حركت به سوي ملبورن
كليه زندگيمون خلاصه شد تو سه تا چمدون بزرگ و دو سه تا ساك دستي و يك كيف لپتاپ و يه دست كت و شلوار (كه لباساي خانمم هم تو كاور همون بود تا ببريم بالا). تصميم گرفتيم بار فريت نكنيم و همه چيز رو در حد نياز از همونجا بخريم.
بالاخره تصميم گرفتيم كه بدون رزرو هتل بريم ملبورن ببينيم اوضاع از چه قراره. سه ساعت قبل از پرواز (روز و ساعت پرواز: روز سوم مهر ساعت چهار صبح) رفتيم فرودگاه امام. خوشبختانه پرسنل امارات به اضافه بارمون كه حدود 7 كيلو بود گير ندادند همينطور پليس به پول نقدي كه با خودمون گرفته بوديم (قرار بود پولا رو بين خودم و خانمم تقسيم كنم كه يادم رفت). چمدونها رو كه گذاشتم با تعجب به خانمه گفتم اضافه بار ندارم؟ خانمه هم با خنده گفت لابد نداريد ديگه.
اول رفتيم دبي (حركت ساعت 4). بعد از دو ساعت انتظار در دبي هواپيماي ملبورن رو سوار شديم. البته در سنگاپور يكساعتي پس از پياده شدن منتظر موندم تا مجددا هواپيما عوض كنيم (گفته بودند فقط سوختگيري داره!!) در مجموع بد نبود. پذيرايي هم كافي بود چون به توصيه دوستان مايگرنت هلپ براي داخل هواپيما نون و پنير و ميوه گرفته بودم كه نيازي به خوردن اونا پيدا نشد. جالبه كه خانمم فوق العاده به تكون خوردن وسايل نقليه حساسه ولي عليرغم طولاني بودن مسافرت حالش بد نشد. نزديك ملبورن فرم اظهارنامه گمرك Incoming passenger card رو كه توي پست هاي قبلي متنش رو نوشتم رو بهمون دادند و ما هم پر كرديم (يكي هم نزديك سنگاپور دادند كه نيازي به پر كردنش نبود چون سنگاپور فقط سالن ترانزيت رفتيم) بالاخره ساعت 8 صبح (به وقت استراليا) رسيديم ملبورن يعني كلا 22 ساعت تو راه بوديم (توي ايران سه روز پيش ساعت ها رو يكساعت تغيير داده بودند و حالا اختلاف ساعت فكر كنم شش ساعت و نيم بود و دو هفته ديگه اينجا ساعت ها رو تغيير مي دند و اختلاف ساعت ميشه هفت ساعت و نيم )
توي فرودگاه اول ويزا رو چك فرمودند (هر دو مون رو صدا زد گفت بياين جلو) و چند تا سوال پرسيدند كه كار پيدا كردي يا نه و اينكه چه هتلي مي خوايد بريد. من هم جوابي نداشتم. خانمه با ناراحتي گفت دفعه بعد بدون رزرو هتل نيايد. ما هم گفتيم چشم. جلوتر بارا رو چك مي كردند. ما هم چون توي فرم اظهارنامه قسمت هاي 1 و 6 و نه رو پر كرده بوديم هدايتمون كردند به يه قسمتي كه كليه وسايلمون رو از داخل دستگاه اشعه X رد كردند و مي خواستند كه وسايلي كه مشكوك بودند رو براشون در بياريم و چك كنند. همه مواد غذايي رو چك كردند. به زرشك عليرغم اينكه برچسب نداشت گير ندادند (شايد چون افسره يه خانم هندي بود و فهميد چيه) ولي ميوه هايي رو كه براي داخل هواپيما گرفته بوديم (ليمو براي چاي و موز) رو ازمون گرفت. پنير كيبي هم داشتيم كه توي كامپيوتر چك كرد گفت ورود لبنيات ايراني ممنوعه. ولي نون و باقي چيزها رو بهمون پس داد.
و بدين ترتيب اجازه دخول به يكي از بلاد اوزستان را كسب نموديم.
راستی هیچ جا به دارو ها گیر ندادند. هم داروی ممنوعه (کدئین و ... ) داشتیم و هم معمولی مثل ماینوکسیدیل و استامینوفن. حتی دبی به کدئینی که برای داخل هواپیما گرفتیم کاری نداشتند.