ويزامون رو چسبوندند
امروز ساعت ۱۳ وقت سفارت داشتيم كه ليبل ويزامون رو توي پاسپورتهامون بچسبونند. صبح رفتيم براي شناسنامه جديد )كامپيوتري اقدام كنيم ولي اينقدر دفاتر پيشخوان دولت شلوغ بود كه پشيمون شديم ضمن ايكه مي گفتند شناسنامه ممكن حتي تا دو ماه طول بكشه تا بدستمون برسه (ما كه شهرستاني هستيم احتمال بايد فرض رو بر همون دو ماه بذاريم). البته خوب شد نداديم چون بايد وكالت فروش به مادرم بدم و مداركمون باشه بهتره. بعدش رفتيم خيابون خرمشهر براي گواهينامه بين المللي (اوايل خيابون عربعلي نوبخت) بيست نفر جلوم بودند و شماره ۲۰۳ بودم. ساعت ۲۰ دقيقه به يك نوبتم شد. مدارك رو تحويل دادم و براي هر نفر ۳۱۲۰۰ تومان كارت كشيدم. گفت منتظر بمون تا صدات بزنم. من هم كه وقت سفارتم داشت مي پريد گفتم نيمساعت ديگه ميام بگيرمش.
بالاتر از پارك ساعي (خالد اسلامبولي) توي خيابون ۲۳ پنج دقيقه به يك رسيديم پشت در سفارت استراليا. بعد يه ده دقيقه اي صدامون زدند رفتيم تو. موبايل رو تحويل داديم و رفتيم توي سالن انتظار. بعد از چند دقيقه يه خانمي از پشت شيشه هاي دودي تيره صدام زد. رفتم پاسپورتها رو از يك بريدگي كوچكي كه زير شيشه بود تحويل دادم. گفت لطفاً گرنت لتر رو هم بديد. گفتم "گرنت همراهم نيست ولي پرينت از چيز وب سايت رو دارم". منظورم همون صفحه آنلاين سازمان مهاجرت قسمت Entitlement Details بود ولي هول شدم. مدارك رو گرفت و من هم برگشتم نشستم. يه پنج دقيقه اي گذشت (چهار نفر ديگه هم منتظر بودند) يكي رو صدا كرد فكر كردم اسم منو گفت. سريع رفتم جلو و پاسپورتهايي كه دستش بود بگيرم ولي تا چشمش به من افتاد از دستم كشيد. اسمم رو گفتم. گفت نه خراساني رو صدا زدم. برگشتم يه ۲۰ دقيقه اي با بانو گپ زديم تا دوباره صدام زد.
وااااااااااي اين پاس من بالاخره با ارزش شد. راستي اسمم كامل جا نشده بود. گفت چون فاميليت درازه اسمت رو كامل نزده. خانمم هم خوشحال بود و مي خنديد. به همين سادگي. از امروز مي تونيم وارد شيم و تا هر وقت دلمون خواست تو استراليا زندگي كنيم. تا جون ۲۰۱۲ هم فرصت ورود به استراليا داريم. يعني بيش از ۱۰ ماه ديگه.
بعد از مزين شدن پاسپورت رفتيم به شركت گلدن گروپ تا مداركمون رو ازشون بگيريم. البته تلفني با آقاي جيسون صحبت كردم و بهش گفتم ويزا رو چسبوندم (زيرآبي رفتم) گفت قبل چهار بيا چون سمينار معرفي استراليا داريم. اونجا كه رفتم همون پس از كلي انتظار يه خانمي اومد منو برد امور مالي. خوشبختانه قراردادم همراهم بود. جيسون مثل شير اونجا واستاده بود و مداركم هم دستش. همون اول گله كرد كه ويزا رو ما بايد برات مي گرفتيم. منم گفتم من اونقدر صبور نيستم. مدارك رو داد بهم و گفتند صبر كن قراردادت رو بررسي كنيم. يه بيست دقيقه اي علافمون كردند و بعد بي هيچ رسيدي گفتند خوش آمديد. حتي قراردادمون رو هم ندادند و خطخطي كردند. راستي جيسون گفت كه هر مشتري كه معرفي كني ۵ درصد از قرارداد رو بهش تخفيف مي ديم كه مي تونيد بين خودتون تقسيم كنيد. ضمنا يه پكيج براي افرادي كه مي خواند برند استراليا (شامل هتل و بليط و معرفي شهر...) داريم. منم گفتم فعلا يه سال وقت داريم تا بريم استراليا ولي تو دلم گفتم پول يامفت به كسي نمي دم. اونقدر هم چلاق نيستم كه بليط و هتل نتونم بگيرم.
بعد از گلدن گروپ رفتيم سازمان مهاجرت ببينينم كه چه خدماتي ارائه مي كنند.(بالاتر از پارك ملت خيابون خرسند نبش لادن) ولي ۴:۳۰ رسيديم و تعطيل بود. گفته ميشه كه بليطهايي كه مي فروشند تا چهل كيلو بار مجاز داره. شنبه دوباره مي رم ببينم چه خبره. شايدم فردا زنگ زدم.