بزنيم (سه صندلی در کناره ها و چهار تا  در ردیف های وسط بود).
من از سايت
www.emirates.com در قسمت پلن اند بوك و Manage a Bookingصندليم رو رزرو كردم. (به جاي Booking Reference حروف و اعداد بعد از عبارت AIRLINE: EK/ وجود دارد - البته براي بليطهاي الكترونيكي كه آژانسها تهيه مي كنند- رو وارد کردم) . ضمنا می شد از قبل نوع غذا رو هم انتخاب کرد.
پس از انجام پرواز ظاهراْ  مسافت پرواز به Skywards Miles اضافه مي شه و زمانی که به سقف ۲۰ هزار مایل برسه  کارت به آدرسم ارسال میشه. البته امکانات خاصی قائل نمی شند.

سازمان مهاجرت

يه سازماني هست كه به مهاجرهاني كه مي خوان بليط يكطرفه بگيرند تخفيف مي ده (الته نميدونم چجوري حساب مي كنند كه آخرش از آژانس گرونتر در مياد) ولي اجازه داريد كه تا ۴۰ كيلو بار ببريد (بليط هواپيمايي امارات ميده) . قسمت ما كه نبود. هر چي تماس گرفتيم گفت بليط ملبورن براي تا سه ماه ديگه نداره. به آدرس استرالياشون هم ايميل زدم ولي دوباره فوروارد كردن همينجا و دوباره گفتند نداريم.

IOM Tehran

Office: +98 (21) 220 48 886-7

Fax: +98 (21) 220 44 929

Email: nzarvan@iom.int

Web: www.iom.int

ويزامون رو چسبوندند

امروز ساعت ۱۳ وقت سفارت داشتيم كه ليبل ويزامون رو توي پاسپورتهامون بچسبونند. صبح رفتيم براي شناسنامه جديد )كامپيوتري اقدام كنيم ولي اينقدر دفاتر پيشخوان دولت شلوغ بود كه پشيمون شديم ضمن ايكه مي گفتند شناسنامه ممكن حتي تا دو ماه طول بكشه تا بدستمون برسه (ما كه شهرستاني هستيم احتمال بايد فرض رو بر همون دو ماه بذاريم). البته خوب شد نداديم چون بايد وكالت فروش به مادرم بدم و مداركمون باشه بهتره. بعدش رفتيم خيابون خرمشهر براي گواهينامه بين المللي (اوايل خيابون عربعلي نوبخت) بيست نفر جلوم بودند و شماره ۲۰۳ بودم. ساعت ۲۰ دقيقه به يك نوبتم شد. مدارك رو تحويل دادم و براي هر نفر ۳۱۲۰۰ تومان كارت كشيدم. گفت منتظر بمون تا صدات بزنم. من هم كه وقت سفارتم داشت مي پريد گفتم نيمساعت ديگه ميام بگيرمش.

بالاتر از پارك ساعي (خالد اسلامبولي) توي خيابون ۲۳ پنج دقيقه به يك رسيديم پشت در سفارت استراليا. بعد يه ده دقيقه اي صدامون زدند رفتيم تو. موبايل رو تحويل داديم و رفتيم توي سالن انتظار. بعد از چند دقيقه يه خانمي از پشت شيشه هاي دودي تيره صدام زد. رفتم پاسپورتها رو از يك بريدگي كوچكي كه زير شيشه بود تحويل دادم. گفت لطفاً گرنت لتر رو هم بديد. گفتم "گرنت همراهم نيست ولي پرينت از چيز وب سايت رو دارم". منظورم همون صفحه آنلاين سازمان مهاجرت قسمت Entitlement Details بود ولي هول شدم. مدارك رو گرفت و من هم برگشتم نشستم. يه پنج دقيقه اي گذشت (چهار نفر ديگه هم منتظر بودند) يكي رو صدا كرد فكر كردم اسم منو گفت. سريع رفتم جلو و پاسپورتهايي كه دستش بود بگيرم ولي تا چشمش به من افتاد از دستم كشيد. اسمم رو گفتم. گفت نه خراساني رو صدا زدم. برگشتم يه ۲۰ دقيقه اي با بانو گپ زديم تا دوباره صدام زد.

وااااااااااي اين پاس من بالاخره با ارزش شد. راستي اسمم كامل جا نشده بود. گفت چون فاميليت درازه اسمت رو كامل نزده. خانمم هم خوشحال بود و مي خنديد. به همين سادگي. از امروز مي تونيم وارد شيم و تا هر وقت دلمون خواست تو استراليا زندگي كنيم. تا جون ۲۰۱۲ هم فرصت ورود به استراليا داريم. يعني بيش از ۱۰ ماه ديگه.

بعد از مزين شدن پاسپورت رفتيم به شركت گلدن گروپ تا مداركمون رو ازشون بگيريم. البته تلفني با آقاي جيسون صحبت كردم و بهش گفتم ويزا رو چسبوندم (زيرآبي رفتم) گفت قبل چهار بيا چون سمينار معرفي استراليا داريم. اونجا كه رفتم همون پس از كلي انتظار يه خانمي اومد منو برد امور مالي. خوشبختانه قراردادم همراهم بود. جيسون مثل شير اونجا واستاده بود و مداركم هم دستش. همون اول گله كرد كه ويزا رو ما بايد برات مي گرفتيم. منم گفتم من اونقدر صبور نيستم. مدارك رو داد بهم و گفتند صبر كن قراردادت رو بررسي كنيم. يه بيست دقيقه اي علافمون كردند و بعد بي هيچ رسيدي گفتند خوش آمديد. حتي قراردادمون رو هم ندادند و خطخطي كردند. راستي جيسون گفت كه هر مشتري كه معرفي كني ۵ درصد از قرارداد رو بهش تخفيف مي ديم كه مي تونيد بين خودتون تقسيم كنيد. ضمنا يه پكيج براي افرادي كه مي خواند برند استراليا (شامل هتل و بليط و معرفي شهر...) داريم. منم گفتم فعلا يه سال وقت داريم تا بريم استراليا ولي تو دلم گفتم پول يامفت به كسي نمي دم. اونقدر هم چلاق نيستم كه بليط و هتل نتونم بگيرم.

بعد از گلدن گروپ رفتيم سازمان مهاجرت ببينينم كه چه خدماتي ارائه مي كنند.(بالاتر از پارك ملت خيابون خرسند نبش لادن) ولي ۴:۳۰ رسيديم و تعطيل بود. گفته ميشه كه بليطهايي كه مي فروشند تا چهل كيلو بار مجاز داره. شنبه دوباره مي رم ببينم چه خبره. شايدم فردا زنگ زدم.

صدور گرنت

اااااااااااااه. اين اينترنت دايال آپ كشت منو.
نميدونم واقعيه يا نه ولي ظاهرا به تاريخ ديروز همه چي مت و اپروود شده و شماره نامه گرنت رو هم نوشته. ظاهرا ديروز يه خبرايي بوده ولي نميدونم چرا گلدن گروپ خوابش برده. يعني من خواب مي بينم و ويزا صادر نشده Sad يا گلدني ها خوابند Razz
هيچ احساسي ندارم. پدربزرگم تلفني بهم گفت كه دلش برام تنگ شده و كاش كه منو ببينه. ولي بعدش فوت كرد. ديروز سر خاك پدرم و پدربزرگم كلي درد دل كردم. امروز اومدم خونه مادرم با اين اينترنت كوفتي از ساعت 10 صبح تا ساعت يك و نيم كلنجار رفتم تا وارد سايت بشم مي بينم كه بهههله Surprised .
كاش خواب نباشم. يعني ميشه اشتباهي نشون بده Surprised يا اين پروفايل منه Wink
كاش زودتر برگردم تهران.
راستي هنوز به هيچ كس نگفتم كه براي مهاجرت اقدام كرديم. Wink موندم حالا كه مشهد هستم خداحافظي كنم يا باشه بعدا كه مطمئن شدم. Thinking Thinking

PCC  (گواهي عدم سوء پيشينه)

گواهي عدم سوء پيشينه: پس از تحمل كلي دردسر به قرار زير گرفتمش. اونايي كه عجله دارند ميتونند اين راه رو برند به شرطي كه هنوز تحويل پست نشده باشه:
صبح ساعت 8 و ربع جلو در پليس آگاهي تهران بزرگ بودم (شاپور). يه صف كوچيك براي تحويل موبايل بود كه من چون همراهم رو نداشتم پس از عبور از گيت و بازرسي رفتم داخل سالن. اتاق شماره 3 براي تشخيص هويت بود. گفتم پليس +10 انگشت نگاري كرده و هنوز خبري نيست و من مهلتم تمومه. اونم با گفتن اينكه اصلا به ما مرتبط نيست آب پاكي رو ريخت رو دستم و حتي گفت كه تو سيستم هم نميشه چك كرد (از اون سركاري ها بود) اما گفت اگه خيلي ضروريه مي توني بري دادسرا حكم قضايي جهت رسيدگي بگيري بياري اينجا. (خداييش اين حكم قضايي رو كف كردم.) Crying or Very sad
دلمو زدم به دريا رفتم ميدون انقلاب-ابتداي خيابون 12 فروردين-دادسراي تهران بزرگ. يه صف بود طبقه همكف كه تو اتاق 3 مي تونستي نوبتشو بگيري واستي براي صف اتاق 1 كه همون نماينده دادستان براي متولدين شهرستان بود. (از همون اول بايد مستقيم مي اومدم اينجا)(راستي براي تهراني ها اتاق شماره 2 بود). شماره 19 و 20 رو داد به من. نفر سوم تو بود.
نماينده محترم هم تو كامپيوترش چك كرد و گفت هنوز از آگاهي نيومده و به ما ربطي نداره Crying or Very sad منم پامو كردم تو يه كفش كه تا همين فردا ضروري لازمش دارم وگرنه سفارت استراليا كارم با مشكل مواجه ميشه. با كمي مكث و منت برام توضيحات نوشت و امضا كرد و رفتم اتاق 4 مهر ايشون (صالحي رپيس اداره سجل كيفري) رو زدند پاي برگه گفت برو آگاهي.
دوباره سرازير شدم سمت آگاهي شاپور سراغ همون اتاق 3. بهم مجوز عبور داد گفت برو داخل حياط ساختمون 3 طبقه اول قسمت استعلام و سوء پيشينه (البته فقط گفت ساختمون3) اونجا مدارك رسيد پليس +10 رو گرفت و بعد از يه ربع گفت فرستاديم دادسرا گفتم الان از اونجا ميام گفت با دو هزارتاي ديگه امروز فرستاديم (رو كامپيوتر نشونم داد) دو باره برگشتم دادسرا پيش آقاي صالحي و گفتم تو كامپيوترتونه لطفا تاييد كنيد. پس از تاييد گفت برو آگاهي پرينتشو بگير بيار مهربزن Crying or Very sad
دفعه سوم رفتم آگاهي و مراحل قبلي سپري شد و دفعه سوم رفتم دادسرا مهر زدم.
ناقابل چهار ساعت و ربع طول كشيد. البته الان خوشحالم كه منتظر پستچي نيستم. Very Happy
ضمن اينكه از امروز هم دادسرا و هم آگاهي بخواهند 2000 گواهي رو تاييد كنند و پرينت بگيرند و بدند دست پست فكر كنم دو هفته ديگه طول مي كشيد.

راستي دادمش براي ترجمه. سه چهار روز ديگه با مهر دادگستري و وزارت امور خارجه آماده ميشه.

مديكال

بالاخره ديروز زنگ زدند و گفتن كيس آفيسر از ما دوم جون مديكال و سوء پيشينه (پی سی سی) خواسته. بوي ويزامون مياد. كلي خوشحال شديم.

بانو زنگ زد از دكتر سجاديان براي امروز ساعت ۱۲ نوبت گرفت. گفت كه لازم نيست ناشتا باشيد ولي ما جانب احتياط رو رعايت كرديم يه وقت قندمون بالا نزنه ادرارمون شيرين بشه .  اول صبح هم رفتیم پلیس بعلاوه۱۰ برای انگشت نگاری.  گفت حدود ۲۱ روز دیگه با پست می یاد. راستی نامه ازمون خواست که گفتیم برای سفارته و کپی  صفحه اول پاسپورت رو ازمون گرفت.

ساعت ۱۲ پیش منشی دکتر سجادیان رسیدیم. (طبقه پایین بیمارستان آتیه). اول مبلغ ۲۴۰ هزار تومن ناقابل پرداختيم  بعلاوه فرمهاي مربوطه و عكس. بعد رفتيم سراغ معاينه چشم كه پايين ترين رديف تابلوش رو نديدم يه چيزي پروندم اونم گير نداد و نوشت ديد كامل. براي خانمم هم نوشت با عينك ارائه شده ديد كامل (به فارسي براي دكتر سجاديان نوشت).

خانم دكتر سجاديان پس از كلي سوال كه آيا تا حالا عمل شديد؟ بستري بوديد؟و... ابتدا مارو وزن و بعد معاينه كلي كرد.(از زير لباس به شكم من و خانمم فشار مي داد تا معاينه كنه و اگر جاي عملي تو اين محدوده بود متوجه مي شد. اما خارج از فاصله شكم تا سينه رو نگاه نمي كنه و همينطور پشت رو نگاه نمي كنه).
يه سري داروها گفتيم استفاده مي كنيم كه ظاهرا اهميتي نداشت و پيگيري نكرد . از اسامي داروهامون يادداشت هم نديدم برداره. ظاهرا به موارد خاص گير ميدن.
آزمايش خون هم فقط ايدز نوشته بود. همين. بعلاوه آزمايش كامل ادرار ( نوشته بود كامل ادرار من فكر كردم كامل بايد ظرف پر بشه نگو منظورش اينه كه تمام آزمايشات ادرار انجام بشه ) و عكس راديولوژي.
ضمنا چربي خون و تيروئيد رو اصلا چك نمي كنند و با اين تيپ مشكلات كاري ندارند.
شماره پيگيري  تي ان تي رو هم گفت كه 12 روز ديگه تماس بگيرم.
ساعت يك  آزمايشاتمون تموم شد البته قبض آزمايش خون را به منشي دكتر داديم و قبض راديولوژي رو بهمون پس داد. 

راستي دكتر خودش خيلي مودب بود.  اولش من فكر كردم داره معاينم مي كنه ولي بعد از يه كم متوجه شدم داره دكمه آستينم رو باز مي كنه گفتم  اجازه بديد خودم باز كنم گفت نيازي نيست.

پيگيري

بالاخره يه جوابي از گلدن برام اومد.

چند باري بود كه ازشون درخواست پيگيري مي كردم تا بالاخره به دياك ايميل زدند. يه جواب روتين اومده كه پرونده در حال بررسيه و ممكنه زمان ببره. از اون پيغامايي كه براي هركي پيگيري كنه مي فرستند. خوبيش اين بود كه فهميدم آفيسرمون آنتوني چمبرز هستش. چقدر اين سكيوريتي چك طولانيه. حدود ۱۵ ماهه كه لاج كرديم ولي تو چكيم.

درخواست فيش حقوقي و سابقه بيمه

از گلدن گروپ زنگ زدند و گفتند كه سابقه بيمه و فيش حقوقي ازم خواسته شده. من هم براي هر سال دو الي سه فيش جمعا ۱۹ فيش ترجمه كردم و با ترجمه نامه اي كه از بيمه (سابقه بيمه) داشتم دادم بهشون. اميدوارم هر چه زودتر تكليفمون روشن بشه. البته مدارك رو كيس آفيسر اوايل فروردين درخواست كرده ولي تا به من خبر دادند و من آماده كردم يه ۲۰ روزي گذشت.

خدا رو شكر. پرونده در حال بررسيه.

لاج براي تولدي دوباره

خرداد ماه بود كه براي ارزيابي مداركمون ارسال شد و تو شهريور جواب تاييديه اش اومد. تا حالا هم هي ترجمه هي ترجمه.  بالاخره كلي مدرك و ترجمه و كپي برابر با اصل رو تحويل وكيل دادم بعلاوه يك و نيم ميليون قسط زمان لاج. اگه خدا بخواد اوايل آبان برامون مي لاجند. باز خدا رحم كرد كپي برابر اصل صفحه اي 20 تومنه.

ليست مدارك مورد نياز جهت ارائه به اداره مهاجرت استراليا

1-   فتوكپي برابر اصل True Copy پاسپورت فعلي متقاضي و همراهان با حداقل دو سال از اعتبار از صفحه يك الي 7 (داراترجمه تا 11 انجام داد) بعلاوه صفحات مهرخورده و داراي ويزا

2-     يك نسخه كپي برابر اصل و يك نسخه ترجمه رسمي شناسنامه همه افراد همراه

3-     فتوكپي برابر اصل و ترجمه رسمي آخرين مدرك تحصيلي و ريز نمرات همه افراد

4-   فتوكپي برابر اصل و ترجمه رسمي نامه تاييد كننده تحصيل متقاضي به زبان فارسي (اين نامه احتمالاً ديگه تو سيستم امتياز دهي جديد كارساز نباشه)

5-     فتوكپي برابر اصل و ترجمه رسمي گواهي شغل متقاضي و همسر

6-      اصل نامه تاييد ارزشيابي (اسس) از استراليا و يك نسخه از تمام مداركي كه براي ارزشيابي فرستاده ايد.

7-     يك CV جديد انگليسي به صورت فايل Word

8-     اصل مدرك آيلتس متقاضي و آيلتس 4.5 (ميانگين) همراهان بالاي 18 سال

9-     در صورت نداشتن آيلتس 4.5 همراهان، مبلغ 3510 دلار استراليا در آخرين مرحله اقامتي پرداخت گردد.

10- فتوكپي برابر اصل و ترجمه رسمي سند ازدواج و طلاقنامه در صورت وجود

11- هزينه درخواست ويزا 2525 دلار استراليا (البته وكيل از من بيش از 3200 دلار گرفت و منم زياد گير ندادم)

12- دو قطعه عكس 4*6 زمينه روشن از همه اعضاء (پشت نويسي شده به انگليسي: نام و نام خانوادگي و تاريخ دقيق تولد)

13- فتوكپي برابر اصل و ترجمه رسمي كارت پايان خدمت يا معافيت براي آقايان

14- فتوكپي برابر اصل و ترجمه رسمي گواهي عدم سوء پيشينه در زمان درخواست كيس آفيسر براي متقاضي و همراهان بالاي 16 سال (معمولا در اواخر پروسه و همزمان با آزمايشات پزشكي-مديكال- درخواست مي گردد)

خوان آیلتس

آیلتس هم شدم ۶.۵ . جالبه قصد تست خودمو داشتم ولی حالا باید آزمون مهر رو که ثبت نام کردم کنسل کنم.

رفتم موسسه آزاد چابهار که آزمون رو برگزار کرده بود (بالاتر از  میرداماد) و ۳۹هزارتومان و آدرس  Engineers Australia رو دادم بهشون كه پست كنند.

ظاهراً  الكي پول كلاس آيلتس به سفير گفتمان دادم. نمره آيلتسو گرفتم ولي تازه دارم ميرم كلاس. بيخيال. چهارتا اسكيل رو ميرم تا آخرش. خدا رو چه ديدي شايد يه وقت نمره ۷ لازم داشتم.

ارائه مدارك اسس

امروز چك دومم كه براي استارت پروسه مهاجرت لازم بود پاس شد. مدارك لازم رو  که گفته بودم در اختيار وكيلم گذاشتم تا كار رو آغاز كنند. راستي تصميم گرفتم قبل از آزمون مهرماه يكبار شانس خودمو امتحان كنم و امتحان آيلتس بدم. رفتم تو سايت و يه نفر براي شش خرداد جا باز شده بود و سريع ثبت نام كردم. البته يه بار رفتم گلدن گروپ و تو يه شبه آزمون آيلتس شركت كردم.  يك 5/5 داشتم و بقيه بيشتر از 6 . كمي اميدوار شدم. البته يه چند روزي هست كه منتظرم اگه هم سطح من كسي پيدا شد و كلاس به حد نصاب رسيد، زبان رو شروع كنم.

جمع آوري مدارك اسسمنت

 يه ليست بلند بالايي از مدارك لازم جهت اسس به ما داده شد. اولين مرحله از پروسه مهاجرت استراليا اينه كه مداركت رو سازمان مربوطه –براي ما Engineers Australia- ارزيابي و تاييد كنه. تازه پس از اخذ اين نامه تاييديه مي توني اقدام به لاج آنلاين بكني. يكي از مدارك لازم، سه اپيزود از كارهايي است كه انجام داده ام يعني بايد شرح كامل سه پروژه رو در يك قالب خاص براشون بنويسم. گلدن گروپ دو نمونه جهت شبيه سازي به من ارائه كرد. ضمن اينكه از تمام جاهايي كه كار كرده ام بايد يك نامه بگيرم كه سمت و حقوق و پنج وظيفه اصلي من رو در اون سازمان شامل بشه. كار خيلي سختيه. راستي براي اسس بايد آيلتسمو بگيرم اما ميشه كه آيلتس رو پس از ارسال مدارك براشون فرستاد و لازم نبود كه از ابتداي كار ارسال بشه. ما هم تو سايت سنجش ثبت نام كرديم و پس از تاييد عكسها، براي 4 مهر 88 وقت آيلتس گرفتيم.

مدارك مورد نياز جهت ارائه به مركز ارزيابي (Engineers Australia)

1-     كپي برابر اصل پاسپورت (صفحه 1 تا 11 و صفحات دراراي ويزا) كه دارالترجمه انجام مي گردد و يا ترجمه و فتوكپي برابر اصل شناسنامه متقاضي

2-     شش قطعه عكس 4*6 جديد با زمينه روشن

3-     ترجمه مدارك و همينطور ريز نمرات بعلاوه كپي برابر اصل آنها

4-     ترجمه گواهي كار و فتوكپي برابر اصل آن (حداقل سه سال) كه گواهي بايد در سربرگ شركت و داراي آدرس و شماره تلفن با ذكر سمت امضا كننده و همينطور ذكر سمت، حقوق و حداقل پنج مسئوليت اصلي شاغل

5-     هزينه ارزشيابي معادل 450 دلار استراليا

6-      IELTS (نمره حداقل 6 در هر 4 قسمت)

آغاز پروسه مهاجرت

ديروز لابلاي حرفاي كسي كه پرزنت مي كرد يه جمله تحريكم كرد كه به جاي وقت كشي هر چه سريعتر وكيل بگيريم "شايد يكبار فرصت اقدام كردن براي مهاجرت داشته باشيد ولي پيشنهاد ما به شما اينه كه اون يك بار رو وكيل بگيريد چون راهي رو كه حداقل دو سال بايد طي كنيد به سرانجام برسه".

زنگ زدم با خانمي كه به سوالاتمون جواب داده بود صحبت كردم و گفتم كه قبل عيد فقط يك و نيم ميليون تومن رو مي تونم بدم و مابقي رو يك ماه و نيم ديگه. بعد از كلي كلاس كذاشتن و اجازه گرفتن از بزرگترها، ايشون رضايت دادند كه قرارداد مهاجرت بين ما و شركت اونا بسته بشه (و دقيقا در همين روز قرارداد امضا شد).

و بدين ترتيب بود كه در سي و يكمين سالگرد تولدم اولين قدم مهم جهت مهاجرت به استراليا رو با همراهي بانوي محترم برداشتيم.

خدايا كمكمون كن. من خيلي تنها هستم و غير از همسرم هيچ پشتوانه اي ندارم. تنها ياري دهنده من تو هستي.

پرزنت شدن پروسه مهاجرت

يه چند باري بود كه تبليغات شركت WIP رو تو همشهري با عنوان ويزا جهت مهندسين مكانيك و برق و عمران مي ديدم. بانو هم چند بار نشونم داده بود. ولي بالاخره دل رو زدم به دريا و وقت گرفتم. ديروز يه سمينار داشتند. به آدرس مورد نظر كه رفتم ديدم اين كه همون شركت گلدن گروپه كه همكارم تلفنش رو داده بود. از شرايط زندگي و هزينه ها مي گفت. خيلي مشتاق شديم. بعد سمينار با كسي كه پرزنت مي كرد صحبت كرديم. شرايط ما رو تاييد كرد و گفت مي تونيم اقدام كنيم. پرسيدم چرا خودتون اقدام نمي كنيد گفت كه اگه كارت معافيت داشت حتما اقدام مي كرد. بعدش يه خانم اومد و دوباره رودرو (دور ميز) به سوالات ما جواب داد. كلي هم فيلم بازي كرد كه شما كيس مناسبي هستيد و بدون هيچ مشكلي 18 ماهه ويزاتون رو مي گيريد. قراردادشون 5/5 ميليون تومان بود كه 3م ت رو همون اول كار مي گرفتند و يك و نيم ميليون تومن زمان لاج آنلاين و يك ميليون هم پس از درخواست مديكال توسط آفيسر. قرار شد فكرامون رو بكنيم و خبر بديم. ضمناً گفتند كه اگه قبل از عيد اقدام كنيم يه ووچر هم بهمون ميدند كه ميشه براي تا صدهزارتومن ترجمه رايگان و سه بار آزمون آيلتس شبيه سازي شده و تخفيف پنجاه درصدي كلاس زبان (20 جلسه) از اون استفاده كرد.

مقدمات مهاجرت

خيلي وقت بود كه به فكر رفتن به كشورهاي ديگه بودم ولي نمي تونستم اقدام كنم. هم به خاطر ترس از زبان و هم بدهي، وام ... . از سال 81 كه ازدواج كردم چند بار كلاس هاي متفرقه زبان شركت كرده بودم. اما امسال خوشبختانه يه حركتي كردم اول از همه مدرك ليسانسم رو آزاد كردم چون از منطقه 2 وارد دانشگاه اميركبير شده بودم و بايد دوبرابر زمان تحصيل سابقه كار با بيمه مي داشتم. ولي دو سال و نيم از سابقه كارم رو به خاطر اينكه همزمان با فوق ليسانس بود قبول نكردند و جمعا 200 هزارتومن دادم و مدركم رو گرفتم (نسبت به فوق لیسانس ۲۴۰ تومنی برای هر ترم قیمت مناسبیه برای آزاد کردن مدرک دانشگاهی). به اميد اينكه روزي به درد بخوره. راستي يه روز رفتيم (با بانو) به يك سمينار ادامه تحصيل در استراليا ولي وسطاش به خاطر اينكه حال خانمم نامساعد بود برگشتيم خونه.

راستي يكي از همكارام (البته با مدرك فوق ديپلم فني) براي استراليا اقدام كرده و وكيلش يه شركتيه به نام گلدن گروپ. يه چند وقتيه كه مي خوام باهاشون تماس بگيرم ولي فرصت نمي كنم. البته يه پنج ماهي هست كه به دفتر شركت كار دومم سر نمي زنم ولي قرار شده كه اينترنتي كارها رو انجام بدم و اين خودش متوسط روزي يكي دو ساعت وقتمو مي گيره.