دانستن يا ندانستن
احتمالاً اين شعر ابن یمین رو قبلا ديديد:
آنکس که بداند و بداند که بداند اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند
اما در ايران امروز و بیشتر اوقات وضع مثل قديما نيست:
آنکس که بداند و بداند که بداند باید برود غاز به کنجی بچراند
آنکس که بداند و نداند که بداند بهتر برود خویش به گوری بتپاند
آنکس که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول ،خر خویش براند
آنکس که نداند و نداند که نداند بر پست ریاست ابدالدهر بماند
+ نوشته شده در جمعه نهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 21:9 توسط کام
|